تبليغاتX
من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )
بگذارد برخیزد ...
با رشادت برادران و خواهران و کلیه صنف عملگان ارتجاع و تحجر با حضور عروسک بی اختیار "زمانی" ایران نو تنها صدای مستقل دانشگاه تفرش

 

توقیف شد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 17:25  توسط فانوس خون  | 

علی اشرف درویشیان در بخش مراقبت های ویژه بستری شده 20

علی اشرف درویشیان

علی اشرف درویشیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

 

علی‌اشرف درویشیان در ۳ شهریور ۱۳۲۰ در کرمانشاه متولد شد. پس از تحصیل در دانشسرا، به تدریس در مدارس روستاهای گیلان غرب و شاه‌آباد غرب پرداخت که فضای فقر زده‌ این مناطق، بعدها در اکثر آثار داستانی او بروز یافت.

او سپس به تهران آمد و در رشته‌ی ادبیات ادامه‌ی تحصیل داد. پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چند بار به علت فعالیت‌های سیاسی به زندان افتاد و نخستین داستان‌هایش را در همانجا نوشت.

از او چندین مجموعه داستان و رمان منتشر شده که اکثرا با اقبال خوانندگان مواجه شده و به چاپ‌های متعدد رسیده است. همچنین مجموعه‌یی به نام «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» را در دست تنظیم دارد که تا کنون ده جلد از آن منتشر شده است.

برخی از نوشته‌های او از جمله کتاب «آبشوران» در سال های پیش از انقلاب با نام مستعار «لطیف تلخستانی» منتشر شده است. او هم اکنون در شهر کرج زندگی می‌‌کند.

آثار:

·  از ندارد تا دارا (مجموعه داستان)

·  کتاب بیستون (جنگ)

·  از این ولایت

·  آبشوران (مجموعه داستان)

·  فصل نان

·  همراه آهنگ های بابام

·  گل طلا و کلاش قرمز (داستان کودکان)

·  ابر سیاه هزار چشم (داستان کودکان)

·  رنگینه (داستان کودکان)

·  روزنامه دیواری مدرسه ما (کودکان و نوجوانان)

·  کی برمی گردی داداش جان (کودکان و نوجوانان)

·  آتش در کتابخانه بچه ها (کودکان و نوجوانان)

·  چون و چرا

·  داستان های محبوب من

·  سلول ۱۸

·  سی و دو سال مقاومت در زندان های شاه: خاطرات صفر خان (صفر قهرمانیان)

·  افسانه‌ها و متل های کردی

·  سال های ابری (رمان)

·  درشتی (مجموعه داستان)

·  فرهنگ افسانه‌های ایران (مجموعه ۲۰ جلدی با همکاری رضا خندان مهابادی)

·  داستان های محبوب من (نقد و بررسی داستان های ایران، ۷ جلد- جلدهای ۱ تا ۵ با همکاری رضا خندان مهابادی)

·  واژه نامه گویش کرمانشاهی

·  خاطرات صفرخان (صفر قهرمانی)

·  یادمان صمد (صمد بهرنگی)

·  شب آبستن است (مجموعه داستان)

آثار در دست انتشار

·         عقاید و رسوم مردم کرمانشاه (از انتشارات اشاره)

·         همیشه مادر (از انتشارات چشمه)

·         قصه آن سال ها (از انتشارات چشمه)

·         داستان های تازه داغ (از انتشارات چشمه)

·         داستان های کوتاه کردی (از انتشارات چشمه)


و مطلبی کوتاه در این باره از هژیر دوست وبلاگ نویس ما

تو جرات ترانه یی در این قلم شکسته گی
 

زنده بمان عمو اشرفِ کودکی های من زنده بمان! این جهان پلشت نکبتی بدون تو دیگر جای نفس کشیدن نیست رفیق! زنده بمان لطیف شیطانی های خانه ی مادربزرگ. زنده بمان امید تلخستان.

حالا اگر بروی رنگینه چه کند روی پشت بام آن خانه ی روستایی. اگر بروی گل طلا چه کند با کلاش های قرمز. حالا با کدام روزنامه دیواری «پیروز» مدرسه شویم.

کناره ی آبشوران را خالی نکن در فصل تلخ نان. اگر بروی رفیق «داداش جان» دیگر به خانه برنمی گردد. تنها تویی که هنوز توی این روزهای سیاه، این روزهای خالی بی امید، این فصل سترون زمین با چراغی در دست دنبال داداش های رفته ی نیامده می گردی. نگاه کن رفیق! عمو اشرف! زمین خاوران بی تو خالی می ماند. نگاه کن عموی قصه های بچگی! داداش جان ها اینجا زیر خاک خوابیده اند.

حالا تو اصلا با اجازه ی کدام بی شرفی می خواهی بروی. وقتش نیست برادر زنده بمان کفتارها و کلاغ های بسیاری هستند که شایسته ترند برای مرگ. نه عمو جان این لباس سفید یک دست به تو نمی آید. این چشم ها عمو اشرف! نباید برود زیر خاک. برگرد! می دانم تحمل زمین، تحمل این کثافت جاری، تحمل این هوای عفن نامردمی سخت است اما برای دل من هم که شده، برای همین چشم هایی که روی کتاب های تو فرستادمشان پشت شیشه های ذره بینی تحمل کن! کودکی های من همین طوری هم بی همه چیز است. تنهایم نگذار عموی خوب روزهای بچگی!

خارج از دستور 1: علی اشرف درویشیان نویسنده ی مردمی کودکان، این روزها با مرگ نحس عبوس دست به یقه شده است در بیمارستان ایرانمهر. نمی دانم چه باید کرد کاش باوری در کار می بود.

 

با آرزوی سلامتی این نویسنده ارزنده.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:53  توسط فانوس خون  | 

آزادی آمریکایی

این هم برای معتقدان به آزادی بخشی آمریکا!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:19  توسط فانوس خون  | 

 

سرانجام حکمم رسید!

به نام انسان ، آزادی ، برابری

 

تمام شد ، انتظار ما هم به پایان رسید !

در مسلخ عدالت مهرورزان در محکمه ای که قاضی و شاکی همه یک ردا به تن داشتند محکوم شدم ، خیلی وقتی است که از این محکومیت های شیرین لذت می برم.

آخر یکی نیست به من بگوید چرا زمینه چینی برای بلوا و آشوب ، چرا برگزاری تجمع غیر قانونی !

تا کی تشویش اذهان خواب آلوده !

بگذار فکر بچه ها ، توی همان خطی که هست باقی بماند ، بگذار کماکان جامعه آگاهی هایمان را بسازد!

بالاخره توفیق اجباری حاصل شد " محرومیت از تسهیلات رفاهی دانشگاه از قبیل وام و خوابگاه و ... "

از قطع صدقه دانشگاه چرا شادمان نباشم ؟ آن هم صدقه ای که باید به صاحبش باز گردد.

رهایی از بندی که خوابگاه می نامندش چرا باید برایم تلخ باشد؟

 

می روم تا روزمرگان ساکن بند چمران و امیرکبیر را به حال خودشان گذاشته باشم. می روم تا ادامه دهم راهم را که تنها یک هدف دارد :

یا زندگی در جهانی که آن را دوست دارم یا نه ! به زندگی که هیچ اختیاری در آغاز و ادامه و حتی پایانش ندارم !

8 مارس ، روز پر شکوه دانشگاه تفرش جرم است می روم تا هنگامی که چمران ، امیرکبیر ، تفرش و فردا ایران و جهان فریاد زنند برابری طلبی غیر قانونی نیست.

می روم تا با یاری همه دوستانم طرحی نو در اندازیم.

می روم تا با بلوا و آشوب خواب آسوده خواب آلودگان را تشویش نکنم.

به ظاهر برای حفظ پرستیژ اداری باید شکایتی را نسبت به حکم تنظیم کنم.

حتما باید بگویم :

آقای ابراهیم نژاد نماینده محترم رهبری  در دانشگاه تفرش!

من جسارت نکرده ام ما را چه به تحقیر زن.

این ها تساوی در عین عدم تشابه ! است تحقیر زن نیست.

این ها همه توطئه مستکبرین است.

توبه می کنم از مخمل کاری های رفقا !

توبه می کنم از بودجه هایی که ازnew democracy  و خانه آزادی  گرفته ام.

لابد باید التماس کنم که ای حضرت نورآذر! ای کسی که هیچ خطی یا هیچ رنگی نداری ، ای دست بوس شاه و پیرو امام امت ! و احتمالا آزادی خواه فردای میهن! دیگر بلوا و آشوب نمی کنم.

باید توبه کنم؟

نه! من توبه نمی کنم ! من از ترس وام و خوابگاه کژراهه نخواهم نوشت.

من از ترس مرگ ، خودکشی نخواهم کرد...

یک بار می خواهم بگویم برای همیشه ، این بار دیگر تنها برای خودم تصمیم می گیرم امروز آن گونه که می خواهم زندگی خواهم کرد .

امروز نه پایان ، که آغاز کار است.


بدون شرحی از یک پروژه از پیش طراحی شده- رجانیوز سایت نزدیک به احمدی نژاد

*واكنش‌ها ادامه دارد

روز گذشته اين واقعه با اعتراضات گسترده دانشجويان دانشگاه اميركبير مواجه شد؛ امروز نيز دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي تهران، علم و صنعت، خواجه‌نصير، امام صادق و ...تجمعي گسترده و آرام در اين دانشگاه ترتيب دادند و خواستار رسيدگي به ابعاد اين واقعه شده‌اند. آنان ضمن اعلام عزاي عمومي پلاكاردهايي همراه دارند كه بر آن مضاميني چون «مانند دانشگاه جاي اوباش نيست»، «انقلاب فرهنگي نياز امروز دانشگاه،‌ قوه قضاييه منتظر برخورد جدي هستند »، «دانشجو ساكت نمي‌نشينه»، و «آزادي انديشه با فحاشي نمي‌شه» نوشته شده ‌است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:29  توسط فانوس خون  | 

چرا اکثریت دانشجویان دانشگاه باید همواره از وجود چنین فضایی، آزرده خاطر و جگر سوخته باشند اما مسئولان دانشگاه و وزارت علوم، کوچکترین حساسیتی نسبت به اصلاح بنیادی فضای فرهنگی و سیاسی دانشگاه امیر کبیر نداشته باشند؟!

 

.....

 

آیا در قانون مجازات اسلامی، کیفری برای آشوب گران و هتاکان و قداست شکنان در نظر گرفته نشده است؟!

 

....

 

اگر مسئولین دانشگاه، خود را در قبال این جریان مخرب و وحشی، مکلف و مسئول نمی دانند، آشکارا اعتراف کنند تا دانشجویان مؤمن و انقلابی، خود مستقلاً پا به میدان بنهند و طعم مرگ آلود غضب علوی را به این جریان موذی، سودای خام برقراری پیوند با گروه های محارب و برانداز نظام را در سر می پرورانند و به خیال خود می خواهند دانشگاه امیر کبیر را به قلب تپنده جنبش دانشجویی ضد انقلاب تبدیل نماید!

 

....

 

  اینک دیگر تقیه جایز نیست                   بی خطبه شقشقیه جایز نیست
هشدار هشدار چنانچه مسئولین مربوطه همچنان قصد دارند به تماشای این فیلم مستهجن و چندش آور بپردازند بدانند که با این بیانیه ما «بند میم وصیتنامه امام عزیزمان» را عملی ساختیم. اما اگر باز هم انفعال و سکوت وتماشاگری مسئولین ادامه یابد
با اینان آن می کنیم که تاریخ حیات دانشگاه امیر کبیر و بلکه جنبش دانشجویی ایران به خود ندیده باشد.

 

....

 

بدون کوچکترین تردیدی مسئولان بی کفایت دانشگاه و مدیران نالایق وزارت علوم باید بی درنگ نسبت به اخراج و دستگیری و معرفی این افراد و تمامی همدستان آن ها به قوه قضائیه اقدام کنند و تمامی نشریات ضد انقلاب هرچه سریعتر متوقف شوند. هرگونه مساحمه در این زمینه مساوی است با ورود شهادت طلبانه ی دانشجویان مسلمان و انقلابی به صحنه کارزار حسینی.
                               ما منتظریم تا محرم گردد                       هنگـامه امتحـان فراهـم گردد
                               مــا می دانیم و تیغ حلقوم شما              یک مو زسرعلی اگر کم گردد

 

متن کامل بیانیه شبه نظامیان بسیج

http://autbasij.org/view.php?newscode=696

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:45  توسط فانوس خون  | 

ضیا نبوی آخرین دانشجوی بازداشتی در مازندران آزاد شد
شنبه، 1 اردیبهشت 1386

آخرين بازمانده از 15 دانشجوي بازداشت‌‏شده در جريان حوادث دانشگاه مازندران امروز آزاد شد. 
سيدضيا نبوي، عضو انجمن اسلامي دانشگاه مازندران امروز با سپردن وثيقه و جلب رضايت رييس دانشكده فني دانشگاه مازندران آزاد شد. تجمع دانشجويان مازندران صبح امروز نيز ادامه يافت و دانشجويان خواستار جلسه پرسش و پاسخ با رييس دانشگاه شدند.
شاكي اين دانشجويان رييس دانشگاه مازندران، ‌‏رييس دانشكده فني و مدعي‌‏العموم بودند.

منبع:ایلنا

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:57  توسط فانوس خون  |