تبليغاتX
من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )
بگذارد برخیزد ...
 

ببینید ، قضاوت با خودتون ...

 

احضار دوباره به کمیته!!!

چهار شنبه زنگ زده بودن که برم اما خوب من تهران بودم امروز که رفتم تئوری احمق بودن اینا برام کاملا اثبات شد.

میگن چرا وبلاگ نشریه توی خرداد ماه به روز شده. باید تمام مطالب این وبلاگ حذف بشه.

من از کجا بدونم که چرا به روز شده مگه من به روزش کردم اصلا مگه من دیگه مسئولیتی بابت این نشریه دارم.!!!

خودمونیم دیگه نمی دونن به چی گیر بدنا!

منبع از برای ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 6:47  توسط فانوس خون  | 

برای سرزمین هزار و یک درد

 

در طول 6 ماه

9 هزار پیکر بی جان و خسته

در زیر خروار ها درد و رنج و فقر

از شوق آزادی

رقص " مرگ " را به تماشا نشسته اند

سرزمین هزار و یک شب

هزار و یک سخن از هزار و یک درد می گوید

و هزاران راز نهفته در قعر قرون

و این پرسش شگرف

که روزی 50 انسان

مرگ را با  پوست و گوشت و استخوان

لمس می کنند و ما

از برای ابنیه در سوگ نشسته ایم!

 

فانوس خون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:53  توسط فانوس خون  | 

ايناسيو رامونه، استاد تئوري ارتباطات در دانشگاههاي پاريس،از سالهاي ١٩٨٠ به فعاليت روزنامه نگاري پرداخته است. در کشاکش جنگ خليج فارس مسئوليت ماهنامه لوموند ديپلماتيک را بعهده گرفت و اين نشريه را به يکي از ارگانهاي مبارزه عليه نئوليبراليزم و پديده هاي مضر اجتماعي–سياسي آن تبديل کرد. جنبش ضد جهاني شدن ليبرالي ATTAC به دنبال فراخواني از او شکل گرفت. آخرين کتاب وي " جنگهاي قرن بيست و يکم" نام دارد که به تازگي منتشر شده است.


بازسازي

نوشته Ignacio Ramonet

منبع لوموند دیپلماتیک

در تاريخ جمهوري پنجم فرانسه، پيروزي آقاي نيکولا سازکوزي با ٥٣ درصد آرا در دومين دور انتخابات رياست جمهوري ششم ماه مه، يک نطقه عطف به شمار مي آيد. زيرا اين پيروزي تنها ادامه ساده حاکميت راست به شمار نمي آيد، جرياني که در بين سالهاي ١٩٥٨ تا ١٩٨١ و سپس ازسال ١٩٩٥ ، تمام ارکان حکومت را در دست داشته است . برنامه کانديداي حزب « جنبش مردمي براي اتحاد» * و نيروهايي که او هدفمندانه به گرد خود جمع آوري نمود، نشان از يک پس رفت عميق دارد: به قدرت رسيدن اولين رئيس جمهوري که در آن واحد نئوليبرال، سلطه جو، هوادار آمريکا و اسرائيل است.

***

علي رغم تلاش در طول کارزار انتخاباتي براي مغشوش کردن مداوم اذهان با استناد به شخصيت هاي ممتاز تاريخ، از ژان دارک گرفته تا لئون بلوم، آقاي نيکولا سارکوزي نتوانست ماهيت سياسي بسيار مشخص خود را پنهان سازد. اگرچه او ادعا دارد که با سياست اراده گرايانه اش دولتي خواهد ساخت که مي تواند کشور و ملت را « محافظت نمايد»، ليکن برنامه اقتصادي و اجتماعي وي به طور وسيعي از دستورهاي کهنه سيستم تاچري الهام گرفته و ارجحيت را به قشر ممتاز جامعه مي دهد. در همين راستا، شعارهاي آتشين جمهوري خواهانه او نتوانست برداشت وي را از جامعه که عمدتا امنيت گراست بپوشاند،ديدگاهي که در مقابل خواستهاي اقشار مردمي و جوانان تنها سرکوب را پيشنهاد مي کند. در ادامه همين برداشت است که شايد بتوان سخنان « انحرافي» او درباره وجود ريشه ژنتيکي براي انحرافات جنسي(بچه بازي) و خودکشي را بررسي کرد که مقدمه اي است بر نظريات اصلاح نژادگرائي در حال رشدي که وي از آنها الهام گرفته است. از سوي ديگر علي رغم تلاش براي کاهش اثرات منفي چاپلوسي هايش نزد جورج بوش، او هيچگاه قصد نزديکي به سياست آمريکا از جمله درمورد خاورميانه را پنهان نکرده است. بايد افزود که او مي خواهد از طريق يک راي گيري در مجلس، نتيجه رفراندوم ٢٩ مه ٢٠٠٥ عليه موافقت نامه قانون اساسي اتحاديه اروپا را به خاک سپارد.

برنامه آقاي سارکوزي مهم است. « مشترياني » که او قصد فروش اين برنامه به آنها را دارد نيز از اهميت بسيار برخوردارند. از اين نقطه نظر، مانورهاي بزرگ او در فاصله دو دور انتخاباتي براي جذب راي دهندگان آقاي فرانسوا بيرو( نماينده راست ميانه.م.)، بهيچ وجه به ماه ها تلاش وي براي جذب هواداران آقاي ژان ماري لوپن( نماينده راست افراطي.م.) خدشه وارد نکرد. آقاي سارکوزي به بهانه « بازگرداندن » راي دهندگان ژان ماري لوپن به عرصه دمکراسي، در واقع به نظريه هاي راست افراطي مشروعيت بخشيد. از پيشنهاد تشکيل يک وزرات خانه مهاجرت و هويت ملي گرفته تا تکرار شعار لوپن مبني بر « فرانسه را يا دوست بداريد و يا ترکش کنيد »، از دستگيري افراد فاقد کارت اقامت در جلوي درب ورودي مدارس (در مقابل کودکانشان.م.) گرفته تا الغاي مصوبه ١٩٤٥ براي محافظت از نوجوانان، و همچنين دفاع کذايي از باصطلاح کساني که « سحرخيزند » درمقابل « سوء استفاده کنندگان» و « خيريه گيران »... در برابر همه اينها پيش از آنکه عقب نشيني جبهه ملي (راست افراطي. م.) باعث خوشحالي باشد مي بايست در نظر داشت که هيچکدام از پيشينيان آقاي سارکوزي تا اين حد در استفاده ازشعارهاي افراطي براي انتخاب شدن جلو نرفته بودند.

ليکن موفقيت آقاي سارکوزي را نمي توان تنها با تلاش هاي خود او و حمايت بي دريغ رسانه هاي جمعي از وي توضيح داد همانگونه که کافي نيست بگوييم که اين موفقيت تنها نتيجه ويژگي انتخابات رياست جمهوري است که بار ديگر اثرات انحرافي خود يعني شخصيت پروري، رياکاري و وسوسه راي موثر را به نمايش گذاشت. امري که به خصوص در اين موفقيت اثر داشت، نبودن يک آلترناتيو سياسي واقعي در مقابل جناح راست و راست افراطي بود. از سال ١٩٦٩ تا کنون، هيچگاه مجموعه آرا جناح چپ در دور اول تا اين حد پايين نبوده است : ٤٤.٣٦ درصد. دليل اين امرچيست ؟ حزب سوسياليست اجازه داد که نظرسنجي ها، کانديداي حزب را براي رياست جمهوري تحميل کنند. خانم سگولن رويال اگرچه توانست زخم انتخابات سال ٢٠٠٢ را ترميم کند اما در ارائه چشم انداز بسيج کننده اي به نيروهاي مردمي درماند.از سوي ديگر، حزب کمونيست، چپ هاي افراطي و سبزها نتوانستند گردهم آيند و ادامه دهنده روندي باشند که با تظاهرات بزرگ اجتماعي براي دفاع از بيمه درماني و بازنشستگي، « راي منفي » به رفراندوم ٢٩ مه ٢٠٠٥ و نيز خشم جوانان حومه ها بوجود آمده بود. فراسوي اختلافات حزبي و شخصي، مسئله اصلي، عدم توانايي چپ در ارائه يک سياست ضدسرمايه داري در سطح فرانسه و اروپا است.

بر چنين بستري است که مي بايد بي هيچ تاملي بازسازي را آغاز نمود.چرا که جريان راست و راست افراطي در قدرت، اگر در انتخابات مجلس نيز به پيروزي رسد، سياست ويران سازي اجتماعي خود را به زور پيش خواهد برد: تحميل تنها يک قرارداد کار واحد که از روي قرارداد موقت ** الهام مي گيرد، افزايش ساعات کار، اجبار به کار در مقابل دريافت کمک حداقل دولتي، محدوديت حق اعتصاب، درهم شکستن قانون کار،حذف ماليات بر ارث، از ميان برداشتن ماليات بر ثروت به کمک« سپر مالياتي » ***، ادامه سياست از بين بردن خدمات دولتي و بازنشستگي و خدمات اجتماعي ، پرداخت اجباري بخشي از هزينه درماني که ميزان آن مي تواند به مرور افزايش يابد، عدم جايگزيني نيمي از کارمندان بازنشسته دولت ، از بين بردن تقسم بندي منطقه اي مدارس ****، زير سوال بردن مجدد حق بازنشستگي، اخراج مهاجرين در عين فراخوان براي نيروي کار « انتخاب شده » از کشورهاي جنوب، براه اندازي مجدد اروپاي ليبرال و دفاع از سياست امريکا....... براي مقابله با اين يورش بي سابقه ، چپ هم به تمام نيروهايش براي مقاومت نياز دارد و هم به گشايش دورنمائي براي تغييرات.

لوموند ديپلماتيک ارگان سياسي هيچ حزب و انجمني نيست.اين ماهنامه تنها نشريه اي است متعهد نسبت به ارزشهائي که دهها سال است که از آنها دفاع مي کند. و به همين طريق است که لوموند ديپلماتيک، به شيوه خويش، در پيدايش يک ساختمان فکري بديل شرکت خواهد کرد: با شناساندن واقعيت هاي سياسي – جغرافيائي جهان معاصر، با دادن اطلاعات در باره تجربيات اجتماعي و سياسي درهمه جا، با شرکت کامل و وسيع در تمام بحث ها و تبادل نظرات جاري. براي بازسازي.

UMP *

** قرارداد موقت کار که بر اساس آن کارفرما قادر است هر لحظه کارگران را اخراج نمايد.م.

*** ماليات بر حسب ميزان درآمد افزايش مي يابد، سپر مالياتي اجازه مي دهد که پس از مرز معيني( ٥٠ درصد از درآمد بنا به پيشنهاد آقاي سارکوزي) ميزان ماليات ثابت بماند.م.

**** در فرانسه هرکس در نزديک ترين مدرسه واقع در تقسيم بندي منطقه اي محل سکونت اش اسم نويسي ميکند. از ميان برداشتن تقسم بندي منطقه اي مدارس باعث تمرکز بازهم بيشتر مشکلات در محلات فقير نشين مي شود که سطح مدارس هم اکنون نيز در آنها بطور طبيعي پائين تر و خشونت اجتماعي در آنها بيشتر است.م.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:36  توسط فانوس خون  | 

چند وقتی هست که توی خونه بهم می گن عصبی شدی ! تو جمع دوستانم که هستم فکر می کردم انتقادی که به من صورت می گیره دور از واقعیته و تنها برای بیان رادیکال عقیدم است اما چندی است که احساس می کنم شاید حق با نزدیکانم باشد خیلی زود عصبی می شم  شاید واقعیت همین باشه البته اینکه محسن آروم سال پیش دانشگاهی – تا تیر ماه 1384 – چگونه به محسن نا آرام این روز ها تبدیل شده نمی دانم که چقدر مقصر هستم و چقدر جامعه ای که خودش را تحمیل کرده و همچنان خواهد کرد مقصره چیزی که بیش از همه من رو نگران می کنه اینه که شرایط پیش رو من رو به مسیری ببره که از نقد خود که مقدم بر همه نقد هاست غافل بشم و مثلا کم تحمل شدن خودم را نتیجه طبیعی شرایط تحمیل شده بدونم که اصلا در میدان منطق نمی تونم بپذیرمش و انباشت این تغییرات من را به انسانی دیگر تبدیل خواهد کرد که نسبت به آن انسانی که بودم کمتر دوستش دارم البته انتقادات خانواده که خواهان این هستند که من را از نقد آنچه که جامعه به من سالیان سال تحمیل کرده و حتی به پدر و مادر من و پدران و مادرانشان باز دارند تنها این نتیجه را می دهد که در برابر خودخواهی ! درسته همین لفظ به همه ی پدران و مادران می گم و به همه ی انسان ها ، اینکه چون کسی را دوست داریم نخواهیم به شکلی که خودش دوست داره فکر کنه ، تصمیم بگیره عمل کنه و خلاصه زندگی کنه اسمش خودخواهی یه نه چیزی دیگه . دوست داشتن واقعی اینه که هر کس را به خاطر خودش دوست داشته باشیم و به تصمیمات و افکارش احترام بگذاریم این احترام یعنی دوست داشتن به اون تحمیل و اجبار.

بنابراین با احترامی که برای همه ی عزیزانم دارم مشورت اونا رو تحت این عنوان که دلشون بیش تر از خودم برای من می سوزه ؟! نمی تونم بپذیرم لذا دوست دارم پیش یک مشاور یا هر چیزی دیگه برم مثلا روانشناس و غیره که انسان اونجا با کنار گذاشتن رودر بیستی هایی که جامعه روی آن اسم اخلاق رو گذاشته و سپس به ما تحمیل کرده یه چکاپ(check up) کلی  بشم و خلاصه بفهمم دردم چیه ؟

-          از یه چیز دیگه هم متنفرم و اون اینه که کسانی که خودشون کاری رو کردن که من در حد اپسیلون توی اون نقشی نداشتم و سپس سعی می کنن که تحت عنوان منطقی تر بودن! و اینکه مخالفان ما قدرتمند ترند عقب نشینی کنند و سپس تو رو هم مجبور به پذیرش این عقب نشینی کنند و باز هم به جای تو تصمیم بگیرند واقعا متنفرم اما جلوی این موضوع این بار می ایستم !

-          دکارت گفته می اندیشم پس هستم ظاهرا که این روز ها من زیادی هست شده ام ! می خوام یه کمی نیست بشم ذهنم خیلی مشغوله 24 ساعت شبانه روز و هفت روز هفته باید فکر کنم خانواده هم طبق روال معمول با تماس هاشون نه تنها کمکی نمی کنند که به ذهن آشفته ی من نظم بدن و با تکرار مکرر اینکه دیگه به این مسائل فکر نکن این کار رو نکن اون کارو نکن و خیلی بکن و نکن ! های دیگه .

باز هم من رو آشفته تر می کنن!

 

-          همه ی چیزهایی که در بالا گفتم حرکتی به سمت انزوا است اون هم از طرف کسی که مهم ترین دغدغه فکریش اجتماع افکار نقیض همدیگه است که واقعا نا ممکن است این جا رو ممکنه که اشتباه برداشت کنید منظور من تمرین تحمل پلورالیسم خیلی قشنگه و دوستش دارم ولی جامعه دوستش نداره چرا؟ چون جامعه رسوبات تحمیلی که تاریخ و اجتماع به طرز کاملا جبری به خوردشون دادن رو به طرز کاملا احمقانه ای از بقیه این خزعبلات تحمیلی برتر می دونن و حتی حاضر نیستند کلمه ای خارج از دایره محدود خودشون بشنون که طبیعی یه چون تار عنکبوتی که این به عنوان مقدسات و اعتقادات بافتن با نسیمی فرو می ریزد !!

اما باز هم تلاش می کنم که به تکثر و گفتگو نزدیک بشیم

حتی اگر در این راه به تنهایی برسم اینه راز حرکتم به سوی انزوا در حالی که آرزوی وحدت با انسان ها رو دارم .

-          اخبار رو یه نگاهی بکنیم .

7 دانشجو دیگه بازداشتن

انجمن اسلامی تبریز و علامه و شهرکرد در راه هم سرنوشتی با انجمن پلی تکنیک اند.

و اختلافات ایدئولوژیک و جنجال های بی حاصل که همه از خودبرترپنداری یه.

توی اخبار هم امیدی به چشم نمی خوره.

مفسدینی که باشون برخورد می شه – دزدی که دستش رو قطع می کنن در ملا عام – دختر 17 ساله ای که در عراق سنگسار می شه ..

دانشجویی که در کرمانشاه توسط حراستی ها مورد تجاوز قرار می گیره و استادی که در تهران به خواهرزاده سلیمی نمین هتک حرمت می کنه و اخراج میشه و دانشگاه تهران سیاه پوش میشه شاید این خواهرمون ناموس تر بوده!

-          دانشگاهی که تنها نشریه غیر ارگانیک اون توقیف می شه! شهری که دانشجویانش رو با لباسی که داتشگاه هم به اونها تذکر نمی ده به جرم بد حجابی بازداشت می کنن.

کشتاری که کماکان بر سر یه مسجد و یه دیوار انسان ها رو به کام مرگ می کشه و فرانسه ای که در شرف انفجار طبقاتی یه.

و جهانی که از بودش خسته ایم ...

و امید متوهمانه ای که به آن دلخوش کرده ایم : جهانی دیگر ، جهانی دیگر...

به قول ویکتور خارا در شعر استادیوم شیلی:

 

آه خداوندا  !  این است جهانی که تو آفریدی ؟

این است حاصل هفت روز معجزه و مشقت تو ؟

-          و اما دو دوست:

سارا لقایی : شعر های قشنگش رو شنیدم وبلاگ جالبی هم داره

هژیر: یکی از معدود رفقایی که این روز ها یه دغدغش شبیه منه اون معتقد به پلورالیسم سوسیالیستی یه.

امیدوارم پسوندی که بهش داده مثل مردمسالاری دینی نباشه !!! 

رفقا خسته ام امیدوارم شما همیشه شاد باشید...


اما یک خبر

امر به معروف و نهی از منکر ...قضاوت با شما

طرح ارتقای امنیت !!! اجتماعی میدان هفت تیر

و چند مورد از این موارد

"صبح و عصر(يکشنبه) در پي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي تعدادي از ماموران وي‍ژه اين طرح با دختران جوان درگير شدند. به گفته شاهدان عيني، ماموران سعي در دستگيري و بازداشت اين زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در ميدان هفت تير نيز با ماموران به بحث پرداختند."

يكي از مغازه داران ميدان هفت تير به کانون زنان ايران گفته است: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندي انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد."

يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند.

آنها در حالي سوار ماشين شدند كه لباس هايشان در جريان درگيري پاره شده بود و ديگر حجابي بر سر نداشتند. يكي از رانندگان تاكسي خطي نيز در باره درگيري صبح ديروز در ميدان هفت تير به "کانون زنان ايران" گفته است: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض هاي مردم را نيز برانگيخت."

به گفته او در درگيري بعد از ظهرميان مردم و پليس مادر و دختري كه از سوي ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالي كه صورت خونيشان را به ماموران پليس نشان مي دادند در اعتراض به اين نوع برخورد روسري خود را از سر برداشتند." گفته مي شود اين مادر و دختر با موبايلشان مشغول فيلم برداري از برخورد خشن پليس با زنان بودند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 11:35  توسط فانوس خون  |