۱۸
۴
۱۳۷۸
رهایی رئیس پلی تکنیک به احترام سالروز ۱۸ تیر ماه پلی تکنیک را به بهانه قطع برق تعطیل اعلام کرد!!!
دیشب به یاد آزادی با یاد برابری خوابیدم
در حالی که فکرم مشغول جهانی بود که اهل جنوبش را - نژاد دونش را - می کشند تا با این اصلاح نژادی! جهان بهتری برای اهل شمالش بر پا سازند!
با این فکر خوابیدم
در خواب کودکی را دیدم که " رها " می دوید...
با خود می گفتم : آزادی ... آزادی ...
به نا گاه پرسید :
این چیست ؟
کی می توانش دید؟
گفتم: روزی که کمترین سرود بوسه است ...
به نا گاه از خواب برخاستم در حالی که آخرین سکانس خواب این بود :
" مطابق با قوانین جمهوری اسلامی دسترسی به این رویا ممکن نمی باشد"
اما وبلاگ من و دوستم ایزد و وبلاگ گروه مطالعاتی آرمان دانشگاه تفرش فیلتر شد و این در حالی یه که دومین جدید آرمان در عرض ۲۴ ساعت مجددا فیلتر شد...
لذت می برم از مطالعه که بر قدرت نشستگان دانشگاه تفرش رو سراسیمه کرده.
حکم من و ایزد و ۲ نفر دیگه از رفقا قطعی شد
باید از خوابگاه رفت... خوب می رم بهتر ...
" آرمان ممنوع! "
از عشق و عاطفه
از اشک کارگر
هرگز سخن مگو
از رنج و از تبعیض
از جنس دومت
هرگز سخن مگو
از آه مردمت !
از اشک انبیا
آنان که امروز
خیلی گرسنه اند
گویی معلمند
چشم پوش ! سخن مگو !
از کودکان دشت
دشت های انتظار
آنان که زیر پل
گویند گلی بخر!
هرگز سخن مگو
آری سخن مگو ! آری دهان ببند !
در راه آرمان
من می شوم زبان
سر تا به پا قلم
با خون ، جوهرم
با خط " سرخ " خویش
آرمان زنم رقم
شب لبخند می زند
- باشد سخن بگو
من هم شوم حصار
حالا ! تو جان بکن !
هه اما چه سود
به خواست و رای ما
اندیشه فیلتر است
- آرمان فیلتر است ؟
اندیشه هم چنین؟
نوری دمی گذشت
فریادی بزد
باز هم سخن بگو !
از شب هرگز نترس!
فانوس خون