تبليغاتX
من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )
بگذارد برخیزد ...
آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی شب گذشته از زندان آزاد شدند

خبرنامه امیرکبیر: آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی، سه دانشجوی در بند، شب گذشته پس از ۱۰ روز از بازداشت از زندان آزاد شدند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، مسئولین دادگاه انقلاب برای آزادی این دانشجویان وثیقه سنگین ۱۰۰ میلیون تومانی درخواست کرده بودند. مسئولین بند ۲۰۹ و دادگاه انقلاب ظهر امروز به این سه دانشجو گفتند با خانواده های خود تماس بگیرند و به آن ها بگویند که نیازی به توقیف سند نیست و برای آزادی ایشان، خانواده ها سندی به ارزش ۱۰۰ میلیون تومان با  خود به زندان اوین ببرند.

 

خانواده سپهرمند و سمیعی نیز چنین کردند. اما خانواده آرمان صداقتی به سبب آن که در شهرستان سکونت دارند امکان انتقال سریع سند برایشان فراهم نبود. از همین رو این دانشجو با قرار کفالت آزاد شد. ولی قاضی حداد در محل زندان در قبال آزادی سپهرمند و سمیعی از خانواده هایشان سندهایی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون تومان دریافت کرد.

 

آزادی این سه دانشجو از بند ۲۰۹ با انتقال با علی نیکونسبتی، که بعدازظهر دیروز بازداشت شده بود، به بند ۲۰۹ همزمان شد و برخی از این دانشجویان پیش از آزادی علی نیکونسبتی را مقابل درب بند ۲۰۹ ملاقات کردند.

 

این دانشجویان هشتم آبان در جریان تجمع دانشجویان در دانشگاه علامه که به منظور دفاع از سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، برگزار شده بود، توسط نیروهای وزارت اطلاعات مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بودند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:16  توسط فانوس خون  | 

دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه طباطبائی

اگر چه سایه سنگین استبداد هیچ گاه از سر دانشگاه کوتاه نبوده است، اما یورش برنامه ریزی شده دستگاه سرکوب در چند ماه گذشته، فشارهای زیادی را بر فعالان دانشجویی وارد کرده است، تا شاید خیال خام فتح دوباره دانشگاه، این آخرین سنگر آزادی، به واقعیت تبدیل شود.

این سرکوب برنامه ریزی شده از فردای اتمام تعطیلات دوم خردادی، و به روی کار آمدن دولت نهم، با تغییر در مدیریت دانشگاه ها و انتصاب افرادی خارج از مجموعه دانشگاه برای اعمال فشار گسترده تر همسو با فشار به جامعه مدنی و فعالان آن از سوی دولت، آغاز شد.

نتیجه این انتصاب ها، موج گسترده ای از توقیف نشریات دانشجویی، برخورد با تشکل های محدود موجود در دانشگاه و فعالان دانشجویی بود که نمونه های بیشماری از آنها را دیده ایم، از هر دانشگاه و در هر کجای کشور که باشیم. اما سرکوب های معمول که تا آن روز در داخل مجموعه دانشگاه در جریان بود، خواست دستگاه سرکوب را برآورده نمی کرد، چرا که دانشجویان با مقاومت خود اقدامات انها را بی اثر کردند، و از آن پس جریان سرکوب دانشجویان در سطجی بالاتر دنبال شد.

اینک شاهد بدعتی خطرناک در سرکوب دانشگاه هستیم؛ اگر تا دیروز تنها در شرایط ویژه ای چون فاجعه 18 تیر 1378 یا خرداد 82 ، نیروهای شبه نظامی به میدان می آمدند امروز نیروهای نظامی و امنیتی آشکارا به میدان آمده اند و بر تن نحیف دانشگاه تازیانه می زنند.

دستگیری دانشجویان پلی تکنیک در پی سناریوی رسوا شده نشریات موهن، دستگیری دانشجویان دانشگاه مازندران، احکام سنگین و گسترده انضباطی در دانشگاه علامه که دامن گیر بیش از 30 دانشجو شده است، دستگیری دانشجویان در دانشگاه اهواز با سناریویی مشابه سناریوی امیرکبیر، و دست آخر ربودن 8 دانشجو از مقابل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه نشان از عزم راسخ حکومت برای سرکوب و در مقابل تصمیم قاطع دانشجویان به دفاع از این آخرین سنگر آزادی دارد. اگر آن روز که بیرون از دانشگاه کارگران، زنان و معلمان زیر فشار خرد کننده نهادهای امنیتی به تنهایی مقاومت می کردندو بازداشت و اخراج از کار و زندگی در شرایط دشوار را تحمل می کردند، و نهادهای جامعه مدنی یکی پس از دیگری به محاق توقیف می رفتند، دانشگاه به حمایت قاطع از آنها بر می خواست و در کنار آنها می ایستاد، امروز دانشگاه آخرین سنگر مقاومت نبود، که این درسی است آموختنی برای فردا.

ما دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه، رویکرد خصمانه دستگاه سرکوب به دانشگاه و به بند کشیدن فعالان دانشجویی را محکوم کرده و نسبت به وضعیت مازیار سمیعی، بهنام سپهرمند و آرمان صداقتی که از روز سه شنبه در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند اعلام نگرانی می کنیم و بدین وسیله ضمن اعلام حمایت خود از دانشجویان و دیگر فعالان اجتماعی دربند، خواهان همبستگی بیشتر بین نیروهای اجتماعی و دانشجویان هستیم.

باشد که این همبستگی راه را بر سرکوب بیشتر فعالان اجتماعی بسته و دانشگاه و جامعه را از زیر یوغ ستم برهاند.

دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه طباطبائی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:27  توسط فانوس خون  | 

مازیار سمیعی رفیق مازیار

آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعیآرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی


خبرنامه امیرکبیر: آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی، سه دانشجوی دستگیر شده در تجمع روز سه شنبه دانشگاه علامه، با صدور قرار بازداشت برای ایشان بعد از ظهر چهارشنبه به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این سه دانشجو چهارشنبه شب طی تماس کوتاهی که با خانواده های خود داشتند از انتقالشان به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر دادند. شنیده ها حاکی از آن است که صداقتی، سپهرمند و سمیعی چهارشنبه صبح تحویل وزارت اطلاعات شدند. از میان نزدیک به ۲۰ دانشجویی که در تجمع دانشگاه علامه بازداشت شدند، به تدریج تا بامداد چهارشنبه همگی آن ها آزاد شدند. اما صداقتی، سپهرمند و سمیعی، به درخواست وزارت اطلاعات در بازداشت باقی ماندند.

روز چهارشنبه خانواده دانشجویان به منظور پیگیری وضعیت فرزند خود به دفتر پیگیری مراجعه کردند که این دفتر از دستگیری دانشجویان، محل نگه داری و وضعیت آن ها ابراز بی اطلاعی کرد. معاون امنیت دادستان تهران، قاضی حسن حداد، هم روز چهارشنبه طی مصاحبه ای با خبرگزاری فارس اعلام کرد هنوز پرونده دانشجویان بازداشت شده به دادستانی ارجاع نشده است.

شنیده ها حاکی از آن است که روز چهارشنبه پس از صدور قرار بازداشت برای آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، بهنام سپهرمند، عضو انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران و مازیار سمیعی، عضو کمپین یک میلیون امضا، عصر چهارشنبه این دانشجویان برای انجام تحقیقات به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال داده شدند. دانشجویان به احتمال زیاد در سلول انفرادی نگه داری می شوند.

انتشار خبر انتقال سه دانشجوی بازداشت شده به بند ۲۰۹ موجی از نگرانی در خانواده ها و دانشجویان در مورد سرنوشت این دانشجویان ایجاد کرده است. بند ۲۰۹ زندان اوین محلی است که اردیبهشت ماه سال جاری ۸ دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از سوی بازجویان وزارت اطلاعات تحت غیرانسانی ترین شکنجه ها و فشارها قرار گرفتند. مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، سه دانشجوی شکنجه شده، همچنان در زندان اوین به سر می برند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر افشاگری در خصوص شکنجه های انجام گرفته در این بند توسط دانشجویان سبب شد اعضای دفتر حقوق شهروندی قوه قضاییه اجازه یابند بر این مجموعه نظارت کنند. مشخص نیست با شروع نظارت دفتر حقوق شهروندی قوه قضاییه بر بند ۲۰۹ رفتارهای فراقانونی و ضرب و شتم زندانیانی که در این بند نگه داری می شوند تا چه حد تحت کنترل قرار گرفته باشد.

سایت خبری ادوارنیوز از ضرب و شتم سه دانشجو توسط مامورین کلانتری در روز سه شنبه خبر داده است. سپهرمند و سمیعی در هنگام دستگیری مقابل دانشگاه علامه نیز از سوی مامورین به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 11:17  توسط فانوس خون  | 

به بهانه ي درگيري هاي قلمي اين چند روزه و مقاله مهدي عربشاهي

 

چند نكته از مقاله آقاي عربشاهي

 

1- چپ نفوذي در دانشگاه ندارد و سعي دارد در آكسيون هايي كه به دعوت دفتر تحكيم برگزار مي شود جمعيت حاضر را كه به اعتبار دفتر تحكيم آمده است را مصادره كند با رويكرد هر نفر يك پلاكارد سرخ

2- دعوت از چپ براي برگزاري جداگانه 16 آذر

3- پلي تكنيك با شعار هاي چپ بيگانه است و رويكرد آن دموكراسي پارلماني است.

4- اشاره به آكسيون 15 آذر 1385 به عنوان مصداق مصادره غير اخلاقي برنامه به وسيله چپ.

 

در همين زمينه

 

 در حاشیه تلاش مدعیان چپ برای مصادره تجمعات تحکیم و انجمن های اسلامی دانشجویان - مهدی عربشاهی

ما از پی رد پای باد نمی رویم - رفیق هژیر

پلاکاردهای سرخ در مرز پر گهر

درد و دلی با دوستان لیبرال و چپ - مقاله خودم در مورد وقایع 15 آذر 1385

 

نخست : آيا استفاده از پلاكاردي به مثابه شناسه يك جريان در آكسيوني ائتلافي غير اخلاقي است؟

 

جداي از پاسخ اين سوال تجربه انقلاب 57  نشان داد كه ائتلاف همه بر عليه يك جريان باعث ايجاد هيجاني نا آگاهانه و روي كار آمدن جرياني فرصت طلب مي شود لذا تاكيد تاكيد بخشي از نيرو ها « به ويژه چپ » براي ايجاد مرزبندي شفاف بين گروه هاي مختلف كاملا صحيح است و به جريان هاي مختلف كمك مي كند تا هر جرياني را به خوبي بشناسند در نتيجه ،  اين كه فعالان  به شكل شناسنامه دار وارد آكسيون ها مي شوند اقدام صحيحي است به گونه اي كه در جريان 15 آذر سال قبل به همين اعتبار برهم زدن سرود اي ايران به طيف چپ نسبت داده شد و اين طيف هم پذيرفت و اصولا اين مساله منافي آكسيون ائتلافي نيست (مثلا تظاهرات هاي ضد جنگ در سرتاسر دنيا ) و همين امر بود كه در 15 آذر 1385 طيف كرد و چپ را در محوطه تجمع كاملا قابل تشخيص كرده بود حتي به نظر من بهتر است مرز ها باز هم شفاف تر شود و اسامي به تشكلات ريز تري مثل چپ كارگري – راديكال يا سوسياليست هاي دموكرات در خود جريان چپ و هم چنين جريان راست شكسته شود چنانكه در عرصه مجازي تا حدودي اين چنين شده است اين كار مرز شفافي بين رويكرد ها معين مي كند كه به بالندگي جنبش دانشجويي آگاه و غير پوپوليست خواهد انجاميد.

در مورد اين كه جمعيت حاضر در تجمع 30 مهر و 15 آذر 1385 به اعتبار تحكيم حاضر شدند از سوي من امري پذيرفتني نيست چون حداقل در 15 آذر حاضر بودم و از قضا از طريق بچه هاي انجمن حقوق ( طيف ليبرال مجموعه تحكيم ) به ماجرا وارد شدم به اين صورت كه به انجمن حقوق رفتم در آنجا چپ در مقابل دانشكده حقوق پلاكارد هاي خود را آماده كرده بود حلقه زده بودند و آماده حركت به سمت دانشكده فني بودند با خودم گفتم كه چرا به آنان ملحق نمي شويم اما خلاصه به دنبال انجمني آن طيف كه بالاخره سال گذشته توسط انجمن طيف سنتي – مشاركتي – امنيتي – ملي مذهبي بيرون ريخته شدند به دانشكده ادبيات رفتند تا از نيروهاي همان طيف  سنتي و مشاركتي و ... دعوت كنند تا به آنان بپيوندند و در مقابل پرسش من كه مگر سنتي نيستند؟ بگويند ايرادي ندارد بعد اين مراحل ما تازه به تعداد انگشتان دست شده بوديم مشاهده كرديم كه در مقابل فني چپ و كرد ها برنامه را آغاز كرده اند اين طيف كه از چهارشنبه بودن برنامه نالان بود دليل كم بودن نيروهايش را تعطيل بودن دانشگاه عنوان كرد ابتدا نمي خواستند در برنامه شركت كنند و حتي نمي دانستند پلاكارد هايشان را كجا گذشته اند و دست كيست و سر انجام در حاشيه شركت كردند با اين وضعيت آقاي عربشاهي 15 آذر 1385 را از آن خود و تحكيمي مي داند كه به شيوه اي كاملا استالينيستي و به كمك سازمان ادوارتحكيم و اصلاح طلبان " چپ " را از ميان خود اخراج كردند  و دم از عدم پايبندي به مرامنامه و اساسنامه مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي زدند و به سبك پدر خواندگان نهضت آزادي كه بار ها از خطر لنينيسم سخن گفتند ( بيانيه نهضت آزادي به مناسبت شروع سال تحصيلي ) و از بي تفاوتي امنيتي ها ابراز نگراني كردند و گفتند كه انجمن اسلامي بايد به صاحبان اصلي خود بازگردد ( و كسي نمي گويد اخراجي ها چه بايد بكنند) البته قوچاني و دوستانش راه حل هاي زيادي پيشنهاد كردند از جمله ائتلاف با اصول گرايان دلسوز براي برخورد غير نرم با سوسول سوسياليست ها.

به نظر من چپ هر چند كم شمار مي تواند آكسيون جداگانه برگزار كند چنانچه در 8 مارس گذشته در دانشگاه هاي ايران چنين كردند.

اما نكته مهم كه امير يعقوب علي به آن اشاره كرد و چيزي بود كه نه در رسانه هاي تحكيم و نه چپ لنينيست به چشم نخورد .

رفقا و ليبرال ها ما در اقليت مطلق هستيم.

آنچه كه همگان آن را ناديده گرفتند چون در تضاد با منافعشان بود و تنها كار واقعا غير اخلاقي اين بود.

سياست زدگي در دانشگاه ها خيلي نيرومند تر از جذابيت هاي كانت ، ماركس ، پوپر و لنين است جو سنگين شده و كسي حاضر به پرداخت هزينه نيست .

من عمل غير دموكراتيك چپ را در اين مي دانم كه تصاويري را كه منتشر كرده قالبا با شات بسته و در نما هاي نزديك به فعالين چپ و جايي كه نه كمي جمعيت و نه ساير جمعيت مشخص باشد گرفته شده و اين كار قشتنگي نبود و خود چپ را دچار اشتباه خواهد كرد.

اما آنجا كه آقاي عربشاهي محتوي پلاكارد ها را مغاير با خواست پلي تكنيكي ها مي داند براي من جالب است پرسشي از ايشان داند تحكيمي كه در 15 آذر با طيف وابسته به اصلاح طلبان موتلف مي شود و در كنار متحدينش شعار شركت در انتخابات مي دهد و از طريق sms از اكتفا به ياران خاتمي البته فعلا سخن مي گويد چه طور در مقابل شعار هايي مثل زنداني سياسي آزاد بايد گردد ، جنبش دانشجويي متحد جنبش كارگري و زنان و دانشجو ، كارگر اتحاد اتحاد موضع مي گيرد اين چيزي جداي از چپ بودن و ليبرال بودن است شايد از وقتي كه تحكيم به جاي حمايت از امثال اسانلو و تشكلات كارگري به ديدن شيخ مهدي كروبي رفت خودمانيم كدام يك از ما صراحتا گفتيم چه مي خواهيم كي تحكيم دم از دموكراسي پارلماني زد؟ با حضور در انتخابات شورا ها؟ يا پشت عباي شيخ مهدي كروبي؟

تحكيم بايد حباب خود ساخته را بشكند و به نقد خود بپردازد نه ساير جريان هاي رو به رشد را تخطئه كند.

اين كه چپ هزينه نداده است مسخره است كافي است آمار دانشجويان پس از حادثه تصفيه دانشگاه ها – موسوم به انقلاب فرهنگي – را مشاهده كنيد . حداقل 70000 دانشجوي تصفيه شده كه اكثريت مطلقشان چپ بود را نمي بينيد؟ اين كه از دانشگاهي كه چپ هايش را به پرديس خاوران فرستادند و آن را خالي از انديشه چپ كردند نسلي پرورش يافته كه نه تحت روزه خواني و القائات نسل هاي قبل از خود بلكه خودش چپ را برگزيده است نبايد ديگران را سراسيمه كند .

من هم گزارش هاي وبلاگ هاي چپ را غلو شده مي دانم از كساني كه در جامعه امروز ايران دنبال انقلاب سوسياليستي و حكومت كارگري هستند بايد چنين انتظاري را داشت و اين نتيجه چيزي جز اين بزرگنمايي ها نيست . چپ نبايد دچار خود بزرگ بيني شود ما در اقليت مطلق جامعه هستيم هنوز اكثر جامعه ما را نحس و نجس مي پندارد چشم ها را باز كنيد رسوايي اسلام سياسي و امپرياليسم متوحش آمريكا دليل اينكه اكثر جامعه با ما آشتي كرده اند  نيست . چشم ها را بايد شست ...

 

فانوس خون

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 15:52  توسط فانوس خون  |