تبليغاتX
من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )
بگذارد برخیزد ...

هجوم مارهای سمی به دانشگاه تهران

 

 رجا نیوز وابسته به احمدی نژاد

هفته نامه لثارات در آخرين شماره خود، با انتشار گزارشي افشاگرانه با عنوان "هجوم مارهای سمی به دانشگاه تهران!" به بررسي ناآرامي هاي اخير دانشگاه تهران و نقش گروههاي كمونيستي و تجزيه طلب كُرد در اين ماجرا پرداخت.

 

به نظر مي رسد اين گزارش براساس يافته هاي منابع امنيتي تنظيم شده است. بطوريكه لحن تنظيم آن نيز بيشتر شبيه يك مصاحبه است. با اين حال، نامي از فرد مصاحبه شونده يا منبع اطلاعات مورد اشاره، ذكر نشده است.

 

در بخشي از اين گزارش آمده است: مارهاى سمى مهاجم، همان دنباله گروهك‏هاى كمونيستى تجزيه‏طلب در كردستان هستند كه تا ديروز دستشان به خون مردم مظلوم كرد و يا سرداران آغشته بود و امروز با هماهنگى مستقيم دختر ديك چنى شعار تجزيه ايران را سر مى‏دهند و مورد نفرت و انزجار آحاد ملت ايران هستند.

 

همچنين در بخش ديگري خبر داده شده است: فردى به اسم فرشاد كه در يكى از اين خانه‏هاى تيمى عضويت داشته به اتفاق شخصى به نام سهراب از شمال عراق وارد كشور مى‏شوند و حتی برخى از عناصر گروهک تروریستی پژاك نيز در داخل كوى دانشگاه مشاهده شده اند و افرادى نيز مشاهده شده‏اند كه در روز 18 آذر از ديگر دانشگاه‏هاى كشور از قبيل دانشگاه بوعلى همدان و كردستان و... به تهران آمده بودند.

 

نظر به اهميت اطلاعات و تحليلهاي ارائه شده در اين گزارش، رجانيوز متن كامل آن را به نقل از هفته نامه "يا لثارات الحسين (ع)" منتشر مي نمايد:

 


 

قومیت گرایی، دستاورد دشمنان نظام

 

از بحث‏هايى كه دشمنان به عنوان يك عامل فشار از آن استفاده كرده و به عنوان يك خط تفرقه و اختلاف دنبال مى‏كنند موضوع قوميت‏گرايى در كشور و استفاده از جريانات قومى براى بالا بردن وزن سياسى خودشان در دانشگاه‏هاست كه با توجه به اينكه جريان سياسى شكست خورده در بيرون و همين‏طور در دانشگاه‏ها از وزن لازم براى به جريان انداختن يك حركت سياسى برخوردار نبوده و دچار انفعال‏اند، استفاده از بستر مسائل قومى را به عنوان يك بستر قابل بهره‏بردارى در دستور كار قرار دادند و زمينه آن را هم از مدت‏ها قبل پيش‏بينى كردند چنانچه ما شاهديم خانم اليزابت چنى دختر ديك‏چنى معاون رئيس‏جمهور آمريكا دقيقاً با سناريوى راه‏اندازى اغتشاشات و مطالبات قومى در كشور ما برنامه‏ريزى كرده و با حضور در كشور امارات، تركيه و برخى از كشورهاى هم‏جوار خطوط كارى را به جريانات قومى ابلاغ مى‏كند.

 

امسال ما شاهد نشست‏هاى دفتر تحكيم وحدت كه در خانه‏هاى تيمى در بيرون از دانشگاه براى مراسم روز 16 آذر كه در روز 18 آذر در دانشگاه تهران برگزار شد هستيم كه از هفته‏هاى قبل به توافقات و نقاط مشتركى دست پيدا كرده و اين توافق به اين شكل انجام مى‏شود كه جريانات كردى در دانشگاه تهران تجمع و ميتينگ خودشان را در ساعت 11 روز 18 آذر اعلام كنند، بعد از رايزنى‏ها و توافقاتى كه صورت گرفت، بنا شد كه اينها بيانيه مشتركى صادر و به يك تفاهم دست بيابند كه ساعت 12 ظهر همان‏روز و همزمان با دفتر تحكيم اين مراسم را برگزار كنند و با پيوستن به جريان تحكيم به نمايش قدرت در صحن دانشگاه تهران بپردازند. لذا عناصرى را كه در اين مذاكرات و جريانات پشت صحنه 16 آذر امسال حضور داشتند، توسط نهادهاى مسؤول شناسايى و برخى از آنها دستگير شدند.

 

يكى از برنامه‏هاى اين جريان اين بود كه بتوانند امسال در دانشگاه تهران با ايجاد يك فضاى ملتهب از صحن دانشگاه خارج شوند و اغتشاش و آشوبى را براى نشان دادن قدرت خودشان در خيابان انقلاب به نمايش بگذارند كه با توجه به شناسايى و اقداماتى كه صورت مى‏گيرد موفق به انجام اين كار نمى‏شوند از طرفى ديگر با توجه به اينكه برخى از چهره‏هاى معاند و فريب خورده جريان دانشجويى طيف علامه از مدت‏ها قبل با حركت‏هاى تند و افراطى، دستشان رو شده و با حركتى كه در دانشگاه امير كبير تهران در زمان حضور آقاى احمدى‏نژاد به نمايش گذاشتند و مورد انزجار و تنفر جامعه دانشجويى دانشگاه‏هاى كشور قرار گرفتند، خط انتحارى را در پيش گرفتند كه انتشار نشرياتى مثل سرخط، ديوار و آن چهار نشريه موهن كه خط توهين به مقدسات و ائمه و حرمت‏شكنى و عبور از خطوط قرمز را در دستور كار خودشان قرار دادند.

 

جریانات خزنده مارکسیستی

 

اما شاهديم كه پس از آن جريان ماركسيستى بدون عبرت از گذشته فعال شد و در دانشگاه شهيد چمران اهواز اقدام به انتشار كاريكاتورهاى موهنى كردند كه بدتر از كاريكاتورهاى دانماركى بود و يا همين‏طور برخى از ائمه اطهار و همچنين مقام معظم رهبرى مورد اهانت قرار گرفتند.

 

همين‏طور در تهران هم جريانات ماركسيستى خطرناكى فعال بودند كه بعد از اينكه دفتر تحكيم و جريانات قومى در تهران اعلام مى‏كنند كه روز سه‏شنبه قصد تجمع دارند كه رو دست به جريان تحكيم طيف علامه بزنند، اين گروه‏ها روز سه‏شنبه را انتخاب مى‏كنند تا جريان را در دست بگيرند و اين روز را فراخوان عمومى اعلام و تبليغات زيادى هم در دانشگاه‏ها مى‏كنند هر چند كه در سال گذشته پانزدهم آذر همين جريان با استفاده از بستر دفتر تحكيم وحدت توانست يك حركتى را در دانشگاه تهران انجام دهد اما خوشبختانه اين حركت امسال عليرغم اينكه فكر مى‏كردند وزن و جريانشان قوى‏تر شده نتوانستند آن عده و عده لازم را جمع كنند و با نمايش گذاشتن چند پرچم قرمز رنگ كمونيستى و ماركسيستى برنامه‏هايشان كاملا غلط از آب درآمد.

 

نكته قابل توجه در مورد جريان ماركسيستى مزبور همان طورى كه وزارت اطلاعات در اطلاعيه خود گفت با توجه به اطلاعات و اسنادى كه در خانه‏هاى تيمى آنها به دست آمد كه كلاسهاى آموزش تخريب برگزار كردند تا اعضايشان چگونه كوكتل مولوتوف توليد كنند و همچنين آموزش ساخت ترقه‏هاى صوتى و استفاده از ابزارهايى مثل تير و كمان كه بتوانند در روز 16 آذر از آنها استفاده كنند را به آنها مى‏دهند كه پس از دستگيرى اين افراد معلوم شد كه آنها كاملا از لحاظ اخلاقى فاسد بودند و سى دى‏هايى كه از خانه‏هاى آنها به دست آمده مدارك متيقنى براى نشان دادن اوج انحطاط اخلاقى و فساد جنسى آنها مى‏باشد.

 

طبق بررسى‏هاى صورت گرفته جريانى كه الان در دانشگاه هست مخصوصاً طيف علامه و جريانات قوميتى، وابسته به يك جريان سياسى در بيرون از دانشگاه هستند.

 

اتصال آشوب کنندگان به دشمنان نظام

 

اين گروه‏ها در قالب مقاله و تفكرات و برنامه‏ها و نيز به لحاظ نيازهاى مالى به شدت از جانب دشمنان نظام تغذيه مى‏شوند. مثلاً به گفته منابع آگاه ما سال گذشته با موردى مواجه مى‏شويم كه از با يكى از دانشكده‏هاى تهران سوئد تماس مى‏گيرند و دنبال فرد خاصى مى‏گردند كه شماره حسابى را اعلام كند تا پول را از يك حساب در خارج به حساب او در داخل كشور واريز كنند. در زمانى كه دانشجويان خودى براى منتشر كردن يك نشريه بارها به نهاد معاونت فرهنگى مراجعه مى‏كنند كه بتوانند مثلا دويست نسخه از يك نشريه را در دانشگاه چاپ كنند، آنها تعداد انبوهى نشريه چاپ و به صورت فله‏اى مطالبشان را منتشر مى‏كنند، اين تبليغات و هزينه‏ها از طريق همين پولهايى است كه به صورت پنهان از طريق جرياناتى مثل جنبش‏هاى فمنيستى و گروه‏هاى حمايتى زنان مى‏آيد و حتى اصل مطالب و تفكرات هم در بيرون توليد و در اختيار آنها قرار مى‏گيرد يعنى جاهايى وجود دارند كه مى‏آيند در همين خوابگاههاى دانشگاه، آنچه را كه در بيرون تهيه شده بلافاصله بر روى كامپيوتر يا لپ تاپ تايپ كرد و بلافاصله در نشريات دانشجويى منتشر مى‏كنند.

 

پشت پرده وقایع 18 آذر

 

با اين مقدمات بايد گفت كه در مورد مراسم 18 آذر امسال، گروه‏هاى ماركسيستى تجزيه‏طلب و افراطيون تحكيم وحدت از روزهاى قبل فراخوان داده و درصدد بودند كه از طريق گرفتن وسائط نقليه دانشگاه‏ها بخشى از نيروهايشان را به تهران منتقل كنند، حتى تحت اين پوشش در بعضى از دانشگاه‏ها به معاونت فرهنگى مراجعه كرده و به عنوان زيارت مراجع قم درخواست اتوبوس داده بودند كه با هوشيارى مقامات وزارت علوم مشخص مى‏شود كه جريان چيز ديگرى است و اينها به دنبال اين بودند كه روز پنج‏شنبه در قم باشند و روز جمعه در تهران با سحابى ديدار كنند و روز شنبه برنامه‏اى ديگر و روز يكشنبه بتوانند در تجمع 19 آذر دانشگاه تهران حضور پيدا كنند كه خوشبختانه با اطلاع‏رسانى دقيق كه به دانشگاه‏ها شد اين جريان خنثى شد و صرفاً در دانشگاه شهركرد موفق مى‏شوند اتوبوسى را تحت عنوان زيارت قم و جمكران بگيرند.

 

از سوى ديگر طبق خبرهاى رسيده خيلى از شورشيان حاضر در دانشگاه تهران با وسيله شخصى به تهران آمده بودند و مثلاً يك تاكسى سمند زرد رنگ شب قبل از 18 آذر چند نفر از اكراد تجزيه‏طلب را وارد كوى دانشگاه تهران مى‏كند و حتى فردى به اسم فرشاد كه در يكى از اين خانه‏هاى تيمى عضويت داشته به اتفاق شخصى به نام سهراب از شمال عراق وارد كشور مى‏شوند و گزارش شده كه برخى از عناصر پژاك نيز در داخل كوى دانشگاه مشاهده شدند و افرادى نيز مشاهده شده‏اند كه در روز 18 آذر از ديگر دانشگاه‏هاى كشور از قبيل دانشگاه بوعلى همدان و كردستان و... به تهران آمده بودند و حتى بنابر اسناد موجود جريانات غيردانشجويى نيز از خود تهران وارد دانشگاه شده بودند كه عكس اينها نيز موجود است.

 

كار به جايى مى‏رسد كه جريانات قوميتى از روزهاى قبل اعلام كرده بودند كه پرچم اقليم كردستان را در روز 18 آذر در دانشگاه تهران به اهتزاز در مى‏آورند كه جلوى اين كار گرفته شد ولى دو سال قبل در دانشگاه تبريز چنين كارى انجام دادند.

 

بر خلاف بسيارى جوسازى‏ها هسته اصلى اينها در مراسم 100 نفر بودند كه اسم و مشخصات اكثر آنها موجود است اينها كسانى هستند كه قبلاً حكم‏هاى متعدد كميته انضباطى گرفته‏اند. دانشجويى مثل مهديه-گ كسى است كه دانشجوى دانشگاه علامه است و دو ترم تعليق خورده است و ديگرى فرشيد-الف از دانشگاه علامه اخراج شده است.

 

غائله آفرینان چه کردند؟

 

به گزارش منابع مطلع، ترفندهاى خاصى براى آشوب و سوء استفاده از مراسم امسال در نظر گرفته شده بود، يكى از شگردها استفاده از پوشش و چادر بود يعنى بسيارى از دخترهاى دانشگاه خواجه نصير و علامه و دانشگاههايى كه از بيرون مى‏آمدند براى اينكه بتوانند ورود خودشان را تسهيل كنند و مشكلى براى آنها پيش نيايد چادر مشكى سركرده بودند كه عكسهاى اينها موجود است.

 

دوم استفاده از كارت جعلى دانشگاه تهران توسط افراد خاطى بود كه چون مى‏دانستند دربها كنترل مى‏شوند تعداد قابل توجهى كارت دانشجويى دانشگاه تهران جعل شده بود.

 

شگرد ديگر دپو كردن تعداد زيادى از تراكت‏ها و اعلاميه‏ها و شب‏نامه‏ها از شب قبل 18 آذر بود كه مى‏خواستند آنها را توزيع كنند.

 

اين در حالى است كه برخلاف تظاهر طيف علامه دفتر تحكيم، اين تجمع غيرقانونى و بدون مجوز نه تنها هيچ سنخيتى با مسايل دانشجويى و صنفى پيدا نمى‏كند بلكه مبدل به تجمع گروهى دانشجوى تجزيه‏طلب مى‏شود كه با شعارهايى چون (استقلال كردستان حق مسلم ماست)، (كردستان يكپارچه، آرمان ملت كرد)، (نابود باد دشمنى عليه مبارزات حق‏طلبانه ملت كرد) و... همراه مى‏شود.

 

اين تجمع كه گردانندگان آن با توجه به شواهد موجود تمامى مقدمات را براى ايجاد آشوب و بلوايى بزرگ و چونان كوى دانشگاه 78 تدارك ديده بودند در ساعات آغازين تجمع پس از ضرب و شتم كارمندان انتظامات دانشگاه تهران اقدام به شكستن در ورودى غربى دانشگاه تهران در خيابان 16 آذر مى‏كنند.

 

نكته مهمتر اينكه نارضايتى‏هاى اقشار مختلف دانشجويى از برگزار كنندگان تجمع از آنجايى آغاز و اوج مى‏گيرد كه باقرى، به نمايندگى از گروهك‏هاى موهوم ماركسيستى فرياد مى‏زند كه (بايد تا نابودى كامل جمهورى اسلامى مبارزه كنيم.) و هم‏چنين يكى ديگر از افراطيون دفتر تحكيم وحدت مى‏گويد كه برنامه هسته‏اى ايران جاه‏طلبانه بوده و خواستار حمله فورى آمريكا به ايران مى‏شود. با تمامى تمهيدات انديشيده شده براى به آشوب كشانيدن دانشگاه تهران، اين تجمع پس از چند ساعت بدون كمترين تنشى پايان يافت.

رجانیوز

نهادهاي امنيتي پس از انجام تحقيقات گسترده در دانشگاههاي كشور هسته اصلي جريان كمونيست مرتبط با خارج از كشور را شناسايي و بازداشت كردند.

 

به گزارش رجانيوز، اين هسته كه از سال 78 تاكنون اقدام به يارگيري در برخي دانشگاههاي كشور كرده بود، ظرف 8 سال گذشته توانسته بود پايگاههايي در دانشگاه تهران، اميركبير، علامه، ساري و همدان ايجاد كند.

 

اين هسته كمونيستي همچنين با طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت (علامه) نيز ارتباط داشته و حتي تعدادي از اعضاء شوراي مركزي اين تشكل كه با عنوان "انجمن اسلامي" فعاليت مي كنند، جزء سرشاخه هاي اصلي اين حلقه بوده اند.

 

برنامه هسته كمونيستي در آستانه روز 16 آذر امسال، به آشوب كشيدن دانشگاهها از طريق تحركات خشونت آميز بوده است. اين طيف با تهيه مواد آتش زا از قبيل كوكتل مولوتف و نارنجك و همچنين انتشار هماهنگ بيانيه ها و نشريات با محتواي تند و اهانت آميز قصد تحريك دانشجويان در روز 12 آذر در دانشگاههاي سراسر كشور را  داشته است.

 

نهادهاي امنيتي ضمن بازداشت 2 مرحله اي سرشاخه هاي اين جريان در برخي دانشگاهها، به طيف غيرقانوني دفتر تحكيم درباره ادامه همكاري با كمونيستها تذكر جدي داده اند. به دنبال اين تذكر، تجمع هفته گذشته كمونيستها در دانشگاه تهران، كم رونق برگزار شد و در دانشگاههاي ديگر نيز مورد مشابهي گزارش نشد.

 

"سعيد.ح" عضو سابق شوراي مركزي تحكيم (علامه) به عنوان سرخط جريان كمونيستي دستگير شده است. وي در سال 78 نيز در دانشگاه زنجان به عنوان نماينده دفتر تحكيم به دفاع از سازمان مجاهدين خلق (منافقين) پرداخته بود. او دانشجوي اخراجي آموزشي دانشگاه علم و صنعت مي باشد كه به سبب خويشاوندي با يكي از مسئولان دولت سابق، اجازه ادامه تحصيل يافت.

 

تعدادي از بازداشت شدگان به گرايشات ماركسيستي و تلاش براي ايجاد آشوب و تنش در دانشگاهها اعتراف كرده اند. خبرگزاريهاي خارجي براي چندمين بار طي 12 ماه گذشته، اخبار مربوط به تجمعات در دانشگاهها را به صورت برجسته اي پوشش داده و از آن به عنوان مخالفت دانشجويان با سياست هاي دولت ياد كرده اند.

 

وزارت اطلاعات شنبه شب از مرحله دوم دستگيري تعدادي از افرادي كه قصد داشتند در دانشگاه تهران اقدام به ايجاد درگيري كنند، خبر داده بود.


آزادی برابری

لیست کامل یاران در بند

مهدی گرایلو - کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران
نادر احسنی - فارغ التحصیل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه مازندران
انوشه آزادبر - علوم اجتماعی دانشگاه تهران
ایلناز جمشیدی - ارتباطات دانشگاه آزاد تهران مرکز
بهروز کریمی زاده - اخراجی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
سعید حبیبی - دبیر معذول تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
علی سالم - پلی تکنیک
علی کلایی - دانشگاه آزاد
امیر مهرزاد
محسن غمین - دانشگاه پلی تکنیک
یونس میرحسینی - فنی باهنر شیراز
میلاد عمرانی - شهید رجایی
عابد توانچه - دانشجوی اخراجی دانشگاه پلی تکنیک
صدرا پیرحیاتی - دانشگاه شاهد
روزبه صف شکن - کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران
سعید آقام علی - دانشگاه هنر یزد
روزبهان امیری - دانشکده علوم دانشگاه تهران
نسیم سلطان بیگی - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه
مهسا محبی - دانشگاه شریف
کیوان امیری الیاسی - کارشناسی ارشد دانشگاه شریف
هادی سالاری - دانشگاه رجایی
امیر آقایی - دانشگاه رجایی
فرشید فرهادی آهنگران - دانشگاه رجایی
سعید آقاخانی
اوختای حسینی - دانشگاه آزاد
سروش هاشم پور - چمران اهواز
حامد محمدی - اقتصاد دانشگاه مازندران
آرش پاکزاد - علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
میلاد معینی - مردم شناسی دانشگاه مازندران
بهرنگ زندی - مردم شناسی دانشگاه مازندران
حسن معارفی - دانشگاه مازندران
پیمان پیران - زندانی سیاسی سال ۷۸
مجید اشرف نژاد - عمران شهید رجایی

شوان مریخی - دانشگاه مازندران
سارا خادمی - علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
نیما نحوی - مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

محمدصالح ایومن - ‌ فوق لیسانس علوم سیاسی
سهراب ‌کریمی - ‌ فوق لیسانس علوم سیاسی
فرشاد دوستی پور - ‌ مهندسی مکانیک
جواد علیزاده‌ - ‌فوق لیسانس حقوق

پارسا کرمانجیان - معماری دانشگاه آزاد کرمانشاه

علیرضا حیدری - دانشگاه آزاد کرمانشاه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 15:7  توسط فانوس خون  | 

 

خبر نامه آزادی - برابری

مهدی گرایلو - کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران
نادر احسنی - فارغ التحصیل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه مازندران
انوشه آزادبر - علوم اجتماعی دانشگاه تهران
ایلناز جمشیدی - ارتباطات دانشگاه آزاد تهران مرکز
بهروز کریمی زاده - اخراجی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
سعید حبیبی - دبیر معذول تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
علی سالم - پلی تکنیک
محسن غمین - دانشگاه پلی تکنیک
یونس میرحسینی - فنی باهنر شیراز
میلاد عمرانی - شهید رجایی
عابد توانچه - دانشجوی اخراجی دانشگاه پلی تکنیک
صدرا پیرحیاتی - دانشگاه شاهد
روزبه صف شکن - کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران
سعید آقام علی - دانشگاه هنر یزد
روزبهان امیری - دانشکده علوم دانشگاه تهران
نسیم سلطان بیگی - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه
مهسا محبی - دانشگاه شریف
کیوان امیری الیاسی - کارشناسی ارشد دانشگاه شریف
هادی سالاری - دانشگاه رجایی
امیر آقایی - دانشگاه رجایی
فرشید فرهادی آهنگران - دانشگاه رجایی
سعید آقاخانی
اوختای حسینی - دانشگاه آزاد
سروش هاشم پور - چمران اهواز
حامد محمدی - اقتصاد دانشگاه مازندران
آرش پاکزاد - علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
میلاد معینی - مردم شناسی دانشگاه مازندران
بهرنگ زندی - مردم شناسی دانشگاه مازندران
حسن معارفی - دانشگاه مازندران

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 23:31  توسط فانوس خون  | 

خبرنامه امیرکبیر: با گذشت ۲ روز از دستگیری دانشجویان شرکت کننده در تجمع روز سه شنبه دانشجویان طیف چپ در دانشگاه تهران، همچنان از وضعیت بسیاری از این دانشجویان اطلاعی در دسترس نمی باشد.

 

بازداشتهای دانشجویی اخیر در این هفته و با یورش نیروهای امنیتی به منزل تعدادی از فعالان دانشجویی طیف چپ که مطابق با برنامه از پیش اعلام شده قصد برگزاری مراسم روز دانشجو را در داخل دانشگاه تهران در ۱۳ آذر ماه داشتند، آغاز شد. تعدادی از دانشجویان نیز در روز برگزاری تریبون در دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. همچنین در اقدامی بی سابقه نیروهای امنیتی دو دانشجو را در داخل دانشگاه تهران بازداشت کرده و با یک دستگاه اتوموبیل پیکان به خارج از دانشگاه منتقل کردند. اسامی تعدادی از دانشجویان که همچنان در بازداشت می باشند عبارتند از:

 

میلاد معینی، بهرنگ زندی، حامد محمدی، آرش پاکزاد، نادراحسنی و حسن معارفی از دانشگاه مازندران، سعید حبیبی عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، انوشه آزادفر، بهروز کریمی زاده، مهدی گرایلو، روزبه صف شکن و روزبهان امیری از دانشگاه تهران، علی سالم و محسن غمین از دانشگاه پلی تکنیک، نسیم سلطان بیگی و سعید آقام علی خلیلی از دانشگاه علامه، یاسر پیر حیاتی از دانشگاه شاهد، کیوان امیری الیاسی از دانشگاه صنعتی شریف، ایلناز جمشیدی از دانشگاه آزاد تهران مرکز، مهسا محبی، علی کلائی، امیر مهرزاد، هادی سالاری، فرشید فرهادی آهنگران، امیر آقایی، میلاد عمرانی.

 

بنابر گزارشات تعدادی از دانشجویان بازداشتی به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده و تعدادی نیزدر دفتر پیگیری وزارت اطلاعات واقع در چهار راه ولیعصر جنب پاساژ رضا نگهداری می شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 14:1  توسط فانوس خون  | 

البته متاسفانه اخبار جدید جامعی ندارم

از وبلاگ آوای دانشگاه:

گزارش ویژه "آوای دانشگاه":  تا ساعت ۲۴ سه شنبه ۱۳ آذر اخبار رسیده به "آوای دانشگاه"، مربوط به دانشجویان بازداشتی حاکی از آن است که  متاسفانه تاکنون ۳۰ تن از دانشجویان دانشگاه های مختلف در بازداشت به سر می برند. البته بعد از اتمام تجمع تعدادی از دانشجویان آزاد شده اند. طبق اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" خوشبختانه  محسن ثقفی و احسان آزاد فر و بابک پاشا جاوید نیز جز آزاد شدگان هستند. بر اساس گزارشات تایید شده تاکنون تعداد۳۰ نفر  از دانشجویان همچنان در بازداشت به سر می برند. در ضمن خبر هایی از دانشجویان بازداشت شده به دست ما رسیده است از جمله این که نسیم سلطان بیگی با خانواده خود تماس گرفته و از مساعد بودن حال اش خبر داده و اظهار امیدواری کرده که زودتر آزاد خواهد شد.  اما کیوان امیری الیاسی و علی سالم هیچ تماسی  نداشته اند. از دیگر رفقای بازداشتی نیز تاکنون اطلاعی در دست نیست.

همچنین بنا به گزارشات رسیده از سرنوشت تعداد دیگری از دانشجویان که نام شان ابتدا در لیست بازداشتی ها نبوده است اطلاع موثقی در دست نیست. به خاطر همین در این لیست نام آنان نیز آورده شده است.

آخرین خبر: بنا به گزارشات رسیده اوختای حسینی نیز آزاد شده است.

"آوای دانشگاه" در حد توان خود سعی دارد لیست مشخص و کاملی از تمامی بازداشت شدگان تهیه کند از تمامی رفقا، دوستان، وبلاگ ها، سایت های خبری و رسانه ها و... می خواهیم ما را در این کار یاری رسانند.

خبر های خود را می توانید در قسمت کامنت های این وبلاگ بگذارید یا به ایمیل ava.daneshgah@gmail.com   بفرستید.

جدید ترین لیست اسامی دانشجویان بازداشت شده:

                                            ۱-میلاد معینی (دانشگاه مازندران)

۲-بهرنگ زندی (دانشگاه مازندران)

۳-حامد محمدی(دانشگاه مازندران)

۴-آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)

۵-حسن معارفی(دانشگاه مازندران)

۶-انوشه آزادفر(دانشگاه تهران)

۷-ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)

۸-مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)

۹-نادراحسنی(دانشگاه مازندران)

۱۰-سعید حبیبی(عضو اسبق شوراثی مرکزی ادوار تحکیم وحدت)

۱۱-بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)

۱۲-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع٬ دانشگاه صنعتی شریف)

۱۳-نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) 
بنا بر آخرین اخبار نسیم سلطان بیگی  در تماسی تلفنی در ساعت ٬۱۶ بازداشت خود را به اطلاع خانواده رسانده است.

۱۴-علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)

۱۵-محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)

۱۶-روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)

۱۷-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)

۱۸-یاسر پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)

۱۹-مهسا محبی

۲۰-اوختای حسینی (دانشگاه آزاد)

۲۱- سعید آقام علی خلیلی( دانشگاه علامه)

۲۲- بهزاد باقری(دانشگاه تهران)

۲۳- علی کلائی

۲۴- امیر مهرزاد

۲۵- هادی سالاری

۲۶-فرشید فرهادی آهنگران,

۲۷-امیر آقایی,

۲۸-میلاد عمرانی,

۲۹-سروش یا سیروس؟.......؟؟؟(  از بچه های اهواز)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:15  توسط فانوس خون  | 

بکارت و مردان فمینیست

مردان برای برابری

مساله بکارت در جلسه کمیته پسران مورد بررسی قرار گرفت که گزارش-مقاله زیر برگرفته از ماحصل آنچیزی است که در جلسه مطرح شد به علاوه کمی اصلاحات و مرتب کردن مباحث.

بحث بکارت را می توان از چند جنبه بررسی کرد. یکی از تقسیم بندی ها بررسی جداگانه ریشه در گذشته و بازخورد آن در آینده است. ریشه این مفهوم در کجای تاریخ نهفته است؟ نکته جالب در بررسی تاریخی این است که از شروع تمدن هرچه به عقب تر بر می گردیم، این مفهوم هم کلیت خود را از دست می دهد، هم در بسیاری از موارد دچار تشتُّت می شود. ما می توانیم آثار این گذشته دور را در بازمانده های جوامع بدوی موجود در حال حاضر ببینیم. در بسیاری از جوامع مثل بومیان هاوایی اصولا بکارت معنی ندارد تا حدی که مارا دچار تعجب می کند که چگونه است که این مساله(خون ریزی در اولین اینتر کورس)، اصولا توجه اشان را جلب نکرده! اما واقعیت این است که در جوامع بدان حد و شکل بدوی، بی اعتنایی نسبت به این مساله زیاد دیده می شود. جوامعی در تاریخ نگاری ها و حتی در حال حاضر در بعضی جاهای دور افتاده هستند که بکارت برایشان موضوع است؛ ولی برعکس تفسیر می شود. بر فرض نقل است از تاریخ نگاری عرب که اقوام صرب بر این نظر بودند که :”باکره گی دختر نشان دهنده این است که طالب کم داشته پس کم ارزش تر از دختری است که باکره نیست” یا در تبت زنی که بچه داشته باشد به دلیل اینکه ثابت کرده بارور است برای ازدواج گزینه ارزشمند تری است تا زن باکره. حتی در هندوها رسمی بوده بدین شکل که مرد روحانی پولی می گرفته برای ازاله بکارت تازه عروس چرا که داماد به دلیل شیطانی دانستن بکارت حاضر نبوده با زن باکره جمع شود. این مثالها نشان از این دارد که بکارت هرچند شکلا همیشه حضور داشته، اما مفهومی که بر آن در جوامع متمدن سوار شده ربطی به ذات ارگانیک آن ندارد. حتی اگر از منظر بیولوژیک هم نگاه کنیم کارکرد پرده بکارت چیز دیگری است که در زمان رسیدن زن به بلوغ دیگر آنرا از دست می دهد و باز هم به هیچ وجه نمی شود ارتباطی بین حضور بیولوژیک آن و مفهوم پاکی یافت. اما آنچیزی که مشخص است این است که مفهوم بکارت به شکل مرسوم امروزی، با شکل گیری تمدن همسو و موازی بوده است. دلیل این مساله هم می تواند با ظهور مالکیت خصوصی که عامل دیگر مظاهر برخورد کالا محور با زن نیز است، تفسیر شود. در این مساله بکارت نقش ذاتی ندارد و اگر هم ارگانیسم زن فاقد این خصوصیت می بود، صرف اینکه حاملگی بر عهده زن است این برخورد صورت می پذیرفت. در واقع مردها به دنبال ایجاد انحصار همخوابگی با زن بودند تا وارث اصیلی از ژن خود داشته باشند و اموال خود را پس از مرگ به او منتقل کنند. مفهوم اموالی که تنها در امتداد شکل گیری مفهوم مالکیت خصوصی در عنفوان شکل گیری جوامع کشاورزی قابل تصور است. در واقع پرده بکارت فیزیولوژیک که تا پیش از آن هم بود، ولی اغلب نادیده انگاشته می شد، توانست علاوه بر تمام خصوصیات کالایی که بر زن تحمیل می شد، مفهوم آک و دست خورده یا دست دوم را نیز اجرایی کند و در موازات پروسه کالا سازیْ ارزش مثبت دست اول را نسبت به دست خورده به همراه بیاورد که البته این مساله ارزش ذاتی در کالا شدن زن و سلطه مرد نداشت و اگر جای پرده بکارت خالی در صورت هم نمایان گر زن سکس دیده و ندیده بود، آن این خاصیت را بر عهده می گرفت و حتی اگر هیچ علامتی هم نبود، پروژه کالا کردن زن به دلیل نظام مالکیت و توارث پیگیری می شد.

اما نکته ای که اینجا جلب توجه می کند این است که ذاتی و فراگیر نبودن مفهوم بکارت آنرا یکی از ضعیف ترین پایگاه های مردسالاری می سازد و همانطور که می بینیم سرعت محو شدن آن بسیار بیشتر از بسیاری از مفاهیم دیگر است. در واقع این مساله شاید بکارت را بیشتر در زمره مفاهیم پدرسالارانه بگنجاند. در واقع در جامعه مردسالار که هماهنگ تر با سرمایه داری است مفهوم بکارت می تواند مشکل ایجاد کند. در جامعه سرمایه داری نیاز به نیروی کار بی دغدغه انکار ناشدنی است و سعی بر این است که افراد در زمینه های دیگر(ازجمله جنسی) در ایده آلترین فرم خود باشند تا هیچ مانع ای برای کشیدن بالاترین بهره وری از آنها وجود نداشته باشد. مفهوم بکارت باعث بوجود آمدن ازدواج های بی بازگشتی می شود که تضمینی برای آن وجود ندارد که زوج چه از همان ابتدا چه در گذار ایام همدیگر را از نظر جنسی ارضا کنند. پس برای داشتن نیروی کار با حد اکثر بازده نیاز داریم سیستمی ارائه شود که افراد از نظر جنسی تا حد ممکن هماهنگ باهمْ شریک های جنسی هم در هر برهه از زمان باشند. برای رفع این مساله باید مفهوم بکارت از این بسته متضمن سرکوب زن بیرون کشیده شود، که همانطور که می بینیم در جهان امروز ما در این زمینه بسیار سریع عمل شده است. در واقع بکارت را می توان به عنوان یکی از مصداق های بارز تعارض پدرسالاری و سرمایه داری دید. که حتی با حذف آن مردسالاری که حاصل ازدواج نامیمون سرمایه داری و پدرسالاری است پابرجا می ماند. اینجا دو دیدگاه می توان به مساله داشت: اولا به هر حال حذف این مفهوم را نمی شود به فال نیک نگرفت حال هر عاملی که می خواهد داشته باشد؛ اما باید حواسمان باشد که از حذف این مساله دچار این توهم نشویم که مردسالاری در حال نابودی است چراکه مساله بکارت از ابتدا هم مفهومی ذاتی و فراگیر نبوده که با حذف آن مردسالاری ضربه ای سخت بخورد. در نتیجه نباید طبق این ملاک جوامع(الالخصوص غربی) را از نظر میزان استقرار مردسالاری مورد قضاوت قرار دهیم.

موضوع دیگری که می تواند مورد بررسی و مداقه قرار بگیرد این است که حال که این مفهوم لااقل در جامعه ما موجود است، ما باید چه برخوردی به عنوان یه فمینیست از یک منظر و به عنوان یه مرد از منظری دیگر داشته باشیم؟ دو گونه برخورد با این مساله به عنوان منتقد متصور است. یکی اینکه به دنبال دادن بار منفی به بکارت باشیم. برخوردی که دارای سابقه تاریخی هم هست و این مساله امکان پذیری این سبک برخورد را نشان می دهد. به علاوه توجیه های منطقی زیادی هم برای این مساله می توان یافت. فرضا می توان بر این مساله پافشاری کرد که بدون همخوابگی هیچ ملاکی برای تطبیق جنسی زوجین وجود ندارد و عدم تطبیق جنسی یکی از مهمترین عوامل جدایی ها است که در تحقیقات روانشناسی متعددی ذکر شده است و تازه این آمار رسمی است و چه مشکلاتی که زوجهای نا هماهنگ دچارش هستند (از جمله افسردگی و مورد خیانت قرار گرفتن) که مسکوت می ماند. به علاوه زنها نه تنها در اولین سکس به ارگاسم مهبلی که می تواند ملاک اصلی برای تشخیص میزان و نوع اروتیسم آنها باشد نمی رسند بلکه اقلب چند سالی طول می کشد تا به درک درستی از خود جنسی-سکسی شان برسند. پس طبیعتا دختر باکره حتی اگر با شما وارد سکس شود نمی توانید به انتخاب خود توسط او از بعد جنسی اعتماد کنید. و این استدلال می تواند ملاک منطقی و مشخصی برای ترجیح دختر غیر باکره و حتی مجرب در سکس و در نتیجه دادن ارزش منفی به باکره گی است. اما این برخورد در ابتدا می تواند باز هم بازتولید باکره گی به عنوان یک موضوع باشد. به علاوه شاید بشود اینگونه آنرا تفسیر کرد که باز هم اعمال قدرتی بر تن زن است. در واقع این برخورد را می توان بصورت نمودی از قدرت دید که استقلال او را در تصمیم گیری روی بدنش محدود می کند. شاید راه بهتر نگاه نکردن و در نتیجه از موضوعیت انداختن آن است. برای این منظور می توان روی انواعی از پرده بکارت که در سکس هیچ خونریزی ای را موجب نمی شوند(مثلا نوع حلقوی) یا اتفاقاتی که در تحرک یا ورزش باعث ازاله بکارت خارج از سکس می شود به تبلیغاتی بس گسترده تر از آنچه در واقعیت احتمالش می رود، پرداخت. یا حتی از حضور مفهوم جراحی ترمیم پرده بکارت برای از سکه انداختن موضوع پرداخت. اما این نکته برای برخورد دوم هم می تواند به عنوان یک عیب دیده شود که بیشتر پسامدرنی است و عواقب مترتب بر دیگر برخوردهای پسامدرنی یعنی انفعال را می تواند تا حدی در بر داشته باشد.

اما ما مردان بهترین جایگاه را برای برخورد با این مساله داریم چرا که در میان مردانیم و می توانیم سعی در ترویج گفتمانی داشته باشیم که با تصور عموم مخالف است. ما می توانیم بدیهی بودن اهمیت این مساله برای یک مرد را با حضور و اعلام وجود خودمان به چالش بکشیم. ما مردان فمینیست می توانیم مثال های نقض آشکاری باشیم برای نگاه متحجر و متعصبانه؛ به علاوه می توانیم در زندگی شخصی خود بی تفاوتی خود یا حتی موضع منفیمان را نسبت به بکارت عملی کرده و سعی کنیم آنچه هستیم را در میان همجنسان خود عمومی کنیم و در نهایت نشان دهیم لذت و خوشبختی یه زوج اصولا نیازی به حضور این مفهوم واپس گرایانه ندارد.

فهرست “ممنوع ها” بر “مجازها” پیشی گرفت

فرماندهان نیروی انتظامی هر روز ممنوعیت های تازه ای را اعلام می کنند؛‎ ‎و آن گونه که از شواهد و اظهارات ‏آنان بر می آید فهرست “ممنوع ها” بر فهرست “مجازهاپیشی گرفته است.

از جمله اینکه فرمانده اداره اماکن نیروی انتظامی در ادامه اجرای “طرح ارتقای امنیت اخلاقی” خبر داد با ‏آرایشگاه های زنانه و مردانه، گیم نت ها، کافی نت ها، تالارها، سفره خانه ها، اماکن ورزشی و استخرهای زنانه، ‏و واحدهای سمعی و بصری برخورد می شود. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم نیز خواستار گسترش ‏‏”نظارت نیروی انتظامی بر پارکینگ ها و باغ های خصوصی و عروسی ها و مجالس” شده است.

موسیقی زنده ممنوع

محمد علی نجفی، فرمانده اماکن نیروی انتظامی در یک کنفرانس خبری از ممنوع شدن اجرای موسیقی زنده در ‏تالارها و سفره خانه ها خبر داده و گفته است: “اجرای موسیقی زنده در اماکن عمومی از‎ ‎جمله تالارها و سفره خانه‌های سنتی تنها با مجوز وزارت ارشاد و بر اساس قانون‎ ‎امکانپذیر است، بر این اساس با مراکز فاقد ‏مجوز طبق قانون برخورد می‌شود”.‏

وی در عین حال گفت که: “براساس درخواست وزارت ارشاد با دو سفره‌خانه‎ ‎سنتی که با مجوز سازمان میراث ‏فرهنگی اقدام به اجرای موسیقی زنده کرده بودند، برخورد شد”.‏

وی با تاکید براینکه مراکزی همچون تالارها و‎ ‎سفره‌خانه‌های سنتی می‌توانند تنها با مجوز وزارت ارشاد اقدام به ‏برگزاری موسیقی‎ ‎زنده کنند، گفت: “با افراد متخلف که بدون مجوز اقدام به اجرای این نوع برنامه‌ها‎ ‎کنند، ‏برخورد می‌شود و نیروی انتظامی نیز پشتیبانی لازم را در این زمینه‎ ‎اعمال خواهد کرد”.‏

فرمانده اماکن نیروی انتظامی همچنین از برخورد با قهوه خانه های سنتی، گفته: “بر اساس قانون نظام صنفی ‏چیزی تحت عنوان‎ ‎رستوران یا قهوه‌خانه سنتی وجود ندارد و آنچه در قانون عنوان شده است تنها رستوران‎ ‎یا ‏قهوه‌خانه است و در صورت تداخل صنفی با مراکز متخلف بر اساس قانون ۲۷ و ۲۸ نظام‏‎ ‎صنفی برخورد ‏می‌شود”.‏

وی قهوه خانه ها را هم بخشی از مراکز نا امنی و فساد معرفی کرده و گفته: “برخی مراکز پذیرایی از جمله ‏قهوه‌خانه‌ها به دلایل مختلفی‎ ‎به محیطی ناامن برای جوانان به ویژه زنان تبدیل شده‌اند، از این رو با همکاری‎ سازمانهای صنفی با این مراکز برخورد لازم صورت می‌گیرد‎.‎‏”‏‎ ‎

عروسی مرکز فساد است‏

همزمان با اظهارات این فرمانده نیروی انتظامی، محمد تقی رهبر یکی از اعضای مجلس اعلام کرد که: “یکی از ‏مراکز فساد، تالارهای عروسی هستند”. وی که در ماه های اخیر به ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس منصوب ‏شده، با این ادعا که “نباید بگذاریم فضای اجتماعی‎ ‎آلوده شود” و اینکه “برخی افراد در تالارهای عروسی با ‏موبایل فیلمبرداری می کنند و حرمت‎ ‎افراد را از بین می برند که این در قانون غیرمجاز است و پیگرد قانونی ‏دارد” خواستار استقرار هر چه سریعتر نگهبانان زن از سوی نیروی انتظامی در تالارهای عروسی و اماکن ‏ورزشی زنان شده است.‏

به نوشته روزنامه اعتماد، وی گفته: “من از کسانی بودم که خیلی پیش تر از اینها با نیروی انتظامی درباره این‎ ‎مساله صحبت کردم. ما در اصفهان طبق آمار در ۱۸ تالار این کار را کردیم، هر چند‎ ‎بسیاری از افراد عروسی ‏هایشان را در باغ های حومه اصفهان می گرفتند تا در تیررس ما‎ ‎نباشند”.‏

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس مدعی شد که “در برخی از این عروسی ها ارکسترهای نامناسب، مشروب ‏خواری، قمار‎ ‎و حتی رقص در پشت درب های بسته انجام می دهند” و تاکید کرد که: “باید پلیس بر این اماکن ‏نظارت‎ ‎داشته باشد”.‏

وی با اشاره به اینکه خودش نظارت نیروی انتظامی بر عروسی ها را در اصفهان پیگیری کرده تاکید کرد: “به‎ ‎نظرمن برخوردبا این اماکن ضروری واجرای این طرح کار مناسبی است”.‏

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در عین حال خواستار تحت نظر قرار داد پارکینگ ها و باغ ها شد و گفت: “باید ‏بر پارکینگ ها و باغ های خصوصی و خارج از شهر نیز نظارت کرد”.‏

وی با تاکید براینکه “باید جامعه را از‎ ‎بی بند و باری ها حفظ کرد” افزود: “نباید در جامعه اسلامی، امنیتی برای ‏انجام فساد داشته‎ ‎باشیم”.‏

تائید استقرار مامور در استخرهای زنانه‏

فرمانده اماکن نیروی انتظامی با تائید استقرار ماموران زن نیروی انتظامی در استخرهای زنانه از آنان با عنوان ‏‏”عوامل انتظامی” نام برده و گفته که: “عوامل انتظامی با حضور در محیط های زنانه از جمله استخرها بر ‏رعایت‎ ‎ضوابط نظارت می‌کنند”.‏

وی علت اسقرار ماموران زن در اماکن ورزشی زنان را “گزارش های مردمی بر سوءاستفاده برخی از اماکن ‏زنانه” برشمرد و گفت که اماکن ورزشی زنان تا قبل از استقرار ماموران زن نیروی انتظامی به “محیط های ‏ناامن” تبدیل شده بود.‏

برخورد با کافی نت ها و گیم نت ها

در دور جدید طرح امنیت اخلاقی نیروی انتظامی، برخورد با کافی نت ها و گیم نت ها در سراسر کشور نیز ‏دراولویت قرار گرفته است.‏

فرمانده اداره اماکن نیروی انتظامی اعلام کرده که: “فضای گیم‌نت‌ها و کافی‌نت‌ها به دلیل شرایط خاص آنها، ‏نگران کننده است”. نجفی در این خصوص گفته: “بحث برخورد با‎ ‎گیم‌نت‌ها، یک مثلث مدیریتی شامل بخش ‏بازرگانی، اتحادیه فروشندگان لوازم ورزشی و‎ ‎نیروی انتظامی وجود دارد که موضوع نرم‌افزاری آن بر عهده ‏وزارت ارشاد، بخش صنفی به‎ ‎حوزه وزارت بازرگانی و برخوردها بر عهده نیروی انتظامی است”.‏

وی با اشاره به اینکه “در کل کشور تنها ۱۰۰‏‎ ‎واحد مجاز در ارتباط با گیم‌نت‌ها و کافی‌نت‌ها” موجود است، گفته: ‏‏”تنها در تهران، سه هزار واحد غیرمجاز فعالیت می‌کنند که باید طی هماهنگی‌ با‏‎ ‎حوزه‌های صنفی و تخصصی و ‏بر اساس ماده ۲۷ قانون نظام صنفی با آنها برخورد شود”.‏

مدل مو ممنوع است

رئیس اداره اماکن نیروی انتظامی در مورد علت برخورد با آرایشگاه های زنانه و مردانه نیز گفته که مجوز این ‏برخورد را از وزارت بهداشت دریافت کرده است.‏

نجفی در این خصوص گفته: “نیروی انتظامی با توجه به‎ ‎دستورالعمل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ‏با این مراکز برخورد می‌کند”.‏

وی در بخشی دیگر از اظهارات اخیرش به خبرنگاران گفته: “استفاده از آلبوم و نرم‌افزارها در‎ ‎آرایشگاه‌ها برای ‏ارایه مدل در صورت عدم رعایت مسایل اخلاقی ممنوع است”.‏

این مقام نیروی انتظامی تاکید کرده: “استفاده از آلبوم‌ها و نرم‌افزارها در آرایشگاه‌ها برای ارایه مدل مو به مشتری‎ ‎نیز چنانچه با مسایل اخلاقی مطابقت نداشته باشد، به عنوان تخلف شناخته می‌شود”. وی توضیح نداده که مرجع ‏تشخیص اینکه کدام مدل مو اخلاقی است و کدام نه چه سازمان یا نهادی است.‏

ممنوعیت های تازه اداره اماکن نیروی انتظامی در حالی اعلام می شود که دو هفته پیش، این نیرو طی اطلاعیه ‏ای از اجرای طرح زمستانی مبارزه با بدحجابی در کشور خبر داده و “انواع لباس زمستانی ممنوع” برای زنان و ‏مردان را نیز برشمرده بود.در آن اطلاعیه غیر از بر شمردن انواع مانتو و پالتو و شال غیره ممنوع، “پوشیدن ‏چکمه به جای شلوار بلند” در زمستان نیز ممنوع اعلام شده بود!

منبع: روزآنلاین

شهرام رفیع زاده

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:57  توسط فانوس خون  |