گرامیداشت خاطره قربانیان کشتار سال ۶۷ در گورستان خاوران

روز جمعه به مناسبت نوروز، خانواده های جانباختگان کشتار سال ۶۷، به همراه جمع کثیری از مردم، در گورستان خاوارن گرد هم آمدند.
حضور گسترده مردم، بخصوص جوانان، با دسته های گل، جلوه زیبای به این گلستان داده بود. مراسم با یک دقیقه سکوت و خواندن قطعه شعری بمناسبت نوروز توسط یک از اعضای خانواده جانباختگان شروع شد و پس از آن چندین تن از اعضای این خانواده ها با خواندن شعر و مقاله مراسم را ادامه دادند.
عده ای از جوانان که از اعضای همین خانواده ها بودند، قطعات موسیقی زیبای نواختند و ترانه هائی به یاد آن عزیزان، که کمتر خاطره ای از آنها به ذهنشان مانده است، سرودند. فرزندان جانباختگان، با حضور فعال در گلزار، تمام لحطات در تلاش و تکاپو بودند تا این مراسم به نحو پسندیده ای برگزار شود. آنان با دقت، ظرافت و وسواس خاصی، گل و سبزه بر خاک می افشاندند و می نشاندند.
چندین مقاله و شعر خوانده شد و در پایان مراسم، به رسم همیشه، همگی با خواندن سرود، سرتاسر خاوران را، آنجائی که دلبندانشان آرامیده اند، گل باران کردند. حضور مادرانی که توسط نوه های خود کمک می شدند، تا بتوانند این مسیر را طی کنند، آمیخته از غرور و صلابت و پایمردی بود. آخر آنان برای حفظ این خاک مرارتها کشیده اند. خواهر یکی از این جانباختگان قطعه زیر را به مناسبت این روز در مراسم سروده است.
به مناسبت بیستمین نوروز
می خواهند تاریخ حماسه تان را فراموش کنیم
می خو اهند یادمان برود که از حلقه های یادبود همسرانتان هم گذشت نکر دند
لباسها، نو شته ها، عکسها و وصیت نا مه ها یتان را هم ندادند
گویی بس نبود که پیکر بی جانتان را با آهک متلا شی کردند
می خو اهند ، استخوانهای شلاق خورده اتان را مخفی کنند
می خواهند تاریخ، جسم بی نیاز به کفن تان را
که اندیشه ها ی سپید مصممش می کرد فراموش کنیم
می خواهند گلستان را گورستان کنند
پیراهن چهار خانه، اندام استخوانی، مو های سیاه، سفید و جو گندمی
که از لابه لای دوغاب ماسه و آهک
با سیلا ب های بارا ن بیرون زده بود فراموش کنیم
و قار قار کلاغ های نفرینی تابستان ۶۷ را بر فراز گلستان خا وران
بطری های فرو رفته در زمین آ هکین برای سیرابی چند ساعته ی گلهای گلستان
و عطش فرزندان مات ومبهوت تان را در آن بیابان بی آب و علف
که می گشتند تا به تکه زمینی حس یابند و بر آن سنگی نشان کنند و گور خیالی بابا را علامت بزنند
می خواهند این سند خاکی را از ما بگیرند
خاک پر از برکه و زر را
تا تبدیل به گورستانی عادی نمایند
آنها غافلند که ما نزدیکان به خون خفتگان گلستان تا زنده ایم
آ رزوی این رذالت را بر دل سیاه کور دلان باقی خواهیم نهاد
ما امسال را هم بهار با تجدید عهد با عزیزانمان شروع می کنیم و با درسی که از مقاومت ، شهامت و پایداریشان آ موخته ایم ، تا اثبات بی گناهیشان از پای نمی نشینیم
باشد که دیگر این جنایت ها در تاریخ تکرار نگردد
زنده باد آزادی، زنده باد خاطره ی تابناک تمامی جانباختگان راه آزادی و دمکراسی
دادخواهان کشتار ۶۷
جمعه ۲۴ اسفند ۱٣٨۶ برابر ۱۴ مارس ۲۰۰٨
اخبار روز و سلام دموکرات
اخباری از وضعیت دانشجویان چپ زندانی
سه تن از فعالان دانشجویی آزادی خواه و برابری طلب از تاریخ ۲۱/۱۲/۸۶ از بازداشتگاه ۲۰۹ به قرنطینه زندان اوین منتقل شده بودند. این افراد به اسامی بهزاد باقری (که اشتباهاً بهروز کریمی زاده عنوان گشته بود) هم اکنون در سالن ۸ اندرزگاه ۸، پیمان پیران در بند ۳۵۰ امنیتی و علی کانتوری که طی ساعات آینده به زندان منتقل خواهد شد، گزارش گردیده اند. این در حالی است که بهروز کریمی زاده همچنان در بازداشتگاه ۲۰۹ به سر میبرد و مرتضی خدمتیلو نیز عنوان گشته است روز گذشته از زندان آزاد گردیده است.
بهروز کریمی زاده ۳۰۰ میلیون، پیمان پیران ۸۰ میلیون، بهزاد باقری ۱۰۰ میلیون تعیین قرار وثیقه گشته اند، آقایان بهزاد باقری در طی هفته جاری و علی کانتوری روزگذشته در شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب “موسوی” به آخرین دفاعیات خود در مرحله بازپرسی پرداخته اند.
گفتته شده است تنها فرد باقی مانده در ۲۰۹ از این طیف بهروز کریمی زاده میباشد، همچنین گزارشات همچنان حاکی از نیاز پیمان پیران به رسیدگی پزشکی بعلت آسیب دیدگی کتف و پای راست بر اثر شکنجه می باشد.
فعالان حقوق بشر در ایران
گزارشی از رفتار وزارت اطلاعات با دانشجویان زندانی طیف چپ
کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) گزارش تازه ای از وضعیت دانشجویان چپ در زندان و شکنجه های اعمال شده بر آن ها منتشر کرده است. در مقدمه ی این گزارش آمده است: «بنا به اخبار رسیده از طرف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و با توجه به پیگیری موضوع و تایید صحت خبر از سوی چند تن از فعالان برجسته چپ دانشجویی متاسفانه خیر ذیل با اطمینان کامل از صحت و سقم آن منتشر می شود.». در این گزارش همچنین قید شده است که پنج نفر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب که اخیرا از زندان آزاد شده اند، محتویات آن را تایید کرده اند:
نیروهای وزارت اطلاعات ایران که کنترل بند ۲۰۹ زندان اوین را در دست دارند به روشهای غیر انسانی به منظور سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه و برابری طالبانه، روی آورده اند. بعد از بازداشت سری دوم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، نیروهای وزارت اطلاعات برای گرفتن زهر چشم از زندانیان تازه وارد و به منظور تحقیر آنان اقدام به برپایی جشن تولد برای یکی از دانشجویان می کنند و همه دانشجویان چپ را مجبور به شرکت در این نمایش می کنند.
در میانه این مراسم و در حالی که دانشجویان سعی داشته اند مخفیانه و با نجوا از حال و روز هم مطلع شوند بهروز کریمی زاده و پیمان پیران دو تن از برجسته ترین نیروهای چپ دانشجویی با چشم بند به میان جمع آورده می شوند. با برداشته شدن چشمبند و مشخص شدن چهره این دو زندانی سیاسی موجی از بهت و غم همگان را فرا می گیرد. اوضاع ظاهری و وضعیت جسمانی این دو نفر به قدری رقت اگیز و اسفبار بوده است که تعدادی از دانشجویان بازداشت شده بی اختیار گریه کرده اند. به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه تهران هنگامی یکی از دانشجویان زندانی که سعی داشته است در گوش بهروز کریمی زاده به نجوا مطلبی را بیان کند با خنده ی تلخ این فعال دانشجویی روبه رو شده و رو به دانشجوی زمزمه کننده بیان کرده است که قادر به شنیدن نیست و اگر مطلبی دارد در گوش راست وی گفته شود.
دستهای بهروز کریمی زاده تا آنجا که از آستین بیرون بوده مملو از اثر خاموش کردن سیگار بر بدن بوده است و این صحنه وقتی کامل می شود که دانشجویان زندانی متوجه نوع راه رفتن پیمان پیران شده اند.
پیمان پیران تقریبا به جای راه رفتن بر روی زمین می خزیده است و به جای بلند کردن پاها در هنگام گام برداشتن به هر دو پای خود را بر روی زمین می کشیده است. در میانه این به اصلاح جشن تولد پیمان پیران به یکی از دانشجویان دانشگاه علامه گفته است که کف و مچ هر دو پایش بر اثر ضربات کابل مجروح شده است.
متاسفانه به دلیل رعب و وحشت حاصل از فشارهای دهشتناک نیروهای امنیتی ایران بر دانشجویانی که در روزهای گذشته آزاد شده اند هیچ یک از این دانشجویان حاضر به انجام مصاحبه و یا مطرح کردن کامل آنچه که بر آنان رفته است نیست و حتی محکم ترین این دانشجویان در جواب هر سوال از وضعیت زندان و نوع شکنجه ها تنها به گریه کردن اکتفا می کنند.
خبر وضعیت بهروز کریمی زاده و پیمان پیران مربوط به ۲۰ روز پیش بوده و هنگامی مطرح می شود که دو تن از دانشجویان در جلسه ای خصوصی با گریه و نفسهای بریده شده آن را به زبان می آورند و پس از پیگیری شدید تنی چند از حاضران در جلسه و تایید شدن خبر از سوی حاضران در جشن تولد وزارت اطلاعات اکنون به صورت عمومی منتشر می شود. اما متاسفانه این تنها گوشه کوچکی و ناچیز از یک واقعیت تراژیک و تکان دهنده است که شاهدان عینی آن از زیر بار بیان تمام آن شانه خالی می کنند.
از تمامی آزادیخواهان و برابری طلبان جهان درخواست می کنیم نسبت به رفتارهای مغایر با حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی سکوت نکرده و برای آزادی تمامی زندانیان عقیده و بیان که در زندانهای جمهوری اسلامی تحت رفتارهای غیر انسانی به سر می برند تلاش کنند.
« امضاء کتبی ۵ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب محفوظ است »
اخبار روز
*بنده تمام مطالب فوق را از خبرنامه امیرکبیر گرفته ام.
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 8:23  توسط فانوس خون
|

به لطف یکی از رفقا و به ترغیب فعالان عرصه مجازی فیلم "پرسپولیس" رو دیدم . اگر به رسانه های داخلی توجه می کردی [ فرقی نمی کند اصلاح طلب یا غیر آن ] این کیهان و 20 و سی نبودند که این فیلم را ضد ایرانی می خواندند ظاهرا رسانه تینیجر (teenager ) های اصلاح طلب طرفداران مرد " عبا شکلاتی" بودند که به قبایشان برخورد .
من ضد ایرانی بودن این فیلم را احساس کردم آنگاه که مرجان غریب و " تنها " در اروپای کپیتالیست با افتخار فریاد می زند که ایرانی است .
بله این فیلم غیر ایرانی است چون کمونیست کشی را مذموم جلوه می دهد چون از ظلمتی سخن می گوید که خدا هم به شکوه می آید و می گوید " کاری از دست من بر نمی آمد " و مگر می شود نظام مرد عبا شکلاتی آن هم در دوره ای که در خط راستین قرار داشته است صدای خدا را هم دربیاورد من که نفهمیدم این فیلم چرا ضد ایرانی است .
آیا عمو انوشه و عمو انوشه ها غیر واقعی بودند و یا ما مرجان ها ؟ و شاید خاله و عمه مرجان های ما؟
این فیلم واقعی بود . خیلی واقعی تر از آنکه بشود انکارش کرد.
پ.ن 1 : ممنون رفیق ، به خاطر در اختیار گذاشتن فیلم.
پ.ن 2 : ممنون مرجان جا برای این درد و دل هنری .
پ.ن 3 : برای فهم ضد ایرانی بودن فیلم دیدن سکانس پایانی فیلم کافی است ، آنجا که در پاسخ راننده فرانسوی و پرسشی که می پرسد – که از کجا آمده است – این بار با اطمینان می گوید : ایران!
اما ایرانی که پر از همه کسانی است که آمدند و رفتند . ایرانی پر از شادی های کوتاه و غم های طولانی ، ایرانی که ...
پ.ن4 : سایر رفقا را آزاد کنید!
پ.ن 5 : می ترسم که مرجان های آینده هم سراغ عمو انوشه هایشان را از ما بگیرند و ما پاسخی نداشته باشیم .
در همین زمینه :
از ویکی پدیا:
پرسپولیس نام فیلم انیمیشنی است، محصول سال ۲۰۰۷ کشور فرانسه، به کارگردانی مرجان ساتراپی و ونسان پارونو که بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شده است. این فیلم جایزه هیات داوران جشنواره بینالمللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.[۱]
«پرسپولیس» به خاطرات مرجان ساتراپی در ایران تا قبل از اینکه به کشور فرانسه مهاجرت کند مربوط میشود.
اعتراضات نهادهای رسمی ایران
معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی نامهای به رایزن فرهنگی دولت فرانسه در ایران، اعتراض رسمی جمهوری اسلامی ایران را به نمایش فیلم پرسپولیس در جشنواره فیلم كن اعلام كرد. گفتنی است که مسئول بنیاد سینمایی فارابی كه مسئولیت حمایت از سینمای ایران را عهده دارد، فیلم پرسپولیس را فیلمی «ضدایرانی» خواند.[۲]
دلیل «ضدایرانی» خوانده شدن فیلم پرسپولیس توسط نهادهای رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران، این است که به باور ایشان، فیلم در قالب سیاه و سفید سعی كرده تا واقعه انقلاب ۵۷ را رویدادی تلخ و سیاه در تاریخ معاصر ایران معرفی كند كه بر اثر آن، مردم ایران به مردمی افسرده، دل شكسته و چند شخصیتی تبدیل شده و زنان ایرانی نیز مجبور به قبول پوشش «حجاب اجباری» شدند.[۳][۴]
مرجان ساتراپی با رد ادعای «ضدایرانی» بودن فیلم، پرسپولیس را فیلمی كاملا بیطرفانه خواند.[۵] و در مراسم اهدای جوایز جشنواره کن، جایزه خود را به «مردم ایران» تقدیم کرد.[۶]
فیلم پرسپولیس از سوی انجمن فیلم فرانسه، به عنوان نماینده این کشور در هشتادمین جایزه اسکار شرکت خواهد کرد.[۷]
جوایز
۸۰امین مراسم جایزه اسکار
نامزد جایزه بهترین انیمیشن بلند[۸]
۶۵مین جایزه گلدن گلوب
نامزد برای بهترین فیلم خارجی
جشنواره فیلم کن (۲۰۰۷)
برنده جایزه ویژه هیئت داوران[۹]
نامزد جایزه نخل طلائی (Palme d'Or)
جایزه سزار (۲۰۰۸) [۱۰]
نامزد بهترين فيلمنامه اقتباسی
نامزد بهترين موسيقی
نامزد جايزه نخستين اثر
نامزد بهترين صداگذاری
نامزد بهترين تدوين
جوایز فیلم اروپا (۲۰۰۷)
نامزد بهترین فیلم
جشنواره فیلم لندن (۲۰۰۷)
جایزه ساترلند (مهمترین جایزه جشنواره فیلم لندن)
جشنواره بینالمللی فیلم سینمانیلا (۲۰۰۷)
جایزه ویژه هیئت داوران
جشنواره بینالمللی فیلم سائوپلو (۲۰۰۷)
برنده بهترین فیلم خارجی
جشنواره بینالمللی فیلم ونکوور (۲۰۰۷)
برنده انتخاب تماشاگران به عنوان محبوب ترین فیلم
خبری به نقل از آفتاب:
معاونت سینمایی طی نامهای به رایزن فرهنگی دولت فرانسه در ایران، اعتراض رسمی خود به نمایش فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس» در كن اعلام كرد.
معاونت سینمایی طی نامهای به رایزن فرهنگی دولت فرانسه در ایران، اعتراض رسمی خود به نمایش فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس» در كن اعلام كرد.
روابط عمومی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در واكنش به خبر «پرسپولیس روایتی تلخ از ایران در جشنواره كن» كه روز گذشته در خبرگزاری فارس منتشر شد اعلام كرد: مدیریت امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی كه مسئولیت حمایت از بین الملل سینمای ایران را عهده دار است، یك ماه پیش، پس از اطلاع از انتخاب فیلم انیمیشن "پرسپولیس " در جشنواره فیلم كن ، مراتب اعتراض شدید مدیریت سینمای كشور در خصوص انتخاب و نمایش این فیلم در جشنواره مذكور را به صورت كتبی با امضای مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی به رایزن فرهنگی دولت فرانسه در ایران منعكس نموده است.
روابط عمومی معاونت سینمایی همچنین اعلام كرد متن نامه اعتراض آمیز سینمای ایران امروز از سوی روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی در اختیار رسانه ها قرار میگیرد.
خلاصه ببینید و قضاوت کنید!!
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:51  توسط فانوس خون
|

نمی دونم چی بگم
با بهروز هم عقیده نیستم شاید اگر کنار هم می نشستیم کلی هم از هم انتقاد می کردیم اما خودم رو مدیون احساس کردم پیش وجدانم امروز که خیلی از بچه ها بیرون آمدند باید یادی از آن ها که هنوز هم پشت میله های سرد منتظرند تا بخوانند
" سر اومده زمستون شکفته شد بهارون"
همه ی دوستانم را آزاد کنید
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:24  توسط فانوس خون
|
مطلب مورد بحث : کاسترو؛ از سوسیالیسم تا پادشاهی، سعید قاسمی نژاد
بله مخاطب بنده جناب سعید قاسمی نژاد هستند مطمئنا اگر با ایشان آشنا باشید عنوان مطلب بنده را توهین آمیز نمی دانید زیرا تمام مطالب فوق را می توانید عینا از زبان ایشان نیز بشنوید!
اما چند فراز! از این نامه:
1-کاسترو در حالی ۵ دهه بر ملتش حکم رانده است که کشور همسایه، ایالات متحده آمریکا، در این مدت ۹ رئیس جمهور به خود دیده است.
2-کاسترو البته حق دارد که اینگونه مخالفین را سرکوب کند او خوب می داند مخالف سیاسی را نباید به این راحتی ها رها کرد؛ چرا که اگر او پس از تلاش برای کودتا توسط باتیستا عفو نشده بود اینک کوبا مصیبت نیم قرن دیکتاتوری او را تحمل نمی کرد.
3-پیدایش حکومت کاسترو ناشی از اشتباه جهان آزاد است.
4-کاسترو کوبا را به فاحشه خانه ثروتمندان تبدیل کرده است.
5-جهان آزاد به مردم کوبا بدهکار است. اگر جهان آزاد هوشیار بود کاسترو نیز می بایست به همان جهنمی می رفت که رفیق ماجراجویش چه گوارا رفت.
6-اینک شوروی نیست و حکومت کاسترو یکی از آخرین نمادهای باقیمانده از آن امپراطوری شیطانیست.
7-بالاتر از جلاد حاکم بر کره شمالی، نشان دارترین و عالیرتبه ترین سردار بربریت سوسیالیستی محسوب می شود.
8-ای کاش کاسترو در رختخوابش نمیرد، ای کاش او نیز همچون صدام در دادگاهی علنی و عادلانه و قانونی، آن چه از مردم کوبا دریغ می دارد، پیش چشم مردم کوبا و جهان به خاطر جنایت هایش محاکمه شود و کیفر ببیند. مردم کوبا به استمرار بربریت سوسیالیستی ـ موروثی کاستروها احتیاج ندارند مردم کوبا به آزادی، دموکراسی و ارتباط با جهان آزاد نیاز دارند.
بله آنچه در بالا آمد فراز هایی از نماز جمعه این هفته تهران به امامت آقای سعید قاسمی نژادنیست بلکه مطلب انتقادی این روشنفکر طرفدار حقوق بشر!! در سایت فخیمه " خبرنامه امیرکبیر " است.
بگذارید تا کمی در مورد بند های این بیانیه ایشان دقت کنیم
ایشان طرفدار جمهوری جمهوری هاست که پیش زمینه آن امپراطور امپراطوری هاست ( جا های خالی را با جهانی سازی سرمایه داری و آمریکا پر کنید) ایشان بر برتری فرهنگی غرب باور دارند و معتقدند برخی ملت ها را جز با زور نمی توان متمدن کرد!! در چنین برداشتی است که کشته شدن غیر انسانی یک انسان در کنار انقلابیان بولیوی ( ولو این چریک های مخالف دولت را تروریست تلقی کنیم ) توسط ارتش آمریکا فرستادن این انسان به آن شکل وحشیانه به جهنم تلقی می شود!!
(اینجا دیگر یار آزادی خواه ما دست به دامن انجیل می شود تا در آن دورانی که امپراطوری امپراطوری ها برای بقای نام خدا روی کره زمین آدم می کشت لغت مناسبی پیدا کند!) - نگاه کنید به شماره 5 -
آقای قاسمی نژاد شما خواهشا دیگر نسبت به اعدام زندانیان سیاسی در هیچ نقطه دیگر دنیا از جمله ایران و شوروی سخن نگویید که با نوشتار فوق بی صلاحیتی کامل خود را به ثبوت رساندید کسی که به پای دیکتاتوری نظامی باتیستا می افتد تا جهان آزادش را از دست آدم خوارها نجات دهدباید به ما حق دهد از ادعای آزادی خواهی ایشان بترسیم !! و یک خواهش دلسوزانه کنیم که دیگر خود را مخالف اعدام نشان نداده ودلی برای هیچ اعدامی سنگساری پرتابی از بلندی نسوزاند که این جنایات هر چه قدر هم نمادی از بربریت باشند از شکل کشته شدن چه گوارا وحشیانه تر نیست و به هر حال به قول شیوخنا جایشان جهنم است !!
حالا که باتیستا برای نجات بشریت باید دست به این اعدام ها باید می زد همان طور که آزادیخواه بزرگ - رحمه الله علیه - ژنرال پینوشه آلنده این قصاب شیطان صفت جهنمی را به جهنم فرستاد و قرن ها مردم شیلی را نجات داد
حتما استالین و لنین هم به توصیه مشفقانه شما توجه کردند و هزاران نفر را به جهنم فرستادند - پس انتقاد از کشتار های لنینی و استالینی را به انسان های واجد الشرایط تری از خود بسپارید -
- نگاه کنید به 2و3و5و8 -
ایشان البته سعی کرده است خصومت خود با سوسیالیزم را به هر نحوی به نوشته تسری دهد و از این را از ادبیات جنگی - حوزوی ( و البته " بوشی " ) بهره جسته است با لغاتی چون امپراطوری شیطانی شوروی ( که بوسیله دم مسیحایی آمریکا سقوط کرد ) یا بربریت سوسیالیستی که دومی واکنشی هیستریک است که منشا آن شعار سوسیالیزم یا بربریت می باشد که یک بار هم در تجمعات دانشجویی در عملیاتی جهادی توسط هم صنفان ایشان پاره شد ! و حتما به جهنم رفت. - نگاه کنید به 6 و 7 -
به هر حال در سوگ کاسترو مرگ دیکتاتوری و ..و نمی شود یادی از برتری اخلاقی آمریکا نکرد مخصوصا در این موسم که الیگارشی آمریکا در تکاپو انتخاباتی است و مک کین کاندیدای دوست ما شانس کمی برای پیروزی دارد. در مورد ماهیت انتخابات آمریکا کتاب فهم قدرت نوام چامسکی آمریکایی را بخوانید - نگاه کنید به 1 -
و سر انجام می رسیم به فاحشه خانه ثروتمندان!
انصافا خیلی بی انصافی است که پیشگامان صنعت و کپیتالیسم را در پدیده پورنو گرافی نادیده بگیریم آنان که با کالا کردن جسم زن در بازار های مد مدل های کانال های سکس خود را پیدا می کنند تا این آزادی فردی را به این انسانی که برای پول به فروش جسم خود راضی گشته است بدهند تا مورد سو استفاده جنسی قرار گیرند و این است فرد گرایی سرمایه محور ادعایی آقایان!! - نگاه کنید به 4 -
در مورد انتخابات آمریکا و پدیده پورنوگرافی نمی توان در این مطلب کوتاه پرداخت شاید وقتی دیگر!!
همه این مسائل ربطی به دیکتاتوری کاسترو ندارد باید جشن آزادی را در کوبا گرفت اما نه امروز روزی که ولایت فقیه کاسترو که هیچ سنخیتی با سوسیالیزم به خصوص از نوع دموکراتیک و تکثرگرای آن ندارد جای خود را به رژیمی دموکراتیک بر خواسته از خواست مردم دهد
نه اینکه پینوشه ای دیگر با پول و کودتا و مترسکی دیگر چون کرزای و المالکی با جنگ و کشتار بر سر کار آیند
به امید تحقق آزادی و عداات از پایین به بالا و با نیروی توده ها
پ.ن1: قبول دارم که از زبان نقد فاصله گرفتم اما قبول کنید آنچه باید نقد می کردم فحش نامه بود نه مقاله علمی - منطقی یا تاریخی و یا حداقل مستند!
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 12:53  توسط فانوس خون
|