محسن پریزاد
در حالی بار دگر شانزدهم ماه آذر " ماه خون و خاطره " را به انتظار نشسته ايم که دستگاه تبليغ بیش از گذشته در تلاش است تا اين روز را به روز مبارزه با " امپرياليسم " تقليل دهد، و از سويی ديگر با خارج کردن محتوا از نام های دانشجويان، آن ها را به کالا هايی تبديل کنند که اهورايی باشند نه مردمی و نه بر خاسته از عينيات جامعه وقت ايران و بگويند که از ما بودند و به خاطر ما بودند و لازم نيست تا بدانيم و بدانند که فکرشان چه بود و آرمانشان چه .
اما عدالت جويی و استبداد ستيزی آن ها همان قدر نهان نکردنی است که ظاهر و شمايل متفاوت آن شهيدان با مدعيان دستگاه تبليغات رسمی و حکومتی که بعضا جهت خالی نبودن عریضه بر صفحات تلويزيون های ما حک می شوند ، نهان نکردنی است.
اما دانشگاه امروز چه مسائلی را پیش رويش دارد:
آنچه که در طول سال های اخير سيمای آشکار اعتراضات دانشجويی بوده است اعتراضاتی بوده اند که بر پیشانيشان نشان صنفی خورده است .
دانشگاه های امروز ايران کم یا بیش زخم هايی از اين مشکلات را بر پيکر خود احساس می کنند که شايد بتوان در مجموعه زير آن ها را خلاصه کرد :
خصوصی سازی و دانشگاه :
بحران مالی جهان سرمايه داری چشم اندازی را پيش چشم ما گشود که استراتژيست ها و نظريه پردازان نئوليبرال و اصولگرا و اصلاح طلب هر يک به نوبه خود در تلاشند تا آن را پيش روی ما قرار ندهند .
آنجا که مومنان به دست های شفا بخش و نامرئی " بازار " در قلب زادگاه سرمايه داری مدرن در برابر بحران مالی با انعطافی – قابل احترام – برای جلوگيری از فروپاشی کامل سيستم سرمايه داری و خروج کاپيتاليسم از مخمصه و البته به قيمت بينواتر شدن ماليات دهندگان به نفع حفظ کارتل ها و ابرشرکت های چند مليتی دست به دامن دولت می شوند،تا آنجا که:
" انگلستان، زادگاه خصوصيسازي مدرن، بخش اعظم صنعت بانكداري خود را ملي اعلام كرد. در چنين شرايطي كه گفته ميشود دوره تاچر- ريگان به پايان رسيده است، دولت آمريكا 250ميليارد دلار به بانكهايش اختصاص داد... "(1)
اما قدرت جادويی پول می تواند دشمنانِ خونی را بر سر يک سفره بنشاند تا آن جا که "محسن سازگارا" در ميزگردی با شمای ِصدای آمريکا اين بحران را مساله ساده ای معرفی می کند که عقلای آمريکا در کنار هم آن را حل خواهند کرد، اما مساله تورم و گرانی و دموکراسی و حقوق بشر و ... در ايران همه ناشی از تصدی گری دولت و بهره نگرفتن ايران از دم مسيحايی بازار است. اين حرف را با کمی حوصله از زبان تک تک رسانه های کشور نيز خواهيد شنيد.
اگر بحران سرمايه داری در قلب آن به سمتی رفت که در حالی که دولت ها بدهی ميلياردی بانک ها و موسسات مالی را از جيب ماليات دهندگان پرداخت می کردند، اما اين همان مردم بودند که بايد موج خصوصی سازی دانشگاه ها و نهاد های آموزشی با تعديل نیروهای گسترده که چيزی جز بيکاری و بی نوايی عده بيش تری از دهک های پايينی طبقات اجتماعی کشور های سرمايه داری را در پی داشت پذيرا می شدند .
در اين جا نه برای فرار از بحران بلکه به نام برای گريز از تورم و توسعه و رفاه !!! مردم بايد پذيرای همان اقدامات باشند.
از جمله در حالی که به دلیل عدم ايجاد زير ساخت های لازم به جهت اشتغال زايی و عدم برنامه ريزی صحيح برای نيروی جوان انسانی دولت به ترويج مدرک گرايی در جامعه دامن زده است و با افزايش لجام گسيخته ظرفيت دانشگاه ها که نه از راه تقويت بستر ها و تنها از طريق گسترش آموزش پولی و تاسیس دانشگاه هايی بی کيفيت و فاقد حداقل امکانات ، گسترش پذيرش دانشجويان نوبت دوم – که اکنون برای جذب مشتری ديگر شبانه ناميده نمی شوند – و البته چه بهتر که نام آن ها را روزانه پولی می گذاشتند ظرفيت دانشجویان روزانه چندان افزایشی نيافته است .
در همين شرايط بخش اعظمی از مسئولان دانشگاهی اين نوع پذيرش دانشجو را عامل عدم توانايی دانشگاه ها در تامين اعتبارات رفاهی دانشجويان می دانند (2) این مساله از سال های آغازين عمر دولت نهم شدت بيش تری گرفته است و البته رقبای اصلاح طلب به اين امواج واکنش منفی نشان نداده اند.
محمود ملاباشي معاون دانشجويي وزارت علوم مهر 1385 گفت توان هيات رئيسه دانشگاه ها بايد صرف درنورديدن مرزهاي دانش شود و دليلي بر صرف وقت هيات رئيسه دانشگاه ها در رسيدگي به امور رفاهي و خدمات دانشجويي وجود ندارد و مسئولين دانشگاه ها را به واگذاري امور رفاهي دانشجويان با اولويت خوابگاه هاي دانشجويي به بخش خصوصي فرا خواند.(3)
مرتضی زرينه زاد، رئیس صندوق رفاه دانشجويان ، در چهل و سومين گردهمايی معاونان دانشجويی و فرهنگی دانشگاهها گفت:
معاونان دانشجويی و فرهنگی دانشگاهها در تذکری جدی به صندوق رفاه دانشجويان خواستار خصوصی سازی سرويسهای اياب و ذهاب دانشجويان شدند.(4)
دكتر محمود ملاباشي، معاون دانشجويی وزارت علوم از افزايش 10 تا 20 درصدی قيمت غذا در سال 87 خبر داد و گفت:
رقم دقيق بهای غذا به زودی مشخص می شود.(5)
معاون دانشجويی وزارت علوم گفت: سياست اين است که برای رفع کمبود نيازهای خوابگاهی از خوابگاههای خصوصی و خودگردان نيز استفاده شود. همچنين پيش بينی می شود که مشکلات خوابگاهی از سال گذشته بيشتر نباشد. وی افزود:
در حال حاضر 8/41 درصد پوشش خوابگاهی وجود دارد و با راه اندازی 53 خوابگاه اين رقم به 55 درصد خواهد رسيد.(6)
و مشابه اين نسخه ها که اشتراک همگی آن ها خصوصی سازی است، اين در حالی است که ارمغان اين خصوصی سازی چيزی جز هزينه بيش تر ، کيفيت پايين تر و حتی محدوديت هايی بيش تر نبوده است.
بنابر اظهارات دانشجويان ساکن خوابگاه های خصوصی – به خصوص دختران – با مواردی از قبيل بسته شدن زودهنگام درب خوابگاه ها ، کنترل شديد دانشجويان ساکن اين خوابگاه ها – در مواردی تعيين ساعت خاموشی ، ممنوعيت مکالمه با تلفن همراه از ساعت 11 يا 12 شب ، تاخير و ممانعت از دسترسی به خدمات و فوريت های پزشکی و ...
بومی سازی يا آپارتايد آموزشی :
اما مساله ديگری که ما در سال جاری با آن مواجه شديم يا بهتر آنکه بگوييم مساله ای که گستردگی آن موجبات رسانه ای شدن آن را فراهم آورد مساله بومی گزينی در کنکور سراسری است.
دبير شورای عالی انقلاب فرهنگی در حاشيه همایش آشنايی با پايگاه استنادی علوم جهان اسلام گفت :
مصوبه بومی گزينی پذيرش دانشجو اشكال جدی ندارد و مسئولان آموزشی نبايد راضی شوند كه استعدادهای خوب و نخبگان، مناطق بومی خود را خالی كنند وی افزود برنامه ريزی كنكور ۸۸ بایدبرمبنای بومی گزينی انجام شود. (7)
گزينش بومی بر اساس مصوبه ای انجام شده که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تصويب شده است. بر اساس اين مصوبه 65 درصد حجم پذيرش دانشجو در دانشگاهها به صورت بومی انجام می شود.(8)
اعمال اين مساله منجر به تجمع اعتراض آميز متقاضیان ورود به دانشگاه ها و خانواده های آن ها شد. (9)
اما همان طور که بالاتر رفت اين مساله با جديت پيگيری خواهد شد.
این مسائل در شرايطی رخ می دهد که از امسال معدل در کنکور کارشناسی ارشد پيوسته داخل با ضريب (2) اعمال می شود و متناسب با دانشگاه محل تحصیل ضريب تعلق می گيرد. اين ضريب برای دانشگاه های بزرگ بالاتر خواهد بود و عملا امکان ادامه تحصيل در برخی رشته ها با ظرفيت پايين را برای بخش قابل توجهی از دانشجويان کشور غير ممکن و مستقل از نتيجه کنکور می نمايد .
از ديگر سو ، از آنجا که امکانات در سطح کشور عادلانه توزيع نشده است اینکه توقع کسب نمره ای همسان و همگن را از همه دانشجويان داشته باشيم فرضی کاملا خطاست.
تبعيض جنسيتی و بومی سازی جنسيتی :
اما اقدام ديگری که از سوی مقامات مسئول انجام شده تبديل رشته های دانشگاهی به رشته های دخترانه – پسرانه و اعمال محدودیت در پذيرش اين رشته ها در کنکور سراسری می باشد.
اين مساله در سال های اخير بار ها از سوی چهره هاي مطرح مذهبی مطرح شده است. به طور مثال آيت الله سبحانی رييس موسسه امام صادق، در ديدار عبدلله جاسبي، رييس دانشگاه آزاد اسلامي گفت:
اجراي طرح بوميسازي دانشجو، باعث حفظ عفاف و حجاب ميشود و اين مسئله بايد به صورت دستور العمل و بخشنامه درآمده و دانشگاهها موظف به پذيرش دانشجويان ساكن در آن محل شوند.( 18 / 7 / 1387 )
اعمال اين مساله در کنکور 87 صراحتا از سوی مسئولان مربوطه تاييد شد، معاون سازمان سنجش آموزش کشور گفت :
پذيرش جنسيتی در گروه علوم رياضی به نفع دختران و در گروه علوم تجربی به نفع پسران خواهد بود. نحوه پذيرش جنسيتی دانشجو در کنکور 87 مانند کنکور سال گذشته است و تعداد رشته هايی که در آنها پذيرش جنسيتی صورت می گيرد نيز در مقايسه با سال گذشته تغيير نکرده است.(10)
همچنين مدير کل دفتر گسترش و ارزيابی آموزش پزشکی از پذيرش جنسيتی در برخی رشته های دانشگاههای علوم پزشکی در کنکور سراسری خبر داد ، وی افزود ؛ وزارت بهداشت تمام تلاش خود را در برقراری عدالت جنسيتی در پذيرش دانشجو به انجام رسانده است. عدالت به معنای قرار دادن هر چيز به جای خود بوده و به معنای تساوی نيست.
وی گفت: در اين ميان طبيعتا برای ارائه خدمات درمانی در عرصه های گوناگون نياز به تربيت نيروی انسانی از هر دو جنس است تا جامعه اسلامی ما بتواند بطور متوازن از خدمات حرفه ای و موثر اين افراد استفاده کند.
اما در مورد بومی گزينی جنسيتی زمزمه هايی مبنی بر آنکه طرح هايی جهت بومی گزينی 100 درصدی دختران وجود دارند نيز شنيده می شود.
نائب رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت:
اگر طرح الزام دانشگاه ها به پذيرش دانشجويان دختر ساکن در محل، حساب شده تدوين شود، طرحي مثبت است.(11)
سياسی باش !! نترس
اما در اينجا پرسشی پيش می آيد و آن اينکه آيا اين مسائل تنها محدود به قفس دانشگاه و واژه " صنفی " هستند يا خير؟
برای اين پرسش بايد يک بار ديگر به سير مشکلات نگاه کنيم .
پيش از آنکه به اين سير مشکلات بپردازيم بايد به اين نکته اشاره کرد که مسئولان دانشگاه ها عموما در تلاش اند تا اين اعتراضات را سياسی بنامند که از سوی عده ای فرصت طلب هدايت می شوند اما اين جا با کمی مکث ما هم پاسخ خواهيم داد آری!
وقتی به عنوان بخشی از مردم ايران تاثيرات خصوصی سازی لجام گسيخته در دانشگاه ها را می بينيم به اجرای اين مساله در دانشگاه ها معترض و با طرح گسترده آن در جامعه مخالف هستيم. اين کار چيزی جز گسترش فقر برای ما به همراه نخواهد داشت، بويژه وقتي اين مسائل را در کنار مساله ای چون تلاش براي عضويت در سازمان تجارت جهانی - که چيزی جز شريک کردن طبقه آسيب پذير جامعه در ضرر های اقتصادی سرمايه داری جهانی و چپاول و استثمار آن ها در وقت فربهی نظام نخواهد بود- باري مسئله سياسي است.
کيست که پنهان کند هدف شما از بومی سازی دانشجويان ، کنترل اعتراضات داشجويی و حل و فصل کانون دانشجويی " خوابگاه " با ياری اهرم فشار خانواده است و چه کسی می تواند اين عمل يعنی محروم کردن دانشجويان ولو به قول شما متوسط و نه نخبگان از امکانات دانشگاه های بزرگ تر و سپس محدود کردن امکان ادامه تحصيل آن ها از طريق اعمال معدل و ضرايب و ... را سياسي نداند؟
تا کی دانشجو و دانشگاه بايد زير سايه ديدگاه های تنگ نظرانه مرتجعين شاهد تبعيض جنسيتی باشد؟ آيا اينکه فرض را بر بی حجابی و بی عفتی دختران غير بومی گذاشته و با اين بهانه واهی راه را بر فرصت برابر دختران بببنديم، و، عدالت را قرار دادن هر چيز بر سر جای خود بناميم نه ايجاد فرصت برابر، چيزي جز مغلطه بازيست؟
بياييد شی واره با شهيدان 16 آذر برخورد نکنيم ، 16 آذر دال ِ آزادی ، عدالت و مبارزه با امپرياليسم است،آن را به شئ ای جهت نمايش استقلال تصنعي و پارانويای ميهن پرستی تبديل نکنيم و مدلولش را به خودش برگردانيم.
پانوشت :
1- دنيای اقتصاد 27 مهر 1387
2- ابتکار 25/7/1385
3- همان (2)
4- چهل و سومين گردهمايی معاونان دانشجويی و فرهنگی دانشگاهها 30/ 5 / 1387
5- دکتر ملاباشی در نشست مطبوعاتی در وزارت علوم 5 / 6/ 1387
6- همان (5)
7- همايش آشنايی با پايگاه استنادی علوم جهان اسلام
8- تجمع داوطلبان معترض به نتايج کنکور سراسری – به نقل از بی بی سی
9- همان ( 8)
10- نحوه پذيرش جنسيتی در کنکور 87 – تابناک
11- ايرنا