تبليغاتX
من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان ) - تا چند ساعت دیگر یا تا چند روز دیگر صبر کنید و سپس بر جمجمه های کودکان غزه شادمانی کنید
بگذارد برخیزد ...
حمله زمینی اسرائیل به غزه آغاز شد

نمی خواستم این مطلب رو بنویسم تا چاقویی باشم که دیکتاتور ها بر علیه دوستان - غیر همفکر - من استفاده کنند اما این روز ها بسیار شنیدم و بسیار شنیدیم دیگر طاقتی برای شنیدن ندارم

gaza under fire

'You will be martyrs': These were the words spoken by the surviving sister as her five siblings, Jawaher, four, Dina, eight, Samar, 12, Ikram, 15 and Tahrir, 17, lay dying beneath the rubble of their home

همه ی ما می گوییم شما شهید هستید

Five sisters killed in Gaza while they slept - Independent

نگاه کنید دل سنگ های اسرائیلی تر از اسرائیلی ها!!

 هزاران نفر در تلاویو تظاهرات کردند بر ضد جنگ !  هزاران انسان ، آن هم برای عشق بازی با جنبش حماس به خیابان ها ریختند؟

بخونید این حرف اسرائیلی هاست

Calling a spade a spade: “End the massacre in Gaza

بیش تر ببینید gush shalom

این هم حرف اسرائیلی هاست ( به نقل از سایت قبلی)

برای فهم جنایات جاری در غزه از سایت اسرائیلی B`tselem هم می توانید بازدید کنید و بخوانید

طرفداران حقوق بشر - آن هم در اسرائیل -  نمی فهمند که حماس در بین غیر نظامیان پناه گرفته و دوستان تحکیمی - آن هم در تهران - می فهمند؟؟

Concern over Israel targeting civilian objects in the Gaza Strip - btselem

تانکر اکسیژنی که به بهانه حمل راکت منهدم شد

Suspicion: bombed truck carried oxygen tanks and not grad rockets - btselem

باز هم منبع می خواهید؟

سایت http://www.ifamericansknew.org

اگر به رنگ سرخ آلرژی ندارید دوستان " مغز پسته ای من " !

باز هم اسرائیل

از بذر خون شهدای غزه خوشه های خشم " انسان ها " خواهد رویید

 پ.ن ۱ : طرحی زیبا از رفیق گرامی و عزیزم مازیار سمیعی با اجازه از سایت جوجو joojs.net

zio-facism

پ.ن ۲ : شعری زیبا از سید علی صالحی

قفل بر دهان غزه خسته بسته اند



موش و موريانه

کليدً اين کرانه ي بي جهان را جويده است.

سرد است اينجا بي انصاف،

تاريک است اينجا بي انصاف،

اينجا

مدرسه، تعطيل

مشق ها، بي خط

کتاب ها، کهنه

مدادها... منتظرند،

دنيا کور است؛

روشنايي را از ما ربوده اند

راه را از ما ربوده اند

نقشه را از ما ربوده اند.



من

«نقشه ي راه» را مي سوزانم،

اما باز

سرماي گزنده، لاکردار است.

دفترً نقاشي هاي خود را مي سوزانم،

اما باز

سرماي گزنده، لاکردار است.

کتاب هاي مدرسه

مشق ها، مدادها و مرگ را مي سوزانم،

اما باز

سرمايً گزنده، لاکردار است.



ديگر چيزي

براي گرم کردنً شب هايً اًشغال شده

باقي نمانده است،

جز يکي کتابً معطر،

که آن را گرم

در آغوشً ايمانً خود گرفته ام.

من خود را مي سوزانم

اما شعرهاي تو را هرگز... محمود درويش،
 
سید علی صالحی
 
با تشکر از دوست عزیزم پویش
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:7  توسط فانوس خون  |