اگر به تعبیری لاکانی ضمیر ناخودآگاه را زنجیره ای از دال ها بدانیم که هر کدام بر دیگری دلالت می کند پس در هر دوره زمانی زبان به سان ناخودآگاهی اجتماعی می باشد .
خدمت سربازی انسان را مرد می کند ، مرد کسی است که از ناموس خود صیانت می کند و میدان جنگ را ناموس گاه می گفته اند
مرد گریه نمی کند و بر اساس همین مثال ها و بسیاری دیگر که شنیده ایم و می شنویم مردی فرایندی ذاتی نیست .
انسان مرد می شود
و به شکلی سلبی ( از طریق زبانی که مردسالاری در آن رسوخ کرده است) آن چه نامرد است زن می شود.
مگر زنی که این کار ها را می کنی !
این حرف های خاله زنکی چیست که می زنی ! مرد نیستی اگر فلان کار را نکنی و همه این ها جمع می شوند در واژه " ضعیفه" و زن را می سازند.
مرد از طریق زبان - زبانی از جنس مردانه – حاکم می شود بر زنان و زنان مردانه سخن می گویند و مطابق میل مردان فکر می کنند و می گویند
خدمت باعث میشه آدم "مرد " بشه !!
و خود به بازتولید نظام مردسالار حاکم بر زبان می شوند.
البته این مساله محدود به زبان فارسی نیست.
در زبان عربی اصل و گوهر واژه ها بر مذکر بودن است و جمع مذکر سالم جمعی است که در مورد عاقل به کار می رود ،
عباس حسن در النحو الوافی می گوید :
« منظور از عاقل آن نیست که در عمل عقلانیت به کار گیرد ، بلکه قصد آن است که از جنس انسان و ملائکه باشد . بدین ترتیب این لفظ شامل فرد دیوانه و کودک نیز می شود و حتی موجود غیر عاقل نیز کاری کند که جز از عاقل انتظار نمی رود می تواند از فردیت جمع مذکر سود ببرد »
حتی کودک ، دیوانه و حیوانی که کار عاقلانه ای کند را شامل می شود اما شامل حال زنان نمی شود
اصولا در زبان عربی مونث حضور مستقلی ندارد مگر آنکه با " ة " مشخص شده باشد شاید بی سبب و بی ارتباط با این مساله نباشد که در اروپا – در دوره ای زمانی – بر زنان حائض نشان سرخی می گذاشتند تا مردان با دوری از آن ها آلوده نشوند . و برای جلوگیری از آلوده شدن زبان عربی آنچه مونث است را با " ة " نشانه گذاری کرده اند تا با حذف این نشان رجوعی آسان به اصل و گوهر واژه داشته باشند.
البته این مساله ای مربوط به عالم شرقی نیست.
در زبان انگلیسی هم زن تنها حرفی اضافه افزوده بر مرد است ( MAN مرد ، WOMAN زن ) و لغاتي كه هم بر مرد و هم بر زن دلالت مي كنند نيز از ريشه مرد گرفته شده اند ( HUMAN انسان ، MAN KIND نوع بشر ) .
نوشتار گامی اساسی در تثبیت برتری مردسالاری محسوب می شود نوشتار سالیان امری مردانه به شمار می رفت این مساله باعث شد تا در گذر زمان زن نیز جز بازتابی از آنچه که با واسطه مرد اندیشیده می شود نباشد و زن بیان مردانه سوژه ای باشد که از طریق زبان تکثیر می شود .
زن به شی ای تبدیل شد که کاری جز تحریک و جذب مرد نمی کند.
عقاد می گوید :
" زن به یک دلیل زیبا آفریده شد ... برای آنکه چشم های مردان را نوازش کند . "
رفته رفته این مساله به سایر عرصه های اجتماع رخنه کرد تا آنجا که برخی حضور زن در هنر قرن 20 را تنها به دلیل جذب مشتری مرد می دانند.
زن که دالی بود که مدلولش را مردان شکل می دادند رفته رفته کالایی شد که تنها هدف آن بهره گیری جنسی مرد از او می باشد و با ظهور سرمایه داریی سود را نصیب او کند.
این مساله در تبلیغات سرمایه داری شکلی عریان به خود می گیرد .
همان طور که در سایه محرومیت طولانی زنان از نوشتن و به طریق اولی محرومیت از خواندن مرد خود می نوشت و خود نیز خواننده نوشتار بود در زمان حال مرد هم فروشنده است ، هم خریدار و زن کالایی است که مورد پسند مرد مبادله می شود.
پیکر زن در تبلیغات صرفا برای جذب و تحریک مردان است و حضور او در این تبلیغات نیز هدفی جز این را دنبال نمی کند و حتی اگر کالایی مختص به زنان باشد این گونه تلقین می شود که این کالا باعث جذاب تر شدن و مرد پسند تر شدن او خواهد شد.
در بررسي نشريات با موضوع زنان در آمريكا از جمله گلامور ( Glamour ) مشخص مي شود كه در يك شماره به عنوان نمونه 65 صفحه این نشریه را صفحات واقعی و 339 صفحه آن را آگهی های تبلیغاتی تشکیل می دهند.
البته قوانین غربی و برخی فمینیست های لیبرال از پورنوگرافی به عنوان حق آزادی بیان دفاع می کنند و البته قانون از جنس ناموس است و آنچنان که پیش تر رفت ناموس پرستی از ویژگی های سازنده مفهوم " مرد " است و قانون امری است مردانه – به طوری که زمانی در قوانین پرتغال آمده بود قانون مرد است – کسانی که پرنوگرافی را جزیی از آزادی های فردی می دانند جدا از منفعتی که از این صنعت می برند از قانون که ذاتا عنصری مردانه است بهره می جویند . نمایش پیکر زنان از حقوق زبانی مردان است.
از قضا پورنوگرافی و شکلی خاص از آن – فانتسم تجاوز – در رابطه تنگاتنگی با صورتی دیگر از ویژگی های سازنده مرد یعنی نظامی گری است – خدمتی که انسان را مرد می کند – نمونه هایی از سروده های سربازان آمریکایی در دست است که تجاوز به زنان و حملات جنسی به زنان را حکایت می کند . برخی فرماندهان ارتش آمریکا قبل از ساعت صفر ( شروع عملیات ) برای سربازان فیلم های پورنوگرافی پخش می کنند تا به روشنی رابطه میان قتل و تجاوز جنسی را نشان داده باشند.
در جنگ های کلاسیک سربازان در ناموس گاه به دو دلیل جمع می شدند یکی دفاع از ناموس خود و منع دشمن از دستیابی به ناموس خود و دوم پایان پیروزمندانه جنگ و تصاحب ناموس دشمن و ارضای فانتسم تجاوز خود.
نمونه های از در هم آمیختگی زبان ارتش با اصطلاحات جنسی را در موارد مختلف از جمله در مورد انفجار اتمی و موفقیت تجربه ذکر شده است.
پاتريك كامائرت فرمانده پيشين نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل مي گويد در درگيريهاي مسلحانه، زن بودن از سرباز بودن بسيار خطرناكتر شده است .
اما در یک از خود بیگانگی کامل زن خود به آن چیزی تبدیل می شود که مرد طی سالیان از طریق زبان سعی داشت تا زن را به آن شکل تعریف کند زن نیز دیگر خود را به شکل پیکری شهوت انگیز می دید و در پی این بود تا این درون مایه را نشان دهد.
شاهد این ماجرا تلاش های افراطی در لاغر شدن ، جراحی های زیبایی و گرایش های ذهنی زنان به تبدیل شدن به تصویر و الگوی نمونه ای که مردان در تمام عرصه های تاخت و تاز تبلیغاتی خود از زنان می سازند از تلویزیون تا سالن های مد ، سینما ، تبلیغات و ...
و بیراه نیست که در موسیقی زیر زمینی امروز ایران " ... در و داف هایی را می بینیم که همه باربی شدن .... "
زبان مردانه البته در خدمت سایر عرصه های سرکوب هم قرار دارد زبان در خدمت خانواده هم می آید زن پس از ازدواج آخرین صدقه زبانی را هم از دست می دهد و حتی دال خود را هم از دست می دهد .
زن که پیش از ازدواج نام مردی دیگر ( پدر خود را ) حامل بود پس از ازدواج آن را هم به همسر خود می بخشد تا کالایی که تا امروز در تملک پدر بوده است تحت تملک مردی دیگر یعنی همسر درآید.
زبان مردان ، زبان به تحسین زنان نمی گشاید مگر آنکه صفتی از او را مردانه شمارد یا الگوی مورد پسند خود از زن را ارائه نماید .
اینکه فلان زن مثل یک مرد کار می کند یا مثل مرد می ماند و نماد زن موفق امثال تاچر یا کلئوپاترا معرفی می شوند یا زنانی که حامل پست های عموما مردانه ای شدند از جنس زنانی که سینه چاکان فرهنگ و اساطیر اهورایی مثال می زنند که فلان کسک که دختر فلان شاه بوده است – حتی به اسم یک مرد او را معرفی می کنند !! – فرمانده نیروی دریایی بوده است و ...
و مانند آنچه بازنشستگان سیاسی سلطنت طلب که تصویر زنان بی حجاب در پلیس آریامهری بر صفحه اول نشریات را نماد آزادی زن در عصر پهلوی می نامند.
شاخه دیگر زنان برگزیده از جنس ملکه های زیبایی هستند که جسم را مطابق میل مردان پرداخته و به نمایش گذاشته اند.
در نگرش سنتی هم زن خوب زنی است که کم حرف یاشد ، آشپز خوبی باشد ، شوهرش از او راضی باشد – جهاد زن در راضی کردن همسرش است – مادری بردبار باشد و آن گاه پاداش او آن هم نه در زمین که در بهشت خواهد بود.
جامعه تغییر نمی کند مگر آنکه تمام تار و پود نابرابری در نوردیده شده باشد اگر شما هم از جنس زنانی هستید که معتقدید سربازی انسان را مرد می کند و از شنیدن لفظ " باربی " مشعوف می شوید از امروز به این مساله بیش تر فکر کنید .
سرباز خانه ها مرد می سازند و مرد همان فراورده ای است که زن را و انسان را از هویت خود بیگانه ساخته است.
پ.ن ۱ : مطالبي كه بدون ذكر منبع در متن آمده عمدتا از كتاب زن و زبان نوشته عبدالله غذامي نقل شده اند.