<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/</link>
<description>بگذارد برخیزد ...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 04 Aug 2009 18:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به شهیدی که می توانست همکلاسیم باشد !!</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 156px; HEIGHT: 208px&quot; height=257 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://eyeswideopen09.files.wordpress.com/2009/07/sohrab-arabi01.jpg&quot; width=172 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلام سهراب ! خبری بهانه شد تا با تو سخن گویم ای دوست دیر یافته من ! ظاهرا نتایج کنکور اعلام شده است و نباید روی گیشه روزنامه فروشی دنبال عکست می گشتم ! اما عکست را دیدم نه در صفحه اول روزنامه پیک سنجش که در صفحه اول روزنامه &quot; سرمایه &quot; سیمایی زیبا با شالی به رنگ سبز ! تو نتوانستی قبول شوی نه شریف و نه امیر کبیر ، نه تهران و نه تفرش خودمان ! اما تو جایی قبول شدی که هیچ یک از ما نتوانستیم ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو در دانشگاه انسانیت قبول شدی ما به عنوان دانشجو و تو در مقام استادی . استاد عزیز فراموشت نمی کنیم !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا خودمانیم ، اگر می گذاشتند تا بر صندلی کنکور بنشینی امکانش بود که عکست را روز پیک سنجش بزنند؟ راستی روز کنکور صندلی خالی ات را دیدند ؟ حالا اگر شریف را نمی آوردی شاید می توانستی اصفهان و شیراز را بیاوری یا حتی تفرش خودمان ! می آمدی و به محض ورود به تفرش می فهمیدی که این شهر بهترین محیط برای درس خواندن است چرا که حتی سینما هم ندارد ! داخل دانشگاه می شدی بیابان هایش را می دیدی و 2 دانشکده آن را ، حتما به خودت فحش می دادی که این چه انتخابی بود که من کردم ! به هر حال ثبت نام می کردی و به خوابگاه می رفتی ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید در خوابگاه یکی از همین بسیجی ها همسایه ات می شد و صدای ضبط را زیاد می کردیم تا حرصشان را در آوریم و روزی 10 بار درب اتاق را می زدند که صدای ضبط را کم کنیم یا مثلا صدای خواننده زن را پخش نکنیم شاید کشتندت تا آزارشان ندهیم !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روز های اول احتمالا ما به اصطلاح زندگان &quot; صفری &quot; صدایت می کردیم و شاید حرصت می گرفت و می خواستی جوابمان را بدهی ، افسوس که نیامدی و صفری بر پیشانی ما بی چرا زندگان نهادی !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعدش هم آخر سال اول احتمالا از خوابگاه اخراج می شدیم و در به در این بنگاه و آن بنگاه می شدیم !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلا شاید یار و همراه همدیگر می شدیم با هم جشن تولد می گرفتیم می رفتیم &quot; نارنج &quot; یا اطراف تفرش مثلا &quot; زاغرم &quot; و یکی از اهالی آنجا سر وقتمان می آمد و می گفت مگر اینجا ... فراموشش کن !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلا شاید سیاسی بودی ! شاید اصلا دری به تخته می خورد و مارکس و مارکوزه بر دلت می نشست و آن موقع رفیق ! می شدیم شاید هم پوپری می شدی و مرا استالینیست می خواندی ! شاید هم اصلاح طلب می ماندی و تو را رفرمیست ! می خواندیم و می گفتیم که بیهوده زور می زنی این لعنتی اصلاح شدنی نیست ! حالا چه فکر می کنی ؟ فراموشش کن !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید اصلا سیاسی نبودی و اهل شعر و ادب بودی ! می آمدی کانون ما و شعر می خواندیم از شاملو و خیام و مولوی ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستی گذرت به یکی از همین قصابان خورد ظاهرا !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی دانم واژه ها هم از روزی که رفتی رنگ سیاهی گرفته ، سهراب عزیز من ! سهراب عزیز ایران ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهرماه که به دانشگاه رفتیم جای خالی ات را بر صندلی که می توانست صندلی تو باشد خالی می کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نا مرد ! رفتی و ما را با این همه خاطره که می توانست اکنون با ما باشد تنها گذاشتی !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو را چشم در راهم ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;13 مرداد 1388&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2009 18:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سربازی مردت می کنه !!</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر به تعبیری لاکانی ضمیر ناخودآگاه را زنجیره ای از دال ها بدانیم که هر کدام بر دیگری دلالت می کند پس در هر دوره زمانی زبان به سان ناخودآگاهی اجتماعی می باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدمت سربازی انسان را مرد می کند ، مرد کسی است که از ناموس خود صیانت می کند و میدان جنگ را ناموس گاه می گفته اند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد گریه نمی کند و  بر اساس همین مثال ها و بسیاری دیگر که شنیده ایم و می شنویم مردی فرایندی ذاتی نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انسان مرد می شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و به شکلی سلبی ( از طریق زبانی که مردسالاری در آن رسوخ کرده است) آن چه نامرد است زن می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مگر زنی که این کار ها را می کنی !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این حرف های خاله زنکی چیست که می زنی ! مرد نیستی اگر فلان کار را نکنی و همه این ها جمع می شوند در واژه &quot; ضعیفه&quot; و زن را می سازند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد از طریق زبان - زبانی از جنس مردانه – حاکم می شود بر زنان و زنان مردانه سخن می گویند و مطابق میل مردان فکر می کنند و می گویند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدمت باعث میشه آدم &quot;مرد &quot; بشه !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خود به بازتولید نظام مردسالار حاکم بر زبان می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته این مساله محدود به زبان فارسی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در زبان عربی اصل و گوهر واژه ها بر مذکر بودن است و جمع مذکر سالم جمعی است که در مورد عاقل به کار می رود ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عباس حسن در النحو الوافی می گوید :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;« منظور از عاقل آن نیست که در عمل عقلانیت به کار گیرد ، بلکه قصد آن است که از جنس انسان و ملائکه باشد . بدین ترتیب این لفظ شامل فرد دیوانه و کودک نیز می شود و حتی موجود غیر عاقل نیز کاری کند که جز از عاقل انتظار نمی رود می تواند از فردیت جمع مذکر سود ببرد »&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتی کودک ، دیوانه و حیوانی که کار عاقلانه ای کند را شامل می شود اما شامل حال زنان نمی شود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصولا در زبان عربی مونث حضور مستقلی ندارد مگر آنکه با &quot; ة &quot; مشخص شده باشد شاید بی سبب و بی ارتباط با این مساله نباشد که در اروپا – در دوره ای زمانی – بر زنان حائض نشان سرخی می گذاشتند تا مردان با دوری از آن ها آلوده نشوند . و برای جلوگیری از آلوده شدن زبان عربی آنچه مونث است را با &quot;  ة &quot; نشانه گذاری کرده اند تا با حذف این نشان رجوعی آسان به اصل و گوهر واژه داشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته این مساله ای مربوط به عالم شرقی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در زبان انگلیسی هم زن تنها حرفی اضافه افزوده بر مرد است &lt;STRONG&gt;( MAN مرد ، WOMAN زن )&lt;/STRONG&gt; و لغاتي كه هم بر مرد و هم بر زن دلالت مي كنند نيز از ريشه مرد گرفته شده اند &lt;STRONG&gt;( HUMAN انسان ، MAN KIND نوع بشر ) .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشتار گامی اساسی در تثبیت برتری مردسالاری محسوب می شود نوشتار سالیان امری مردانه به شمار می رفت این مساله باعث شد تا در گذر زمان زن نیز جز بازتابی از آنچه که با واسطه مرد اندیشیده می شود نباشد و زن بیان مردانه سوژه ای باشد که از طریق زبان تکثیر می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن به شی ای تبدیل شد که کاری جز تحریک و جذب مرد نمی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عقاد می گوید :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; زن به یک دلیل زیبا آفریده شد ... برای آنکه چشم های مردان را نوازش کند . &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفته رفته این مساله به سایر عرصه های اجتماع رخنه کرد تا آنجا که برخی حضور زن در هنر قرن 20 را تنها به دلیل جذب مشتری مرد می دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن که دالی بود که مدلولش را مردان شکل می دادند رفته رفته کالایی شد که تنها هدف آن بهره گیری جنسی مرد از او می باشد و با ظهور سرمایه داریی سود را نصیب او کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مساله در تبلیغات سرمایه داری شکلی عریان به خود می گیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان طور که در سایه محرومیت طولانی زنان از نوشتن و به طریق اولی محرومیت از خواندن مرد خود می نوشت و خود نیز خواننده نوشتار بود در زمان حال مرد هم فروشنده است ، هم خریدار و زن کالایی است که مورد پسند مرد مبادله می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیکر زن در تبلیغات صرفا برای جذب و تحریک مردان است و حضور او در این تبلیغات نیز هدفی جز این را دنبال نمی کند و حتی اگر کالایی مختص به زنان باشد این گونه تلقین می شود که این کالا باعث جذاب تر شدن و مرد پسند تر شدن او خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بررسي نشريات با موضوع زنان در آمريكا از جمله گلامور &lt;STRONG&gt;( Glamour )&lt;/STRONG&gt; مشخص مي شود كه در يك شماره به عنوان نمونه 65 صفحه این نشریه را صفحات واقعی و 339 صفحه آن را آگهی های تبلیغاتی تشکیل می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته قوانین غربی و برخی فمینیست های لیبرال از پورنوگرافی به عنوان حق آزادی بیان دفاع می کنند و البته قانون از جنس ناموس است و آنچنان که پیش تر رفت ناموس پرستی از ویژگی های سازنده مفهوم &quot; مرد &quot; است و قانون امری است مردانه – به طوری که زمانی در قوانین پرتغال آمده بود قانون مرد است – کسانی که پرنوگرافی را جزیی از آزادی های فردی می دانند جدا از منفعتی که از این صنعت می برند از قانون که ذاتا عنصری مردانه است بهره می جویند . نمایش پیکر زنان از حقوق زبانی مردان است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از قضا پورنوگرافی و شکلی خاص از آن – فانتسم تجاوز – در رابطه تنگاتنگی با صورتی دیگر از ویژگی های سازنده مرد یعنی نظامی گری است – خدمتی که انسان را مرد می کند – نمونه هایی از سروده های سربازان آمریکایی در دست است که تجاوز به زنان و حملات جنسی به زنان را حکایت می کند . برخی فرماندهان ارتش آمریکا قبل از ساعت صفر ( شروع عملیات ) برای سربازان فیلم های پورنوگرافی پخش می کنند تا به روشنی رابطه میان قتل و تجاوز جنسی را نشان داده باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در جنگ های کلاسیک سربازان در ناموس گاه به دو دلیل جمع می شدند یکی دفاع از ناموس خود و منع دشمن از دستیابی به ناموس خود و دوم پایان پیروزمندانه جنگ و تصاحب ناموس دشمن و ارضای فانتسم تجاوز خود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمونه های از در هم آمیختگی زبان ارتش با اصطلاحات جنسی را در موارد مختلف از جمله  در مورد انفجار اتمی و موفقیت تجربه ذکر شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاتريك كامائرت فرمانده پيشين نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل مي گويد در درگيري‌هاي مسلحانه، زن بودن از سرباز بودن بسيار خطرناك‌تر شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما در یک از خود بیگانگی کامل زن خود به آن چیزی تبدیل می شود که مرد طی سالیان از طریق زبان سعی داشت تا زن را به آن شکل تعریف کند زن نیز دیگر خود را به شکل پیکری شهوت انگیز می دید و در پی این بود تا این درون مایه را نشان دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاهد این ماجرا تلاش های افراطی در لاغر شدن ، جراحی های زیبایی و گرایش های ذهنی زنان به تبدیل شدن به تصویر و الگوی نمونه ای که مردان در تمام عرصه های تاخت و تاز تبلیغاتی خود از زنان می سازند از تلویزیون تا سالن های مد ، سینما ، تبلیغات و ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بیراه نیست که در موسیقی زیر زمینی امروز ایران  &quot; ... در و داف هایی را می بینیم که همه باربی شدن .... &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زبان مردانه البته در خدمت سایر عرصه های سرکوب هم قرار دارد زبان در خدمت خانواده هم می آید زن پس از ازدواج آخرین صدقه زبانی را هم از دست می دهد و حتی دال خود را هم از دست می دهد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن که پیش از ازدواج نام مردی دیگر ( پدر خود را ) حامل بود پس از ازدواج آن را هم به همسر خود می بخشد تا کالایی که تا امروز در تملک پدر بوده است تحت تملک مردی دیگر یعنی همسر درآید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زبان مردان ، زبان به تحسین زنان نمی گشاید مگر آنکه صفتی از او را مردانه شمارد یا الگوی مورد پسند خود از زن  را ارائه نماید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه فلان زن مثل یک مرد کار می کند یا مثل مرد می ماند و نماد زن موفق امثال تاچر یا کلئوپاترا معرفی می شوند یا زنانی که حامل پست های عموما مردانه ای شدند از جنس زنانی که  سینه چاکان فرهنگ و اساطیر اهورایی مثال می زنند که فلان کسک که دختر فلان شاه بوده است – حتی به اسم یک مرد او را معرفی می کنند !! – فرمانده نیروی دریایی بوده است و ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و مانند آنچه بازنشستگان سیاسی سلطنت طلب که تصویر زنان بی حجاب در پلیس آریامهری بر صفحه اول نشریات را نماد آزادی زن در عصر پهلوی می نامند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاخه دیگر زنان برگزیده از جنس ملکه های زیبایی هستند که جسم را مطابق میل مردان پرداخته و به نمایش گذاشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در نگرش سنتی هم زن خوب زنی است که کم حرف یاشد ، آشپز خوبی باشد ، شوهرش از او راضی باشد – جهاد زن در راضی کردن همسرش است – مادری بردبار باشد و آن گاه پاداش او آن هم نه در زمین که در بهشت خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جامعه تغییر نمی کند مگر آنکه تمام تار و پود نابرابری در نوردیده شده باشد اگر شما هم از جنس زنانی هستید که معتقدید سربازی انسان را مرد می کند و از شنیدن لفظ &quot; باربی &quot; مشعوف می شوید از امروز به این مساله بیش تر فکر کنید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرباز خانه ها مرد می سازند و مرد همان فراورده ای است که زن را و انسان را از هویت خود بیگانه ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۱ : مطالبي كه بدون ذكر منبع در متن آمده عمدتا از كتاب زن و زبان نوشته عبدالله غذامي نقل شده اند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 13:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخن نگو - منتشر شده در سرپیچ پنجم</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منتشر شده در &lt;A href=&quot;http://www.sarpich.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سرپیچ پنجم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sarpich.com/IMG/pdf/sarpich_5-rangi.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دانلود نسخه pdf&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;وارطان سخن نگفت وارطان بنفشه بود گل داد و مژده داد : زمستان شکست و رفت ... شاید شاملو هم می دانست که اگر وارطان کسی که بنا به اسناد تاریخی تنها یک توزیع کننده نشریات حزبی بود به توصیه اش مبنی بر آنکه سخن بگوید: وارطان سخن بگو! مرغ سکوت جوجه مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته است ! عمل می کرد امروز ما در صفحات تاریخ با نام سرافرازی چون او مواجه نبودیم تا شاملو شعری به پاس او بسراید. اما واقعیت دریچه سیاه تری را در برخورد با آنان که سخن گفتند یا نادم و تواب شدند به روی ما می گشاید. شکی نیست در روزگاری که خسرو روزبه می گوید در هنگام محاکمه او سران حزب توده کمتر چیزی را بود که ناگفته باقی گذاشته باشند و چیزی برای مقاومت و انکار وجود نداشت، وارطان به عنوان یک هم حزبی رده پایین کار بزرگی کرد اما مرز میان واژه سنگینی چون خیانت و عدم تحمل شکنجه در تاریخ ایران مرزی نامشخص است. به نظر می رسد همه ما تنها به یک ذره صداقت نیاز داشته باشیم. صداقتی در ردیف قهرمانان « برشت «. گالیله در نمایشنامه برشت همان کسی است که می گفت « آن که حقیقت را نمی داند تنها نادان است ولی آن که می داند و کتمان می کند تبهکار است « وقتی در سیاه چاله های انگیزیسیون گرفتار آمد و حرارت سوخته شدن در آتش را لمس کرد فهمید ترجیح می دهد که « تبهکار» باشد. به یک دلیل ساده – چون از سوخته شدن در آتش می ترسید- . در تاریخ ایران نیز ما با انبوه قهرمانانی مواجه هستیم که وقت شنیده شدن خبر نادم شدن هم-رزمان شان در خرد کردن نام آن ها همه کاری کردند و البته تاریخ آن ها را به سمتی می برد که این حقیقت تلخ را خود نیز از نزدیک لمس کنند حتی اگر همچون گالیله برشت صداقتی در بیان آن نداشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;قصد من در این مقاله دفاع از کسانی که با هر عنوانی به سازش با دستگاه سرکوب پرداخته اند نیست تنها می خواهم بار دیگری تلنگری بزنم تا شاید لبه تیز انتقاد را به جای قربانی به سمت مجرم حقیقی کج کنیم چون آن چه شمار کثیری از منتقدان «زجر کشیده « در افشای شکنجه ها و خاطرات زندان خود می گویند چیزی جز تحقق هدف شکنجه گر که از بین بردن پیوندهای واقعی قربانیان با یک دیگر است نمی باشد. باردیگر برای تبیین این سخن خود دست به دامان زبان هنر می شوم. کافی است تا به فصول پایانی کتاب 1984 جرج اورول نگاهی بیندازیم آن جا که ابراین شکنجه گر به وینستون می گوید : می دانی تو را برای چه این جا آورده ایم : «منظور ما فقط این نیست که از شما اعتراف بگیریم یا شما را مجازات کنیم. می خواهی دلیل واقعی آوردنت را به اینجا برایت بگویم؟ دلیل معالجه توست ! برای این که تو را سر عقل بیاوریم! هر کسی را که ما می آوریم این جا تا وقتی که معالجه نشده باشد، رها نمی کنیم. می فهمی؟... فقط افکار برای ما مهم هستند. ما به نابودی دشمنان مان اکتفا نمی کنیم؛ ما آن ها را عوض می کنیم ... و تا لحظه ای که از آخرین احساس انسانی خویش دست بر ندارد او را رها نمی کنند ...» « ... با جولیا این کار را بکنید ... » وظیفه ما افشای این چهره ضد انسانی است این عمل نافی تقصیر کسانی نیست که به هم دستی شکنجه گران پرداختند و خود در استحاله ای کامل فاصله قربانی تا شکنجه گری را پیمودند. اما یک پرسش باقی می ماند و آن این که حتا این افراد در شرایطی عادی گزاره شکنجه گری را بر می گزیدند یا خیر ؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;در بررسی این پدیده ابتدا به سیری تاریخی می پردازیم : البته ما در این جا تنها به ذکر مشتی از خروار این پدیده می پردازیم و عدم ذکر موارد دیگر به معنی کم اهمیت بودن این موارد نسبت به موارد ذکر شده نمی باشد. ضمنا شایان ذکر است در این موارد بیش تر به ندامت های علنی پرداخته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;کودتای 28 مرداد 1332 : پس از کودتای 28 مرداد 1332 که شاه دوباره به قدرت بازگشت٬ بسیاری از سران حزب توده بازداشت شدند و برخی از سران از جمله : امان الها قریشی، یزدی، بهرامی و عُلوّی در برابر شکنجه های مدرن شده پس از کودتا تاب نیاورده و لب به سخن گشودند. و بدین ترتیب اطلاعات کافی برای نابودی حزب جمع آوری شد. هرچند بسیاری از اعضای رده میانی حزب هم چون «وارطان سالاخانیان» در برابر شکنجه ها ایستادگی کرده و از خود قهرمان ساختند. پس از این ماجرا «خسرو روزبه» – عضو رهبری سازمان نظامی- سران حزب را به دلیل فاش کردن اطلاعات مورد انتقاد قرار داد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;به عنوان نمونه از اعضای بازداشتی و نادم سازمان انقلابی حزب توده : پرویز نیکخواه : پرويز نيكخواه عضو سازمان انقلابی حزب توده در سال 1344 به اتهام تلاش در جهت ترور محمدرضا پهلوی، بازداشت شد و در دادگاه نظامی به 10 سال زندان محكوم گرديد. او ندامت-نامه ای به شاه نوشت و تقاضای عفو كرد. او پس از آزادی به سمت سرپرست گروه تحقیق رادیو و تلویزیون به فعالیت ادامه داد و در اسفند سال 57 اعدام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;كورش لاشايی : لاشایی با گذرنامهای جعلی از ايتاليا به ايران بازگشت و در جريان کوشش برای فعاليت سياسی توسط ساواک شناسايی و دستگير شد. لاشايی در پی شکنجه و تغيير و تحولی که در باورهايش پيش آمده بود، طی مصاحبه مطبوعاتی و راديو- تلويزيونی اعلام کرد که از عقايد گذشتهاش دست کشيده و دانشجويان خارج از کشور را که بر ضد رژيم شاه مبارزه میکردند به چنين اقدامی فراخواند. او پس از آزادی از زندان مدتی در گروه صنعتی شهريار کار کرد و سپس در مجمع تحقيق و نگارش پنجاه سال سلطنت پهلوی شرکت نمود و در جريان تدوين فلسفه انقلاب سفيد با محمدرضا شاه ملاقات کرد. آخرين سمت او در ايران، دبيرکلی لژيون خدمتگزاران بشر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;شاید اقدامات نیکخواه و لاشایی تنها در شکنجه مفهوم پیدا نکند و ردپایی از فرصت طلبی و قدرت طلبی هم در میان باشد به عنوان نمونه از بهره گیری مخالفان از این دو فرد بیانیه ای از گروهی موسوم به دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران در زمستان 54 را می آورم :&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;«... گسترش روز افزون اين توطئه ها [توطئه های ساواک] كه توسط حيوان های متفكری نظير جعفريان ها، نيكخواه ها، قاسمی ها، لاشايی ها، (اين طرفداران دو آتشه سابق ديكتاتوری پرولتاريا) شكل گرفته دارای ابعاد گسترده ای است... متاسفانه گروه های ماركسيستی با خطاهای هولناك خود (ضربه زدن و متلاشی كردن سازمان های اسلامی، افشاگری در برابر پليس، كشتن رفقای هم رزم مسلمان و تبليغات زهر آگين و پر از دروغ در تمام سطوح ممكن) در چند سال اخير كمك بسزایی برای تحقق اين توطئه ضد خلقی و ضد نيروهای اسلامی نموده اند ... با توطئه نوكران امپرياليسم چگونه مقابله كنيم؟ با توطئه ماركسيست ها چگونه روبرو شويم؟ ما راههای زير را موثر می يابيم ... ـ تحريم كامل ماركسيسم در هر سطح و هر موقعيت و هر مقطع زمانی، ضربات سال های اخير بايد آخرين از نوع خود باشد ...»1 این بیانیه در شرایطی اعلام می شود که برخی از مذهبی ها هم در همین تاریخ درگیر قضیه نجسی و پاکی و قضیه گروه سپاس در زندان بودند که به دلیل این که جلوتر به این مساله خواهم پرداخت از ذکر آن در این جا خود داری می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;دادگاه موسوم به گلسرخی – دانشیان : دادگاه دوازده نفر از هنرمندان و روزنامهنگاران که با نام دادگاه گروه گلسرخی ـ دانشیان مشهور شد. در این دادگاه علنی از دوازده متهم پرونده، هفت نفر آنها به نامهای: شکوه میرزادگی، ابراهیم فرهنگ رازی، مریم اتحادیه، فرهاد قیصری، منوچهر مقدمسلیمی، رحمتالله جمشیدی و مرتضی سیاهپوش ابراز ندامت کردند. نکته جالب در مورد « شو « دادگاه گلسرخی – دانشیان این است که چرا در این دادگاه کسانی چون گلسرخی و دانشیان مجال دفاع از عقاید خود را یافتند. خوب شاید علنی برگزار شدن این دادگاه برای اثبات تئوری رژیم شاه مبنی بر مارکسیست اسلامی بودن مخالفان یا برای تهیج جامعه مذهبی ایران علیه این گروه چپ گرا بود. شاه می خواست به جامعه بفهماند که مخالفان تروریست یا به اصطلاح رایج زمانه خرابکار و مخالف او کمونیست هستند. البته نطق هوشمندانه گلسرخی و همبستگی وی با مذهبی ها تا حدود زیادی این مساله را بلا اثر کرد و عوام مذهبی با گلسرخی کمونیست همبستگی نشان دادند اما در همان دادگاه هم چنان چه در بالاتر رفت عده ای نادم شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;به نظر می رسد که این اعترافات و علی الخصوص اعترافات رسانه ای و تلویزیونی همان قدر که در مردم موثر افتاده است در میان احزاب سیاسی هم موثر بوده است. نکته جالب در مورد احزابی است که خود هر از گاهی مورد نوازش نسیم این افشاگری ها قرار می گرفتند. هر بار که این مساله در مورد مخالفان شان رخ می داد آن ها را مورد استناد قرار داده و به تخریب جریان های رقیب می پرداختند. از آن جا به ذکر این نکته تاریخی در میان مصداق های تاریخی پرداختم که از این به بعد به نوعی با این مساله بیش تر مواجه خواهیم شد. با پیروزی انقلاب ما شاهد موج سیل آسا اتهامات، افشاگری ها، اعترافات،ندامت ها و طلب عفو و بخشش های فراوانی هستیم. انقلابیونی که خود بنا بر آن چه که بالاتر رفت اسیر پروژه های نادم سازی، تواب سازی و پاکسازی رژیم پیشین بودند این کار را در مورد وابستگان رژیم پهلوی انجام می دادند و چپ و راست از این اقدامات پشتیبانی می کردند. اما بالاخره این موج ادامه یافت تا انقلاب فرزندان خود را هم ببلعد. اگر قضیه امیر انتظام و افشاگری های آن قضیه را به کناری نهیم، شاید «قطب زاده» از نخستین دولت مردان جمهوری اسلامی باشد که از قضا از سرپرستی صدا و سیما به جایی رسید «که باید در برابر همین دوربین ها به خیانت خود معترف شود : وی در مصاحبه خود با سیمای جمهوری اسلامی از تلاشش برای ترور رهبری جمهوری اسلامی و گرفتن مراکز سپاه، کمیته، رادیو تلویزیون و محاصره جماران با همکاری آیت الله شریعتمداری پرده برداشت .» (خاطره ها، محمدی ری شهری ، جلد اول مرکز اسناد انقلاب اسلامی) ری شهری در خاطرات خود آورده است که؛ پس از بازداشت وی و اطلاع از این که قطب زاده حاضر به بازجویی نسیت و در این باره مطلقا صحبت نمی کند. ری شهری با وی صحبت می کند و قطب زاده پس از استخاره می پذیرد و می گوید «به شرط اینکه مرا فورا اعدام کنید یا عفو کنید؛ چون بعد از این من دیگر مرده ام». اما واکنش های احزاب به این مساله باز در خور توجه است. کیانوری در پرسش و پاسخ 6 اردیبهشت 1361 که با عنوان « شریعتمداری و گروه های وابسته به او هسته اساسی توطئه هشتم آمریکا بودند» در حاشیه توطئه شریعتمداری و قطب زاده می گوید: «بخشی [از صحبت امروز من] یادآوری آن چه است که حزب ما در گذشته در این زمینه مطرح کرده و نشان دادن این که حزب ما، با تجربه تاریخی خود خیلی زود این پدیده را تشخیص داده بود و به اندازه کافی مبارزان واقعی راه اسلام انقلابی، پیروان راستین خط امام خمینی را از عواقب آن بر حذر داشته بود.» در ادامه وی ثابت می کند که بارها در مورد خطر لیبرال ها هشدار داده بودند و این تعبیر هشدارهای حزب است. بازداشت اعضای حزب توده : از بهمن 1361 و اردیبهشت 1362 طی دو ضربه اعضای حزب توده بازداشت شدند. اعترافات تلویزیونی به آذین و کیانوری «من محمود اعتماد زاده ( به آذین ) هستم ... در پایان باز مساله خیانت هایی است که گرایش چپ در ایران به طور کلی از ابتدای به وجود آمدنش مرتکب شده است... و همین باعث انزجار و تنفر توده مردم و به طور کلی همه مردم میهن پرست در ایران نسبت به مارکسیسم شده است... ...من امید وار هستم... [که ملت ایران] اگر بتوانند و بخواهند مرا مورد عفو قرار دهند. من در این اشتباهی که کردم از صمیم قلب توبه کار هستم.» کیانوری : من امروز می خواهم کوشش کنم تا پوزش و شرمندگی در مقابل ایشان [آیت الله خمینی]، تخلفاتی را که حزب ما، در عرض 4 سال فعالیت در جمهوری اسلامی ایران انجام داده است آن طور که هست بیان کنم و این تخلفات درسی برای نسل جوان ما باشد که راه درست خودشان را از راه گمراهی که رفتیم جدا بکنند ...» نهضت آزادی در20 اردیبهشت 1362 پس از این مصاحبه ها بیانیه ای داد با عنوان خانه را از رسوبات مارکسيستی پاکسازي کنيم: «سرانجام تشکيلات آهنين! حزب طرازنوين! بعد از چهل سال بند و بست و فريب و خيانت هم چون تار عنکبوتی به سستی فرو ريخت و بندبازان بازيگرش که عمری جوانان بیخبر را اسير و مسحور دام ها و تارهای تبليغاتی و تشکيلاتی خود کرده بودند به زمين ذلت سقوط کردند... اما متأسفانه رهبران گمراه و گمراه کننده اين جريان وابسته يا نفهميدند يا نخواستند بفهمند که ريشه و اساس اين گمراهی از دستگاه فکری آن ها است.» در طی سال 1362 که بسیاری از رهبران حزب دستگیر و یکی پس از دیگری بر صفحه تلویزیون دولتی ظاهر شده، حتی برخی اعضا پا را فراتر گذارده و علیه یک دیگر نیز شهادت دادند که نمونه بارز آن شهادت «مهدی پرتوی» - مسئول شبکه مخفی حزب- علیه «بهرام افضلی» بود. اما قضیه همین جا ختم نشد. سران نهضت آزادی در قالب جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران در خرداد 1369 و به دنبال نامه موسوم به نود امضایی به رئیس جمهور وقت دوباره بر صحنه رسانه ها ظاهر شدند. در این مصاحبه ها افراد مختلفی از جمعیت چون عزت الله سحابی، عبدالعلی بازرگان و فرهاد بهبهانی به مسائلی مثل ستون پنجم دشمن بودن ، ارتباط با آمریکا و ... اعتراف کردند. و اما دوربین ها به سوی شکنجه گران می چرخد. سیکل پایکوبی در ندامت رقیبان و ابراز ندامت، یقه خود شکنجه گران را هم گرفت. پاییز سرخ 77 با مطبوعات نوپای عصر اصلاحات و پیگیری قتل های زنجیره ای دگراندیشان از راه رسید. بعد از گذشت مدتی وزارت اطلاعات گروهی خودسر از اعضای خود را مسئول این قتل ها معرفی کرد و در راس این نام ها نام سعید امامی [ اسلامی ] هم به چشم می خورد. شمس الواعظین در مصاحبه با شهروند امروز می گوید: «من و آقای جلاییپور وقتی در زندان بودیم توسط یك بازجو به نام مصطفوی بازجویی میشدیم. این بازجو فردی تحصیل كرده بود و در بازجوییها با ما وارد بحث میشد و البته رفتار مودبانه و متینی هم داشت. بعد از آزادی از زندان یك روز آقای جلاییپور تماس گرفت و گفت كه عكس سعید امامی را در روزنامهها دیدهای؟ گفتم آره. گفت چیزی را بهیادت نمیآورد؟ گفتم این كه مصطفوی خودمان است! پس بازجوی ما سعید امامی بوده. جلاییپور گفت این عكس كمی لاغرتر از بازجوی ماست كه گویی مربوط به قدیمترها بوده است. جلاییپور گفت كه این مساله را اعلام كنیم و من هم گفتم كه هرجور صلاح میدانی عمل كن.» پدیده تواب و نادام البته همیشه به شکلی نبوده است که تحت فشار و شکنجه رخ داده باشد و نمونه هایی را سراغ داریم که عواملی فرای این مساله – والبته گاهی در کنار آن مساله– دلیلی بر ابراز ندامت ها می شود. برای مثال عده ای از کسانی که نادم یا توبه کار شدند دست به همکاری علنی و یا مخفی با شکنجه گران زدند که مثلا در موارد علنی دو نام نیکخواه و لاشایی پیش تر رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;هر چه بگویی بر علیه خودت استفاده می شود! نشریه الکترونیکی آرش در ویژه نامه ای با عنوان « به یادِ « بمرگِ خودآگاهان » دهه 1360 « به مصاحبه ای با خانم سیبا معمار نوبری پرداخته است. من معتقد هستم که علی رغم این که – چنان چه بالاتر رفت – بین گونه های مختلف تواب شدن و نادم شدن تفاوت هایی وجود دارد اما به خصوص در مورد قربانیان شکنجه باید این دیدگاه «ترد» و «بایکوت» را مورد تجدید نظر قرار دهیم و کمک کنیم این قربانیان بازگشت موفقی به جامعه و در صورت خواست ایشان حتی جامعه سیاسی داشته باشند. آن چه پیش تر گفته شد به ما کمک می کند تا بین قربانیان گروه های مختلف سیاسی فرقی قائل نباشیم و بدانیم هر لحظه ممکن است قرعه به نام ما افتد و آن گاه در برابر نور قرمز چراغ دوربین باید بیش از همه چیز از فردای سیاه خود بیمناک باشیم. فردایی پر از بایکوت و تحقیر مجدد یا به قول قطب زاده در متنی که بالاتر رفت، همه دعا کنیم که ما را اعدام کنند «چون بعد از این من دیگر مرده ام .» در میان همه صحبت هایی که پایین تر می آید یک سخن خانم نوبری همه ما را به فکر فرو می برد : « چیزی که من در طول عمر، چه زمانی که ‏مبارزه می کردم و چه بعد از آن که تواب شدم و ‏چه امروز، مسئله بایکوت بوده است. این که ‏انسان را به خاطر اختلاف نظر بایکوت میکنند، ‏برای من شکنجه سختی است ... » ویژه نامه آرش مصاحبه خود با خانم نوبری را این گونه آغاز می کند: ما ضمن مرزبندی قاطع بین تواب و زندانی ‏مقاوم و شکنجه شده، معتقدیم که در بین شما ‏توابها، رده بندی های فراوان وجود دارد. به ‏همین خاطر با شما و یکی دیگر از توابین- که ‏برای ما حدتان روشن است به مصاحبه نشسته ‏ایم. مصاحبه با تعیین سطح از مجرم آغاز می شود. مجرمی که حد جرم و جنایت او آشکار است و در ادامه مشخص می شود مصاحبه کننده تنها، قصد دارد تا به تفهیم اتهام مجرم بپردازد. مصاحبه کننده هر بار از موضعی که بازجوها به صحبت با مجرمان می پردازند سعی می کند تا جلوه دهد که همه چیز عریان است و هدف او از مصاحبه تنها ایجاد «خودآگاهی» در مصاحبه شونده پیرامون گناهان اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;آرش: احساس می کنیم در شما نکاتی وجود ‏دارد که شاید این بحث و مصاحبه-حتی بسیار ‏کم- بتواند تلنگری باشد به خودآگاهی شما و به ‏جایی برسید که احساس کنید که استنباط شما ‏از مسایل شخصی خودتان به گونهای بوده که ‏فکر کردهاید معمولی است و بردهاید درون ‏جامعه، ولی باعث شدهاید که دیگرانی را زجر ‏بدهید در واقع به گونه ای باعث شکنجه ‏روحی دیگران شده اید؟!‏ او از ضعف های ناشی از تحمل زندگی پر نوسان قربانی استفاده می کند و هر بار سعی می کند تا صفات مورد نظر خویش را با گرفتن تایید از سیبا به او نسبت دهد در زیر برخی از این نمونه ها را می بینید: آرش: شما بر اساس نوشتههای خودتان، تا قبل ‏از رفتن به تابوتها، چنین نگاهی نداشتید. بنا بر ‏گفته دوستانِ سابق تان، شما بسیار افراطی بودید ‏در دفاع از مارکسیسم؛ بسیار افراطی بودید در ‏دفاع از مقوله تواب؛ و امروز هم بسیار افراطی ‏هستید در &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; ‏ [ خانم نوبری : شما مدافع سیستم جنایت &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; ] آرش: اگر هم حرف شما درست باشد! بحث آن ‏شرایط نیست. چرا که در آن دوره شما مسلمان ‏بودهاید و احتیاج به توضیح نیست و اگر از شما ‏میخواستند که تیر خلاص هم بزنید، شاید ‏دست به چنین عملی هم میزدید. شاید هم ‏شانس یار شما بوده که به خاطر شرایط روحی و ‏فیزیکی که داشتید، از شما نخواستهاند تیر ‏خلاص بزنید!‏ ‏‏نوبری: تیر خلاص را نمیزدم. نمیدانم شاید ‏هم میزدم شاید! نه نمیدانم.‏ آرش: البته امروز می توانید بگویید نه، ولی شما ‏چنان ایدئولوژیک بودید که حتماٌ دست به هر ‏کاری می زدید... در ادامه ماجرا استنطاق جای خود را به دخالت در سلایق و باورهای فردی خانم نوبری و حتا شیوه انتخاب کلمات او می دهد و هر از گاهی رنگی هم از توهین می گیرد : آرش : در ‏حقیقت در دورهای که از تابوتها بیرون می آیید ‏به یکی از سه آرزویی که از دوران جوانی ‏داشتهاید می رسید. شما دوست داشتید که یک ‏پرورشگاه داشته باشید. دوست داشتید پزشکی ‏باشید که همهی فقرا را درمان کند؛ و ملایی ‏باشید که مردم را ارشاد کنید. ما فکر میکنیم ‏که الان هم دارید ما را ارشاد میکنید. آرش : اما در آن فصل از سال و سرمای آلمان ‏حضور شما با تاپ و شلوارک و دمپایی نا‏متعارف بوده! دوستانی که در روز دوم ماجرا را ‏می فهمند از طرز لباس و آرایش، به حضور ‏شما پی می بردند! البته آزادی پوشش حق شما ‏بوده و هیچ کس معترض آن نشده است. نوبری: هفتاد و پنج صفحه گزارش من نقد این ‏سیاستهای &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; بوده که امیدوارم روزی اینها ‏علنی بشود. من زمانی که با بازجویم حرف می ‏زدم- برادر جواد- میگفت اگر تجربهای که الان ‏داریم زمان 59 داشتیم، آن کارها که در آن روز ‏کردیم امروز نمیکردیم. من که اینها را انکار ‏نکردم.‏ آرش: ولی انکار میکنید.‏ نوبری: من با زبان خودم می گویم انکار ‏نمیکنم شما می گویید انکار می کنم!‏ آرش: شما جواد بازجو را هنوز برادر خطاب می کنید. با یک واژه مهربانانه. از جایی به بعد مصاحبه به سوالات 10ها خطی و پاسخ های چند کلمه ای تبدیل می شود و ناگزیر ما را به یاد بازجوهایی می اندازد که سعی در القای مقصود خود دارند. برخی از سوالات رسما بازجویی هستند: آرش: شما تا به حال کسی را شکنجه فیزیکی ‏دادهاید؟ [ خودتان قضاوت کنید این یک پرسش عرف روزنامه نگاری است یا سوال یک بازجو یا بخشی از ادعا نامه یک دادستان در جلسه دادگاه ؟ ] آرش: یکی از زندانیان زن روایت دیگری را ‏مطرح میکند. و معتقد است که شما همسرتان ‏علی را لو دادهاید!!‏ نوبری: من که سر موضع بودم و به خاطر ‏محکوم نکردن علی یک سال و نیم تحریم بچهها ‏را که بدترین شکنجهها برایم بود، تحمل کردم. ‏متأسفانه علی نیست که خودش شهادت بدهد. و ‏ای کاش من علی را لو میدادم تا او زودتر ‏دستگیر میشد و در آن صورت مطمئناٌ اعدام ‏نمیشد. ...‏ نوبری: اگر قرار باشد که این کار[ نقد اقدامات رژیم ] را بکنم باید ‏یک تحلیل سیاسی ارائه بدهم، که توان این کار ‏را ندارم.‏ آرش: شما دارید آگاهانه فرار میکنید! ...‏ آرش: شما از زمانی که به آلمان آمدهاید تا به ‏حال، مأمورین &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; ‏ایران، و یا کارمندان سفارت، با شما تماسی ‏داشتهاند؟ ... آرش: شما فکر می کنید در رابطه با این که ‏سفارت &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; شما را تحویل نگرفته، ‏ظلمی نسبت به شما شده است؟ نوبری: آره، آره ظلم بزرگی کرده. تاریخ مصرف‏ام تمام شده. مثل سازمان سیاسی ام سهند، که ‏استفاده کردند و بعد کنار گذاشتند!‏ آرش: یعنی شما فکر می کنید اکنون به عنوان ‏یک مهره سوخته برای مأموران اطلاعاتی رژیم ‏در خارج از کشور هستید؟ ... آرش : شما ضمن محکوم کردن شکنجه و ‏زندان و اعدام، تا حرف حکومت&lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; به ‏میان می آید، بحث را بر می گردانید به دوران ‏مارکسیست بودن تان و این که مارکسیست ها ‏بدتر و دیکتاتورتر هستند. به نظر من علی رغم ‏این که شما مورد بی مهری رژیم &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; قرار ‏گرفته اید- چه آگاه باشید و چه آگاه نباشید- ‏یکی از بهترین مهره هایی هستید که رژیم ایران ‏بدون آن که برای آن بودجه ای خرج کند، ‏بهترین مدافع و مبلغ &lt;I class=spip&gt;...&lt;/I&gt; برای ‏پاشیدنِ گرد فراموشی بر روی بیست و هشت ‏سال جنایت و کشتارِ دگراندیشان در ایران، ‏هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;در تمام سوال و جواب های فوق مصاحبه کننده در تلاش است تا عناوینی مثل مامور، مهره سوخته، شکنجه گر، فردی که همسرش را لو داده است و ... را با فشاری در تراز بازجویانی که از قضا می خواهد نشان دهد که خیلی با آن ها دشمن است القا کند. از قضا سیکل تاریخی که بررسی کردیم شامل حال پرویز قلیچ خانی سردبیر « نشریه آرش» نیز می شود. یکی از مهمترین اتفاقات در زندگی وی، دستگیریش در بهمن ماه ۱٣۵۰ توسط ساواک بود. پرویز قلیچ خانی به دلیل گرایشات ضد رژیمی و همچنین مطالعه چندین کتاب ممنوعه سیاسی که عمدتا از منابع مارکسیستی- چینی بودند، مورد بازجویی شدید قرار گرفت. خبر دستگیری وی و مهدی لواسانی به خاطر فعالیت های سیاسی در ۲۱ بهمن ۱٣۵۰ منتشر شد. در حالی که پرویز قلیچ خانی یک ماه پیش تر در محل خانه اش و در جلو چشم خانواده اش دستگیر شده بود. پس از مدتی تنها پرویز قلیچ خانی را در یک مصاحبه تلویزیونی با حضور سردبیرانِ چند نشریه ورزشی وادار کردند تا اعلام پشیمانی کند تا چند روز بعد از آن آزاد شود. پرویز قلیچ خانی و مهدی لواسانی از دانشجویان تربیت بدنی در دانشسرای عالی بودند. با فشار بسیار ساواک بر آن ها و خانواده هایشان، پرویز ثابتی مامور امنیتی رژیم و از مدیران بالای ساواک هر دو را جداگانه به مصاحبه تلویزیونی آورد که در برابر مردم از فعالیت های ضد رژیم خود معذرت بخواهند. پس از این مصاحبه ها هر دو بخشیده شدند و به آن ها اجازه داده شد که مجددا به فوتبال بپردازند. پرسشی که در پایان پیش می آید این است که آقای قلیچ خانی شما که این فشار غیرانسانی را – در مقیاسی واقعا کوچک تر– تحمل کرده اید، چگونه می توانید این بازجویی _ مصاحبه را با یک قربانی روا دارید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip dir=rtl align=justify&gt;منابع: 1.برگرفته از سایت نهضت آزادی ایران&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Jan 2009 07:33:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تا چند ساعت دیگر یا تا چند روز دیگر صبر کنید و سپس بر جمجمه های کودکان غزه شادمانی کنید</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حمله زمینی اسرائیل به غزه آغاز شد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی خواستم این مطلب رو بنویسم تا چاقویی باشم که دیکتاتور ها بر علیه دوستان - غیر همفکر - من استفاده کنند اما این روز ها بسیار شنیدم و بسیار شنیدیم دیگر طاقتی برای شنیدن ندارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 444px; HEIGHT: 305px&quot; height=403 alt=&quot;gaza under fire&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.independent.co.uk/multimedia/archive/00107/five-sisters_107521a.jpg&quot; width=474 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&apos;You will be martyrs&apos;: These were the words spoken by the surviving sister as her five siblings, Jawaher, four, Dina, eight, Samar, 12, Ikram, 15 and Tahrir, 17, lay dying beneath the rubble of their home&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;همه ی ما می گوییم شما شهید هستید&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/five-sisters-killed-in-gaza-while-they-slept-1216224.html&quot; target=_blank&gt;Five sisters killed in Gaza while they slept - Independent&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نگاه کنید دل سنگ های اسرائیلی تر از اسرائیلی ها!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; هزاران نفر در تلاویو تظاهرات کردند بر ضد جنگ !  هزاران انسان ، آن هم برای عشق بازی با جنبش حماس به خیابان ها ریختند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بخونید این حرف اسرائیلی هاست&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;STRONG&gt;Calling a spade a spade: “End the massacre in Gaza&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;IMG height=273 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://zope.gush-shalom.org/home/en/galleries/gallery_1230482645/IMG_0070.JPG&quot; width=388 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;بیش تر ببینید &lt;A href=&quot;http://zope.gush-shalom.org/home/en/galleries/gallery_1230482645&quot; target=_blank&gt;gush shalom&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://zope.gush-shalom.org/images/stickers_en/GUS_Sticker1e.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;این هم حرف اسرائیلی هاست ( به نقل از سایت قبلی)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;برای فهم جنایات جاری در غزه از سایت اسرائیلی &lt;A href=&quot;www.btselem.org&quot; target=_blank&gt;B`tselem&lt;/A&gt; هم می توانید بازدید کنید و بخوانید&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;طرفداران حقوق بشر - آن هم در اسرائیل -  نمی فهمند که حماس در بین غیر نظامیان پناه گرفته و دوستان تحکیمی - آن هم در تهران - می فهمند؟؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;A href=&quot;http://www.btselem.org/English/Gaza_Strip/20081231_Gaza_Letter_to_Mazuz.asp&quot; target=_blank&gt;Concern over Israel targeting civilian objects in the Gaza Strip - btselem&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;تانکر اکسیژنی که به بهانه حمل راکت منهدم شد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;A href=&quot;http://www.btselem.org/English/Gaza_Strip/20081231_Army_bombs_metal_workshop_in_Gaza.asp&quot; target=_blank&gt;Suspicion: bombed truck carried oxygen tanks and not grad rockets&lt;/A&gt; - btselem&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;باز هم منبع می خواهید؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;سایت &lt;A href=&quot;http://www.ifamericansknew.org&quot;&gt;http://www.ifamericansknew.org&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;اگر به رنگ سرخ آلرژی ندارید دوستان &quot; مغز پسته ای من &quot; ! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 256px; HEIGHT: 184px&quot; height=239 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.autnews.us/wp-content/uploads/dsc00118.JPG&quot; width=256 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;باز هم اسرائیل&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 476px; HEIGHT: 325px&quot; height=386 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.internationalist.org/telavivprotestgaz081227.jpg&quot; width=457 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;از بذر خون شهدای غزه خوشه های خشم &quot; انسان ها &quot; خواهد رویید&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=gallery-title&gt;&lt;/SPAN&gt; پ.ن ۱ : طرحی زیبا از رفیق گرامی و عزیزم مازیار سمیعی با اجازه از سایت جوجو joojs.net &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 159px; HEIGHT: 185px&quot; height=350 alt=zio-facism hspace=0 src=&quot;http://joojs.net/local/cache-vignettes/L227xH572/israel-b263d.jpg&quot; width=221 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پ.ن ۲ : شعری زیبا از سید علی صالحی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;قفل بر دهان غزه خسته بسته اند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;موش و موريانه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کليدً اين کرانه ي بي جهان را جويده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرد است اينجا بي انصاف، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تاريک است اينجا بي انصاف، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اينجا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدرسه، تعطيل &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مشق ها، بي خط &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کتاب ها، کهنه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدادها... منتظرند، &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دنيا کور است؛ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روشنايي را از ما ربوده اند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه را از ما ربوده اند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نقشه را از ما ربوده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«نقشه ي راه» را مي سوزانم، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما باز &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرماي گزنده، لاکردار است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دفترً نقاشي هاي خود را مي سوزانم، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما باز &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرماي گزنده، لاکردار است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کتاب هاي مدرسه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مشق ها، مدادها و مرگ را مي سوزانم، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما باز &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرمايً گزنده، لاکردار است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ديگر چيزي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براي گرم کردنً شب هايً اًشغال شده &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باقي نمانده است، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جز يکي کتابً معطر، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که آن را گرم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در آغوشً ايمانً خود گرفته ام. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من خود را مي سوزانم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما شعرهاي تو را هرگز... محمود درويش،&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سید علی صالحی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;با تشکر از دوست عزیزم پویش&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 20:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غزه در میان آتش و خون - و صدای دیگری که دیکتاتور ها خفه کردند</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;کارگزاران توقیف شد&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.khabartools.com/khabartools/portfolioimages/kargozaran.png&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;کارگزاران توقیف شد همین !!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پ.ن ۱ : شمار کشته های غزه به ۳۹۲ نفر رسید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 21:00:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه جمعی از فعالان فرهنگی دانشگاه تفرش پیرامون وقایع غزه</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;اگر جنین را سی روز مهلت داده بودی، &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;احتمال‌های دیگری بود&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;شاید اشغال به پایان می‌رسید&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و آن شیرخواره زمان محاصره را به یاد نمی‌آورد، &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;آن‌گاه چون كودكی سالم بزرگ می‌شد و به جوانی می‌رسید&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و با یكی از دخترانت در یك كلاس، &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;درس تاریخ باستان آسیا را می‌خواند&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;شاید هم به تور عشق یكدیگر می‌افتادند، &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;شاید صاحب دختری می‌شدند [كه یهودی زاده می‌شد]&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;پس ببین چه كرده‌ای؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;حالا دخترت بیوه شده&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و نوه‌ات یتیم&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;ببین بر سر خانواده در به درت چه آورده‌ای&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;و چگونه با یك تیر، سه كبوتر زده‌ای.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;زنده یاد محمود درویش&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بار دیگر در سایه سکوتی مرگبار از سوی کشور های مدعی صدور حقوق بشر و وابستگان عرب آن ها و در معیت آن ها رژیم نژاد پرست اسرائیل دست به جنایتی دیگر زد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غزه نه در آتش جنگ چند روزه اخیر که در آتش ماه ها حصر و عدم دسترسی به حداقلی از امکانات حیاتی و درمانی می سوزد و در این بین قطعا زنان و کودکان نخستین قربانیانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته تمام مشکلات امروز مردم فلسطین ناشی از همدستی اسرائیل و دیکتاتور های ریز و درشت عربی نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فلسطین در آتش گروه بازی و سکتاریزم گروه های فتح و حماس هم می سوزد و تاسف بار اینکه حتی در این اوضاع بحرانی که هر روز خبر شهادت جمع بیش تری از مردم زجر کشیده غزه شنیده می شود هنوز این آفت گریبان گیر مردم فلسطین است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این بین حساب دولت امپریالیست آمریکا چه در قالب نوع منفور و نئو محافظه کار بوش و چه اوبامای مدعی تغییر روشن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دولت بوش که آخرین نفس های حکومتش را می زند بار دیگر بر حق دفاع اسرائیل از خود تاکید کرده است و در دیگر سو رئیس جمهور به تازه منتخب ایالات متحده برای آنکه روشن کند تغییر مد نظر وی از چه جنسی است این حرف را می زند که :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; اگر کسی 2 راکت به سمت اتاق خوابی که 2 دختر من شب ها در آن می خوابند پرتاب کند من نیز از هر قدرتی برای جلوگیری از آن استفاده خواهم کرد&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و از سویی دیگر دیوید اکسلورد مشاور ارشد اوباما رئیس جمهور منتخب را متعهد به &quot; پیمان مهم &quot; میان اسرائیل و آمریکا می داند و سناتور دموکرات شرود براون نیز می گوید اسرائیل حق دارد که از خود دفاع کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و این همه شاهد این مدعاست که تغییر تنها با دستان مردم میسر است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما جمعی از فعالان فرهنگی دانشگاه تفرش که ادعای آزادی خواهی و عدالت جویی داریم نمی توانیم نسبت به لگدمال شدن عدالت و آزادی مردمان هیچ نقطه ای از کره خاکی بی تفاوت باشیم و لذا تهاجم وحشیانه رژیم نژادپرست اسرائیل بر علیه مردم بی دفاع غزه را محکوم می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما خواهان امداد رسانی فوری به مردم بی دفاع غزه هستیم و حملات اسرائیل به غیر نظامیان از جمله حمله به بیمارستان شهر غزه و حمله به گذرگاه های ارتباطی میان مصر و غزه که منجر به شهادت جمع کثیر از غیر نظامیان شده است را محکوم می کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما همکاری دولت های عرب با این جنایت را مذبوحانه و تنها راه حل برای تغییر در این نگرش را استقرار حکومت های مردمی به جای دیکتاتوری های منطقه ای می دانیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما یکی از عوامل پیدایی شرایط فعلی را گروه گرایی جنبش های فتح و حماس می دانیم . مساله ای که در عمل کشور فلسطین را به تجزیه کامل کشانده و راه را برای جنایات رژیم توسعه طلب اسرائیل مهیا کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما خواهان تشکیل دولت ائتلافی وحدت ملی با حضور همه گروه های فلسطینی جهت بی اثر کردن نقشه تفرقه افکنانه اسرائیل در مورد مردم فلسطین هستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در پایان از همه آزادیخواهان و عدالت طلبان ایران و جهان خواستاریم تا در محکومیت این جنایت ها کوشا باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مساله فلسطین ، مساله آیین یا نژادی خاص نیست بلکه متعلق به همه وجدان های آگاه بشری است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;جمعی از فعالان فرهنگی دانشگاه تفرش &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;               دسامبر 2008&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 09:28:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمار شهدای حمله اسرائیل به نوار غزه به ۲۲۹ نفر رسید.</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شمار شهدای حمله اسرائیل به نوار غزه به ۲۲۹ نفر رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG width=360 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aljazeera.net/mritems/images/2008/12/27/1_880899_1_34.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فاحشگی سیاسی آمریکا&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://news.yahoo.com/s/ap/20081228/ap_on_go_pr_wh/us_mideast&quot; target=_blank&gt;US urges Hamas to cease rocket attacks on Israel&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;به نقل از AP&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;صبح یکشنبه زمانی که شمار شهدای فلسطینی نزدیک به 230 نفر رسیده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;پ.ن 1 : &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://alienation.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;یادداشت های یک از خود بیگانه هم برای همدردی با مردم فلسطین سیاه پوش است.&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.saayeh.mihanblog.com/post/363&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;غزه:آزمایشگاه بزرگ اسرائیل وآمریکا، با همکاری نزدیک اروپا&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نقل از انجمن فرهنگی &lt;A href=&quot;http://www.saayeh.mihanblog.com/&quot; target=_blank&gt;سایه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهرداد (خلیل ) شهابی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     یوری آونری &lt;B&gt;(&lt;/B&gt;رهبر «جنبش صلح» اسرائیل “Gosh Shalom”،سه بار نماینده پارلمان و سابقاً عضو سازمان صهیونیستی- تروریستی &lt;I&gt;ایرگون&lt;/I&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt; می‌نویسد&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://www.mihanblog.com/blog/post/new#_ftn1&quot; name=_ftnref1&gt;**&lt;/A&gt;: &quot;آیا امکان دارد با تحمیل گرسنگی مرگبار بر ملتی، آنان را مجبور به تسلیم کرد؟&quot; و خود چنین پاسخ می‌دهد: &quot;این قطعاً سؤال بسیار جالبی است- آنقدر جالب که دولت‌های اسرائیل و ایالات متحده آمریکا، با همکاری نزدیک اروپا، برای یافتن پاسخ قطعیِ آن، در حال حاضر، سفت و سخت، مشغول آزمایشی علمی هستند. آزمایشگاهی که برای این آزمایش در نظر گرفته‌اند نوار غزه و خوکچه‌های هندی این آزمایش یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر فلسطینی‌های ساکن آنجا هستند ... برای شروع آزمایش، ابتدا باید تمام ورودی‌ها و خروجی‌ها و منافذ، کیپ، بسته می‌شد تا تأثیرات مخرب جهانِ خارج بر محیط آزمایش حذف شود&quot;. علاوه بر مسدود کردن مرز زمینی ایرتس با اسرائیل و مرز رفح با مصر، او به مرزهای آبی و دریایی غزه اشاره می‌کند و می‌گوید: &quot;دولت‌های اسرائیل، یکی پس از دیگری، مانع از ساختن بندری در غزه شده اند و نیروی دریایی اسرائیل نیز مراقب است تا هیچ کشتی‌ای به ساحل غزه نزدیک نشود. فرودگاه بین المللی عالی‌ای نیز که طی دوران مذاکرات اسلو در غزه ساخته شده بود، توسط اسرائیل بمباران و نابود شد&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;علامت شروع عملیات آزمایشگاهی موقعی داده شد که فلسطینیان، با نظارت جیمی کارتر- رئیس جمهور اسبق ایالات متحده- انتخاباتی دموکراتیک برگزار کردند که کوچک‌ترین عیب و ایرادی به آن وارد نبود. جرج بوش پر از شور و هیجان بود: رویای وی- رویای آوردن دموکراسی به خاورمیانه- داشت تحقق پیدا می‌کرد. اما فلسطینیان بازی را به هم زدند. به جای انتخاب «عرب‌های خوب»، یعنی مخلصان ایالات متحده، آنها به «عرب‌های خیلی بد»ی رأی دادند: به مخلصان الله. بوش احساس می‌کرد به وی توهین شده است. اما دولت اسرائیل، از خوشحالی، سر از پا نمی‌شناخت: با پیروزی حماس، آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها آماده بودند در تجربه آزمایشگاهی شرکت کنند. حالا دیگر می‌شد آزمایش را آغاز کرد: ایالات متحده و اروپا توقف همه کمک‌ها به «مرجع فلسطینی» را اعلام کردند، زیرا که دولت «توسط تروریست‌ها کنترل می‌شد». به طور همزمان، دولت اسرائیل نیز جریان ورودی پول را قطع کرد&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR clear=all&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;

&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://www.mihanblog.com/blog/post/new#_ftnref1&quot; name=_ftn1&gt;**&lt;/A&gt;  مقاله «تجربه بزرگ آزمایشگاهی» (“The Great Experiment”  by Uri Avnery)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(http://www.InformationClearingHouse.info/article15306.htm&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;برای درک اهمیت این موضوع، باید دانست که به موجب «پروتکل پاریس» (الحاقیه اقتصادی «توافقنامه اسلو»)، اقتصاد فلسطین بخشی از نظام گمرکی اسرائیل است. معنی این پروتکل این است که اسرائیل عوارض گمرکی کلیه کالاهایی را که از اسرائیل عبور می‌کند و به فلسطین می‌رسد دریافت می‌کند. هیچ راه دیگری برای ورود کالا به غزه نیست. اسرائیل، بعد از برداشتن کمیسیون چاق و چله‌اش، به موجب «پروتکل پاریس» موظف است باقیمانده این پول را به «مرجع فلسطینی» مسترد کند. وقتی دولت اسرائیل از استرداد این پول، که به فلسطینی‌ها تعلق دارد، خودداری می‌کند، به زبان ساده می‌توان گفت که در روز روشن دست به دزدی زده است. خوب! وقتی از «تروریست‌ها» دزدی شود، چه کسی می‌تواند گله و شکایت کند؟! اما این پولی است که «مرجع فلسطینی»- هم در کرانه غربی و هم در نوار غزه- مثل هوا برای نفس کشیدن به آن نیاز دارد&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;از سوی دیگر، اراضی اشغالی بازاری است که اسیر صنایع اسرائیل است. دولت اسرائیل، توسط بازوی نظامی‌اش، جلوی تأسیس هر واحد صنعتی یا تجاری فلسطینی را که یحتمل بتواند با واحدهای صنعتی- تجاری اسرائیل رقابت کند گرفته است&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;کارگران فلسطینی مجبورند با حقوقی بخور- نمیر در اسرائیل کار کنند. دولت اسرائیل، کسوراتی از قبیل بیمه و مالیات را که از کارگران اسرائیلی کسر می‌شود از همین حقوق بخور- نمیر کارگران فلسطینی نیز کسر می‌کند، بدون آن که کارگران فلسطینی از منافع اجتماعی آن بهره‌مند شوند به این ترتیب، دولت اسرائیل ده‌ها میلیارد دلار از این کارگران استثمار شده می‌دزدد، که در پیپ و خم دستگاه دولتی عریض و طویل اسرائیل ناپدید می‌شود&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     و چنانکه گویی تمام اینها کافی نیست، &quot;برای حسن ختام (!)، نیروی هوایی اسرائیل، تنها نیروگاه برق نوار غزه را بمباران کرد به طوری که در بخشی از شبانه روز، نه برقی وجود دارد و نه آبی (زیرا که جریان آب به پمپ‌های الکتریکی نیاز دارد). حتی در داغ‌ترین روزها، در حالی که در سایه حرارت سی و چند درجه است، برقی برای کارکردنِ یخچال‌ها، کولرها، جریان آب یا نیازهای دیگر وجود ندارد&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;دولت‌های اسرائیل و ایالات متحده سعی دارند، با این اقدامات، چه چیزی به فلسطینیان بگویند؟ پیغام روشن است: اگر تسلیم نشوید، به ورطه گرسنگی در خواهید افتاد، و حتی ورای آن. شما باید دولت حماس را از میان بردارید و نامزدهای جدیدی انتخاب کنید که مورد تأیید اسرائیل و ایالات متحده باشند. و مهم‌تر از هر چیز: باید راضی شوید کشور فلسطینی‌ای داشته باشید که از چندین منطقۀ بسته و جدا از هم تشکیل شده، که هر یک به طور کامل به اسرائیل و رحم و شفقت اسرائیل متکی است&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;در حال حاضر، مجریان این آزمایش علمی در یافتن پاسخ این سؤال گیج کننده مانده‌اند که: چگونه است که، به رغم هر آنچه کرده‌ایم، فلسطینی‌ها هنوز در هم نشکسته‌اند؟ طبق هر اصل و قاعده‌ای، آنها می‌بایست دراز مدتی پیش از این در هم می‌شکستند!&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;در واقع، علائم امیدوار کننده‌ای به چشم می‌خورد. جو عمومیِ استیصال و درماندگی تنش‌هایی را بین حماس و فتح ایجاد می‌کند و زد و خوردهایی صورت می‌گیرد. همین‌طور، هزاران همدست مخفی اسرائیل کمک می‌کنند تا به آتش دامن زنند و فتنه بر پا کنند. اما، بر خلاف همه انتظارات، مقاومت از بین نرفته است. چگونه است که مردمی محکوم به گرسنگی، نبودِ دوا و درمان و تجهیزات ابتداییِ بیمارستانی، و در معرض حمله از زمین و دریا و هوا، همچنان ایستادگی می‌کند؟ آیا این ملت سرانجام در هم خواهد شکست؟ آیا به زانو خواهد افتاد و برای ترحم التماس خواهد کرد؟ یا قدرتی فوق انسانی خواهد یافت و از آزمون سربلند به در خواهد آمد؟&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     &quot;کوتاه سخن، دیگر چه باید کرد و تا کجا باید رفت تا ملتی را به تسلیم واداشت؟ محققان، همگی، در این آزمایش علمی نقشی برعهده گرفته‌اند- اهود اولمرت و کاندولیزا رایس، امیر پرتس و آنلگا مرکل، دَن هالوتز و جرج بوش، و- صد البته- برنده «جایزه صلح نوبل»، شیمون پرز- روی میکروسکوپ‌ها خم شده‌اند و در انتظار یافتن پاسخند- پاسخی که، بدون تردید، کمکی مهم به علم سیاست است. امیدوارم «کمیته نوبل» این تحقیقات را زیر نظر گرفته باشد&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     این مقاله یوری آونری در اکتبر 2006 تهیه شده است. اکنون، در پایان سال 2008، به گزارش یک سازمان غیردولتی بریتانیا،دنیاشاهد خشونت بارترین اقدامات اسرائیل طی چهار دهه اشغال غزه و بی‌تفاوتی مطلق جهان خارج بوده است. اما ایستادگی، بدون هیچگونه ‌تزلزلی، ادامه یافته و محققان هنوز در پی یافتن پاسخ، مات و مبهوت، بر میکروسکوپ هایشان خم شده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 06:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشگاه در آستانه روز دانشجو </title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>منتشر شده در &lt;A href=&quot;http://www.pouyande.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;نشریه دانشجویی پوینده &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006633 size=3&gt;محسن پریزاد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حالی بار دگر شانزدهم ماه آذر &quot; ماه خون و خاطره &quot; را به انتظار نشسته ايم که دستگاه تبليغ بیش از گذشته در تلاش است تا اين روز را به روز مبارزه با &quot; امپرياليسم &quot; تقليل دهد، و از سويی ديگر با خارج کردن محتوا از نام های دانشجويان، آن ها را به کالا هايی تبديل کنند که اهورايی باشند نه مردمی و نه بر خاسته از عينيات جامعه وقت ايران و بگويند که از ما بودند و به خاطر ما بودند و لازم نيست تا بدانيم و بدانند که فکرشان چه بود و آرمانشان چه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما عدالت جويی و استبداد ستيزی آن ها همان قدر نهان نکردنی است که ظاهر و شمايل متفاوت آن شهيدان با مدعيان دستگاه تبليغات رسمی و حکومتی  که بعضا جهت خالی نبودن عریضه بر صفحات تلويزيون های ما حک می شوند ، نهان نکردنی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما دانشگاه امروز چه مسائلی را پیش رويش دارد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنچه که در طول سال های اخير سيمای آشکار اعتراضات دانشجويی بوده است اعتراضاتی بوده اند که بر پیشانيشان نشان صنفی خورده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دانشگاه های امروز ايران کم یا بیش زخم هايی از اين مشکلات را بر پيکر خود احساس می کنند که شايد بتوان در مجموعه زير آن ها را خلاصه کرد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;خصوصی سازی و دانشگاه :&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بحران مالی جهان سرمايه داری چشم اندازی را پيش چشم ما گشود که استراتژيست ها و نظريه پردازان نئوليبرال و اصولگرا و اصلاح طلب هر يک به نوبه خود در تلاشند تا آن را پيش روی ما قرار ندهند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنجا که مومنان به دست های شفا بخش و نامرئی &quot; بازار &quot; در قلب زادگاه سرمايه داری مدرن در برابر بحران مالی با انعطافی – قابل احترام – برای جلوگيری از فروپاشی کامل سيستم سرمايه داری و خروج کاپيتاليسم از مخمصه و البته به قيمت بينواتر شدن ماليات دهندگان به نفع حفظ کارتل ها و ابرشرکت های چند مليتی دست به دامن دولت می شوند،تا آنجا که:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot; انگلستان، زادگاه خصوصي‌سازي مدرن، بخش اعظم صنعت بانكداري خود را ملي اعلام كرد. در چنين شرايطي كه گفته مي‌شود دوره تاچر- ريگان به پايان رسيده است، دولت آمريكا 250ميليارد دلار به بانك‌هايش اختصاص داد... &quot;&lt;SUP&gt;(1)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما قدرت جادويی پول می تواند دشمنانِ خونی را بر سر يک سفره بنشاند تا آن جا که &quot;محسن سازگارا&quot; در ميزگردی با شمای ِصدای آمريکا اين بحران را مساله ساده ای معرفی می کند که عقلای آمريکا در کنار هم آن را حل خواهند کرد، اما مساله تورم و گرانی و دموکراسی و حقوق بشر و ... در ايران همه ناشی از تصدی گری دولت و بهره نگرفتن ايران از دم مسيحايی بازار است. اين حرف را با کمی حوصله از زبان تک تک رسانه های کشور نيز خواهيد شنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر بحران سرمايه داری در قلب آن به سمتی رفت که در حالی که دولت ها بدهی ميلياردی بانک ها و موسسات مالی را از جيب ماليات دهندگان پرداخت می کردند، اما اين همان مردم بودند که بايد موج خصوصی سازی دانشگاه ها و نهاد های آموزشی با تعديل نیروهای گسترده که چيزی جز بيکاری و بی نوايی عده بيش تری از دهک های پايينی طبقات اجتماعی کشور های سرمايه داری را  در پی داشت پذيرا می شدند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين جا نه برای فرار از بحران بلکه به نام برای گريز از تورم و توسعه و رفاه !!! مردم بايد پذيرای همان اقدامات باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از جمله در حالی که به دلیل عدم ايجاد زير ساخت های لازم به جهت اشتغال زايی و عدم برنامه ريزی صحيح برای نيروی جوان انسانی دولت به ترويج مدرک گرايی در جامعه دامن زده است و با افزايش لجام گسيخته ظرفيت دانشگاه ها که نه از راه تقويت بستر ها و تنها از طريق گسترش آموزش پولی و تاسیس دانشگاه هايی بی کيفيت و فاقد حداقل امکانات ، گسترش پذيرش دانشجويان نوبت دوم – که اکنون برای جذب مشتری ديگر شبانه ناميده نمی شوند – و البته چه بهتر که نام آن ها را روزانه پولی می گذاشتند ظرفيت دانشجویان روزانه چندان افزایشی نيافته است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در همين شرايط بخش اعظمی از مسئولان دانشگاهی اين نوع پذيرش دانشجو را عامل عدم توانايی دانشگاه ها در تامين اعتبارات رفاهی دانشجويان می دانند &lt;SUP&gt;(2) &lt;/SUP&gt;این مساله از سال های آغازين عمر دولت نهم شدت بيش تری گرفته است و البته رقبای اصلاح طلب به اين امواج واکنش منفی نشان نداده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمود ملاباشي معاون دانشجويي وزارت علوم مهر  1385 گفت  توان هيات رئيسه دانشگاه ها بايد صرف درنورديدن مرزهاي دانش شود و دليلي بر صرف وقت هيات رئيسه دانشگاه ها در رسيدگي به امور رفاهي و خدمات دانشجويي وجود ندارد و مسئولين دانشگاه ها را به واگذاري امور رفاهي دانشجويان با اولويت خوابگاه هاي دانشجويي به بخش خصوصي فرا خواند.&lt;SUP&gt;(3)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرتضی زرينه زاد، رئیس صندوق رفاه دانشجويان  ، در چهل و سومين گردهمايی معاونان دانشجويی و فرهنگی دانشگاهها  گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معاونان دانشجويی و فرهنگی دانشگاهها در تذکری جدی به صندوق رفاه دانشجويان خواستار خصوصی سازی سرويسهای اياب و ذهاب دانشجويان شدند.&lt;SUP&gt;(4)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دكتر محمود ملاباشي، معاون دانشجويی وزارت علوم از افزايش 10 تا 20 درصدی قيمت غذا در سال 87 خبر داد و گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رقم دقيق بهای غذا به زودی مشخص می شود.&lt;SUP&gt;(5)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معاون دانشجويی وزارت علوم گفت: سياست اين است که برای رفع کمبود نيازهای خوابگاهی از خوابگاههای خصوصی و خودگردان نيز استفاده شود. همچنين پيش بينی می شود که مشکلات خوابگاهی از سال گذشته بيشتر نباشد. وی افزود: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حال حاضر 8/41 درصد پوشش خوابگاهی وجود دارد و با راه اندازی 53 خوابگاه اين رقم به 55 درصد خواهد رسيد.&lt;SUP&gt;(6)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و مشابه اين نسخه ها که اشتراک همگی آن ها خصوصی سازی است، اين در حالی است که ارمغان اين خصوصی سازی چيزی جز هزينه بيش تر ، کيفيت پايين تر و حتی محدوديت هايی بيش تر نبوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابر اظهارات دانشجويان ساکن خوابگاه های خصوصی – به خصوص دختران – با مواردی از قبيل بسته شدن زودهنگام درب خوابگاه ها ، کنترل شديد دانشجويان ساکن اين خوابگاه ها – در مواردی تعيين ساعت خاموشی ، ممنوعيت مکالمه با تلفن همراه از ساعت 11 يا 12 شب ، تاخير و ممانعت از دسترسی به خدمات و فوريت های  پزشکی و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;بومی سازی يا آپارتايد آموزشی :&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما مساله ديگری که ما در سال جاری با آن مواجه شديم يا بهتر آنکه بگوييم مساله ای که گستردگی آن موجبات رسانه ای شدن آن را فراهم آورد مساله بومی گزينی در کنکور سراسری است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; دبير شورای عالی انقلاب فرهنگی در حاشيه همایش آشنايی با پايگاه استنادی علوم جهان اسلام گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مصوبه بومی گزينی پذيرش دانشجو اشكال جدی ندارد و مسئولان آموزشی نبايد راضی شوند كه استعدادهای خوب و نخبگان، مناطق بومی خود را خالی كنند  وی افزود برنامه ريزی كنكور ۸۸ بایدبرمبنای بومی گزينی انجام شود.&lt;SUP&gt; (7)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گزينش بومی بر اساس مصوبه ای انجام شده که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تصويب شده است. بر اساس اين مصوبه 65 درصد حجم پذيرش دانشجو در دانشگاهها به صورت بومی انجام می شود.&lt;SUP&gt;(8)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اعمال اين مساله منجر به تجمع اعتراض آميز متقاضیان ورود به دانشگاه ها و خانواده های آن ها شد. &lt;SUP&gt;(9)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما همان طور که بالاتر رفت اين مساله با جديت پيگيری خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این مسائل در شرايطی رخ می دهد که از امسال معدل در کنکور کارشناسی ارشد پيوسته داخل با ضريب (2) اعمال می شود و متناسب با دانشگاه محل تحصیل ضريب تعلق می گيرد. اين ضريب برای دانشگاه های بزرگ بالاتر خواهد بود و عملا امکان ادامه تحصيل در برخی رشته ها با ظرفيت پايين را برای بخش قابل توجهی از دانشجويان کشور غير ممکن و مستقل از نتيجه کنکور می نمايد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از ديگر سو ، از آنجا که امکانات در سطح کشور عادلانه توزيع نشده است اینکه توقع کسب نمره ای همسان و همگن را از همه دانشجويان داشته باشيم فرضی کاملا خطاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;تبعيض جنسيتی و بومی سازی جنسيتی :&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما اقدام ديگری که از سوی مقامات مسئول انجام شده تبديل رشته های دانشگاهی به رشته های دخترانه – پسرانه و اعمال محدودیت در پذيرش اين رشته ها در کنکور سراسری می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين مساله در سال های اخير بار ها از سوی چهره هاي مطرح مذهبی مطرح شده است. به طور مثال آيت الله سبحانی رييس موسسه امام صادق،‌ در ديدار عبدلله جاسبي، رييس دانشگاه آزاد اسلامي گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اجراي طرح بومي‌سازي دانشجو، باعث حفظ عفاف و حجاب مي‌شود و اين مسئله بايد به صورت دستور العمل و بخشنامه درآمده و دانشگاه‌ها موظف به پذيرش دانشجويان ساكن در آن محل شوند.( 18 / 7 / 1387 )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اعمال اين مساله در کنکور 87 صراحتا از سوی مسئولان مربوطه تاييد شد، معاون سازمان سنجش آموزش کشور گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پذيرش جنسيتی در گروه علوم رياضی به نفع دختران و در گروه علوم&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;تجربی به نفع پسران خواهد بود. نحوه پذيرش جنسيتی دانشجو در کنکور 87 مانند کنکور سال گذشته است و تعداد رشته هايی که در آنها پذيرش جنسيتی صورت می گيرد نيز در مقايسه با سال گذشته تغيير نکرده است.&lt;SUP&gt;(10)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنين مدير کل دفتر گسترش و ارزيابی آموزش پزشکی از پذيرش جنسيتی در برخی رشته های دانشگاههای علوم پزشکی در کنکور سراسری خبر داد ، وی افزود ؛ وزارت بهداشت تمام تلاش خود را در برقراری عدالت جنسيتی در پذيرش دانشجو به انجام رسانده است. عدالت به معنای قرار دادن هر چيز به جای خود بوده و به معنای تساوی نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی گفت: در اين ميان طبيعتا برای ارائه خدمات درمانی در عرصه های گوناگون نياز به تربيت نيروی انسانی از هر دو جنس است تا جامعه اسلامی ما بتواند بطور متوازن از خدمات حرفه ای و موثر اين افراد استفاده کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما در مورد بومی گزينی جنسيتی زمزمه هايی  مبنی بر آنکه طرح هايی جهت بومی گزينی 100 درصدی دختران وجود دارند نيز شنيده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نائب رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر طرح الزام دانشگاه ها به پذيرش دانشجويان دختر ساکن در محل، حساب شده تدوين شود، طرحي مثبت است.&lt;SUP&gt;(11)&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;سياسی باش !! نترس &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما در اينجا پرسشی پيش می آيد و آن اينکه آيا اين مسائل تنها محدود به قفس دانشگاه و واژه &quot; صنفی &quot; هستند يا خير؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای اين پرسش بايد يک بار ديگر به سير مشکلات نگاه کنيم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پيش از آنکه به اين سير مشکلات بپردازيم بايد به اين نکته اشاره کرد که مسئولان دانشگاه ها عموما در تلاش اند تا اين اعتراضات را سياسی بنامند که از سوی عده ای فرصت طلب هدايت می شوند اما اين جا با کمی مکث ما هم پاسخ خواهيم داد آری!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی به عنوان بخشی از مردم ايران تاثيرات خصوصی سازی لجام گسيخته در دانشگاه ها را می بينيم به اجرای اين مساله در دانشگاه ها معترض و با طرح گسترده آن در جامعه مخالف هستيم. اين کار چيزی جز گسترش فقر برای ما به همراه نخواهد داشت، بويژه وقتي اين مسائل را در کنار مساله ای چون تلاش براي عضويت در سازمان تجارت جهانی - که چيزی جز شريک کردن طبقه آسيب پذير جامعه در ضرر های اقتصادی سرمايه داری جهانی و چپاول و استثمار آن ها در وقت فربهی نظام نخواهد بود- باري مسئله سياسي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کيست که پنهان کند هدف شما از بومی سازی دانشجويان ، کنترل اعتراضات داشجويی و حل و فصل کانون دانشجويی &quot; خوابگاه &quot; با ياری اهرم فشار خانواده است و چه کسی می تواند اين عمل يعنی محروم کردن دانشجويان ولو به قول شما متوسط و نه نخبگان از امکانات دانشگاه های بزرگ تر و سپس محدود کردن امکان ادامه تحصيل آن ها  از طريق اعمال معدل و ضرايب و ... را سياسي نداند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا کی دانشجو و  دانشگاه بايد زير سايه ديدگاه های تنگ نظرانه مرتجعين شاهد تبعيض جنسيتی باشد؟ آيا اينکه فرض را بر بی حجابی و بی عفتی دختران غير بومی گذاشته و با اين بهانه واهی راه را بر فرصت برابر دختران بببنديم، و، عدالت را قرار دادن هر چيز بر سر جای خود بناميم نه ايجاد فرصت برابر، چيزي جز مغلطه بازيست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بياييد شی واره با شهيدان 16 آذر برخورد نکنيم ، 16 آذر دال  ِ آزادی ، عدالت و مبارزه با امپرياليسم است،آن را به شئ ای جهت نمايش استقلال تصنعي و پارانويای ميهن پرستی تبديل نکنيم و مدلولش را به خودش برگردانيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;پانوشت :&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-      دنيای اقتصاد 27 مهر 1387&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-      ابتکار 25/7/1385&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-      همان (2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-      چهل و سومين گردهمايی معاونان دانشجويی و فرهنگی دانشگاهها 30/ 5 / 1387&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5-      دکتر ملاباشی در نشست مطبوعاتی در وزارت علوم 5 / 6/ 1387&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6-      همان (5)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7-      همايش آشنايی با پايگاه استنادی علوم جهان اسلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;8-      تجمع داوطلبان معترض به نتايج کنکور سراسری – به نقل از بی بی سی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;9-      همان ( 8)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;10-   نحوه پذيرش جنسيتی در کنکور 87 – تابناک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;11-   ايرنا &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 18:46:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چشم های کاملا بسته - منتشر شده در سرپیچ سوم</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;چشم های کاملا بسته&lt;/B&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بررسی آماری برخورد رسانه های خبری غربی با مساله اسرائیل – فلسطین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رویکرد رسانه های غربی به مساله فلسطین و اسرائیل نمونه ای بارز از آن چیزی است که می توانیم آن را فریب اذهان یا جهت دهی به اذهان بنامیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احتمالا ما هم از طریق رسانه های فارسی زبان ، بار ها شاهد بوده ایم که در بیان اخبار مربوط به این مناقشه این گونه عمل می شود که کشته های فلسطینی با عناوینی مثل ستیزه جو ، پیکارجو ، عضو سازمان نظامی ... و ... یاد می شوند یا به عنوان مثال در حمله هوایی که با هدف یکی از همان ستیزه جویان فوق انجام شده است چند فلسطینی کشته شده اند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صدای فارسی آمریکا ، از جمله رسانه هایی است که این روز ها به لطف نبود آلترناتیوی رسانه ای و با برخی تبلیغات داخلی به نوعی به یکی از منابع مورد استفاده مردم ایران برای پیگیری خبر ها بدل شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نحوه پوشش خبری تحولات فلسطین توسط این رسانه کاملا تبعیض آمیز و جهت دار است در یکی از این موارد به گزارش این رسانه در مورد تبادل اسرای لبنانی با اجساد سربازان اسرائیلی می پردازیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;fix news&quot; hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/FixNews-180.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;... امروز قرار است که تروریست لبنانی سمیر قنطار که به جرم کشتن شهروندان اسرائیلی از جمله خرد کردن جمجمه دختری 4 سال در حبس به سر می برد با جنازه 2 سرباز اسرائیلی مبادله شود هر چند که اتهام قتل کودک اسرائیلی را نپذیرفته است ... &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; لبنانی ها با این روز مثل یک جشن ملی برخورد کرده اند ... &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; اما در سویی دیگر در اسرائیل مساله به شکلی دیگر است&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چاشنی این گزارش مصاحبه ای با شیمون پرز ، پدر و برادر سربازان کشته شده اسرائیل و برخی از مردم اسرائیل می شود و با این جمله دلسوزانه پدر سرباز اسرائیلی تمام می شود که لبنانی ها که در این جنگ صد ها نفر از مردم خود را به کشتن دادند و ساختار های اقتصادی خود را نابود کردند از چه چیزی خوشحال هستند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این رسانه – البته بنا به فارسی بودن خود کمی ناشیانه – جای مخاطب خود فکر می کند و نتیجه هم می گیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید همه ما از این مطلب بفهیم لبنانی هایی که جنگی خانمان سوز به راه انداختند !! از آزادی یک تروریستی که جمجمه ی کودکی 4 ساله را خرد کرده خوشحال هستند و مثل یک عید ملی از آن استقبال می کنند در حالی که اسرائیلی ها غمگین برای تسکین روح خانواده های داغ دیده خود جام زهر آزادی این تروریست ها را نوشیده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این رسانه ها در شرایطی از غم اسرائیل و شادمانی لبنان در آزادی تروریستی که متهم به قتل کودکی اسرائیلی است در عناوین متعددی یاد می کنند (که لبنانی ها از بازگشت تروریست خویش شادمانند! )  به راحتی از اخبار مربوط به قتل کودکان فلسطینی می گذرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG alt=&quot;farda radio&quot; hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/radiologo.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای مثال رادیو فردا در 3 عنوان :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3:33  مبادله زندانیان اسراییل و حزب الله لبنان ساعاتی پیش انجام شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;14:52 برگزاری مراسم تدفین جنازه سربازان اسرائیلی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;19:41 جنازه سربازان اسیر حزب الله به خاک سپرده شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صدای فارسی آمریکا و بی بی سی (شادمانی در لبنان، نگرانی در اسرائیل ) نیز در اخباری به ذکر این مساله پرداختند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته مشترک تمامی این مطالب اندوه اسرائیلی ها ، شادمانی لبنانی ها و سابقه اتهامات سمیر قنطار است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این رسانه های دلسوز اما از اخبار فلسطین به راحتی چشم پوشی می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به عنوان مثال در تاریخ 29 جولی سال 2008 یک کودک 10 ساله فلسطینی احمد یوسف موسی  بر اثر اصابت گلوله اسرائیلی ها به سر وی کشته شد بر اساس گزارش شاهدان عینی این اتفاق در نزدیکی روستایی فلسطینی و در هنگامی که تعدادی از جوانان و نوجوانان قصد داشتند تا سیم خاردار هایی که توسط اسرائیلی ها در حریم روستا ایجاد شده بود را برطرف کنند. این شلیک بدون حتی اخطار منجر به قتل این کودک فلسطینی شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رسانه هایی که تماما بخشی از مقالات مربوط به آزادی اسرای لبنانی را به پیشینه اتهام یکی از آزادشدگان در مورد قتل کودکی اسرائیلی اختصاص داده بودند به راحتی از این خبر چشم پوشی کردند و این تنها یکی از انبوه سانسور خبری اخبار به نفع اسرائیل است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اینجا به بررسی آماری برخورد رسانه های غربی در سه بخش ؛ خبرگزاری ها ، روزنامه ها و رسانه های دیداری می پردازیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1 ) خبرگزاری ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;:AP&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;APیکی از بزرگترین منابع اخبار جهان برای آمریکایی هاست مطابق با ادعایAP، این رسانه قدیمی ترین و بزرگ ترین سازمان خبری است و تعداد زیادی از نشریات از این رسانه برای اخبار بین المللی خود استفاده می کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سایت آمریکاییifamericansknew&lt;SUP&gt;1&lt;/SUP&gt; که به تحلیل آماری مطالب منتشره توسط این رسانه پرداخته است. از اطلاعات آماری سایت سازمان معتبر اسرائیلی حقوق بشربه نام B`Tselem&lt;SUP&gt;2 &lt;/SUP&gt;&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;استفاده کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سایت ifamericansknew تمرکز آماری خود را بر تیتر ها و سطر های اول اخبار بدست آورده است زیرا که بر اساس نظر سنجی ها ، عده زیادی از مراجعه کنندگان تنها این عناوین را مطالعه می کنند ( در بسیاری از مواقع گزارش کامل توضیح همان موارد است ).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همان طور که گفته شد رسانه های خبری تحت عناوینی مثل ستیزه جو ، پیکار جو و... از نیرو های فلسطینی یاد می کنند و معمولا در گزارشات خود از عباراتی مثل این ؛ کشته شدن در نتیجه درگیری ، به دنبال تعقیب عضوی از گروه نظامی ... و غیره استفاده می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر اساس تحلیل گزارش آماری مذکور در 47 مورد از بیان اخبار کشته های فلسطینی AP   این مساله را نتیجه درگیری ( clash ) عنوان کرده است این تعداد برای اسرائیلی ها برابر صفر بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 212px; HEIGHT: 280px&quot; height=364 alt=table1 hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/table1.gif&quot; width=212 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته ای دیگر که در مورد رسانه های خبری جریان غالب می توان به آن اشاره کرد ، سعی در سانسور اعتراضات مسالمت آمیز فلسطینی هاست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر همین اساس در سال 2004 میلادی تعداد 79 راهپیمایی کاملا مسالمت آمیز برگزار شد که هیچ کدام از آن ها تحت پوشش AP قرار نگرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخبار و اطلاعیه های مربوط به سازمان های بین المللی و حقوق بشری در مورد از دیگر موارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; سانسور ، گزینش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مساله فلسطین و اسرائیل می باشد که یا سانسور می شوند و یا در مواردی جالب تنها به رسانه های غیر آمریکایی ارسال می شوند&lt;SUP&gt;3 &lt;/SUP&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جدولی که در ذیل می آید مقایسه آمار واقعی و آماری است که از اخبار متشره AP بدست آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;تعداد حقیقی کشته ها&lt;SUP&gt;4&lt;/SUP&gt; ( در همه رده های سنی )&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;108&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;821&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته ها (گزارش شده AP)&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;141&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;543&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;کشته های گزارش شده ( به درصد )&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;130.6 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;66.1 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;نسبت گزارش شده کشته های فلسطینی و اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=229 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;2.0 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;تعدادحقیقی کودکان&lt;SUP&gt;5&lt;/SUP&gt; کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;8&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;179&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;9&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;27&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;تعداد تکرار در گزارش کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;2&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;3&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=410 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;کشته های گزارش شده ( به درصد )&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=117&gt;
&lt;P&gt;112.5 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=111&gt;
&lt;P&gt;15.1 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=409&gt;
&lt;P&gt;نسبت گزارش شده کودکان کشته شده فلسطینی و اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=230 colSpan=3&gt;
&lt;P&gt;7.5 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR height=0&gt;
&lt;TD width=409&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=1&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=117&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=111&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 178px; HEIGHT: 188px&quot; height=280 alt=table hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/ap-fig1.gif&quot; width=180 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 159px; HEIGHT: 180px&quot; height=462 alt=table3 hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/ap-fig3.gif&quot; width=205 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2) روزنامه ها :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;NYT&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;New Yorke Times&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 415px; HEIGHT: 271px&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;تعداد حقیقی کشته ها ( در همه رده های سنی )&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;107&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;818&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;تعداد کشته ها (گزارش شده نیویورک تایمز )&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;159&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;334&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;کشته های گزارش شده ( به درصد ) &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;149 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;41 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;نسبت گزارش شده کشته های فلسطینی و اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=234 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;3.6 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=3&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;تعداد حقیقی کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;8&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;176&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;4&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;12&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;کشته های گزارش شده ( به درصد) &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=113&gt;
&lt;P&gt;50 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=121&gt;
&lt;P&gt;7 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=404&gt;
&lt;P&gt;نسبت گزارش شده کودکان کشته شده فلسطینی و اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=234 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;7.3 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید با در نظر گرفتن تیتر ها و سطور اول به نظر برسد که این آمار دقیقی نمی تواند باشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سایت اگر آمریکایی ها می دانستند &lt;SUP&gt;6 &lt;/SUP&gt;در حد فاصل 28 ژوئن 2004 الی 27 جولی 2004 به بررسی کامل متون و گزارشات منتشره به وسیله نیویورک تایمز پرداخته که نتایج زیر از آن بدست آمده است :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 390px; HEIGHT: 365px&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;28 ژوئن 2004 الی 27 جولی 2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد دقیق کشته ها&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;7&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;60&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد کشته های گزارش شده در تیتر و سطر های اول نیویورک تایمز&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;7&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;20&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;درصد تعداد کشته های گزارش شده در تیتر و سطر های اول&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;100 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;33 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=187 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;3.0 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد کشته های گزارش شده در 5 سطر اول گزارشات&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;11&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;20&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;درصد تعداد کشته های گزارش شده در 5 سطر اول گزارشات&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;157 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;33 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=187 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;4.7 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد کشته های گزارش شده در کل متن&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;18&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;49&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;درصد تعداد کشته های گزارش شده در کل متن &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;257 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;82 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=187 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;3.1 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمار مربوط به کودکان کشته شده در بازه زمانی فوق :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 407px; HEIGHT: 406px&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 width=407 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;28 ژوئن 2004 الی 27 جولی 2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد دقیق کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;18&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد کودکان کشته شده گزارش شده در تیتر و سطر های اول نیویورک تایمز&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;2&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;درصد تعداد کودکان کشته شده گزارش شده در تیتر و سطر های اول&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;100 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;11%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=187 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;9.0 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد کودکان کشته شده گزارش شده در 5 سطر اول گزارشات&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;2&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;3&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;درصد کودکان کشته شده گزارش شده در 5 سطر اول گزارشات&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;200%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;17%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=187 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;12.0 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;تعداد کودکان کشته شده گزارش شده در کل متن&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;4&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;7&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;درصد تعداد کودکان کشته شده گزارش شده در کل متن&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=94&gt;
&lt;P&gt;400%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=93&gt;
&lt;P&gt;39%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=451&gt;
&lt;P&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=187 colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;10.3 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند نکته در مورد گزارشات نیویورک تایمز :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته قابل توجه این است که با مقایسه آمار ها در میابیم که در گزارشات مربوط به اسرائیلی ها سعی شده است که اهمیت بیش تری به کودکان کشته شده نسبت به کشته های بزرگسال داده شود به&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گونه ای که در حد فاصل 29 ماه سپتامبر 2000 تا 28 سپتامبر سال 2001 درصد کلی کشته ها گزارش شده در تیتر و سطر های اول گزارشات 119 درصد در حالی که این مقدار برای کودکان اسرائیلی 125 درصد می باشد این مقدار برای فلسطینی ها 42 درصد در مقابل 18 درصد می باشد که تنها برداشتی که از این مساله می توان داشت تلاش رسانه های جریان غالب برای پنهان کردن جنایات اسرائیل علیه غیر نظامیان فلسطینی یا حداقل کم رنگ کردن آن نسبت به موارد مشابه آن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3) رسانه های خبری ( دیداری ) : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای جلوگیری از اطاله کلام تنها به گزارش جدولی اخبار رسانه هایABC،CBS،NBCدر مورد پوشش خبری وقایع سال مشابه 2004 می پردازیم:&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl style=&quot;WIDTH: 483px; HEIGHT: 353px&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فلسطین&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کلیه کشته ها سال 2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;821&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;107&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ABC&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;322&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;168&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;39.2 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;157.0 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=178 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.0 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;CBS&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;227&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;112&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;27.6%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;104.7%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=178 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.8 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;NBC&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;287&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;165&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;35.0 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;154.2 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=178 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.4 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl style=&quot;WIDTH: 431px; HEIGHT: 372px&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کودکان کشته شده 2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;179&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ABC&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;20&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;11.2 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;100.0 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=179 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9.0 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=459&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;CBS&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.9 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;50.0 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=179 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;12.8 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=459&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;NBC&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;18&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10.1 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;100.0 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد تعداد گزارش شده کودکان کشته شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=179 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9.9 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=459&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR height=0&gt;
&lt;TD width=83&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=95&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=1&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=459&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl style=&quot;WIDTH: 391px; HEIGHT: 393px&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اسرائیلی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کلیه کشته ها ( گزارش شده در عناوین خبر ها ) 2004&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;821&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;107&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ABC&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;78&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;98&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9.5 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;91.6 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=179 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9.6 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=459&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;CBS&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;96&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;59&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;11.7 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;55.1 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=179 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.7 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=459&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=638 colSpan=4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;NBC&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;165&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;77&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تعداد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=83&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;20.1 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=95&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;72.0 %&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=461 colSpan=2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درصد کشته های گزارش شده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=179 colSpan=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.6 : 1&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=459&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت کشته های گزارش شده اسرائیلی به فلسطینی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR height=0&gt;
&lt;TD width=83&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=95&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=1&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=459&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته جالب عدم ذکر تجمعی کشته های طرفین ( به عنوان مثال در سال مورد مطالعه 2004 ) است این در حالی است که مرتبا از زبان این رسانه ها بار ها ذکر شده است که در سال 2004  &quot; صد ها اسرائیلی کشته شدند &quot; امری که در واقعیت به نسبت بسیار بزرگ تری در مورد فلسطینی ها رخ داده بود (821 در مقابل 107 مورد) و این امر تنها برای کم رنگ کردن خشونت در قبال فلسطینی ها و بر جسته کردن خشونت علیه اسرائیلی هاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته این مساله محدود به چند رسانه خاص نمی شود برای مثال سی ان ان یا بی بی سی و یا هر شبکه خبری دیگر جریان غالب می توان موارد فراوانی از این تبعیض عامدانه را مشاهده کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای مثال سی ان ان در جریان جنگ اسرائیل علیه لبنان به سانسور و کم رنگ کردن فاجعه کشته شدن بیش از 50 شهروند لبنانی که در تاریخ 14 جولی 2006رخ داد می پردازد به گونه ای که این شبکه در &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اخبار های خود در ساعات :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10:31 ، 02 : 11 صبح و 12: 09، 12:19، 1:00، 1:30 ، 1:52 ، 2:00 ، 2:17 ، 2:30 ، 2:50 ، 4:04 بعد از ظهر،  بدون اشاره به کشته شدن بیش از 50 لبنانی به کشته شدن یک غیر نظامی اسرائیلی پرداخته است. و تنها در ساعت 12:05 بعد از ظهر به کشته شدن بیش از 45 شهروند لبنانی اشاره می کند که برنامه از سی ان ان بین المللی پخش می شود و در تمام بخش های خبری مرکز آمریکای سی ان ان سانسور می شود&lt;SUP&gt;7 &lt;/SUP&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این شبکه تظاهرات جهانی بر علیه تجاوز اسرائیل را هم که در کشور هایی از قبیل مراکش تا اندونزی ، روسیه ، بریتانیا ، اسکاتلند ، آلمان ، فرانسه و حتی اسرائیل برگزار می شود را سانسور می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا در مورد بی بی سی ، اوون گیبسون کارشناس رسانه در مقاله ای که در گاردین چاپ می کند ( گاردین 3 می 2006 ) در این مقاله بر اساس گزارش مستقل منتشر شده در مورد پوشش خبری بی بی سی به بیان این نکته می پردازد که پوشش خبری بی بی سی در مورد مناقشه اسرائیل – فلسطین گمراه کننده است و نوعی تبعیض سیستماتیک در این پوشش وجود دارد که باعث می شود سختی های مردم فلسطین تحت اشغال اسرائیل به شکلی مناسب گزارش و منعکس نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این بین تکلیف رسانه هایی مثل فاکس نیوز روشن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=voa hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/voalogo.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یک جمع بندی می توان موارد زیر را به صورت کلی در مورد نحوه پوشش این رسانه ها از مساله فلسطین و اسرائیل بیان کرد :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- تبعیض سیتماتیک در پوشش نقض حقوق انسانی فلسطینی ها نسبت به موارد مشابه در مورد اسرئیلی ها.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- برجسته سازی اخبار مربوط به کشته و زخمی های اسرائیلی نسبت به فلسطینی ها از طریق تکرار کشته های اسرائیلی، حذف کشته های فلسطینی و گزارش اخبار مربوط به تلفات اسرائیل در عناوین و سطور اول ، توضیح کشته های اسرائیلی به عنوان افرادی غیر نظامی و بر اساس اقدامات تروریستی و معرفی کردن کشته های فلسطینی با عناوینی مثل کشته شده بر اثر درگیری ، در پاسخ به حملات به مواضع اسرائیلی ، به دنبال تعقیب عضوی از گروه نظامی ... ، یا عنوان عضو گروه پیکارجوی ... ،&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یا ستیزه جوی ...   .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P&gt;Table 2 : killed children since 2000&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;3- برجسته سازی کشته های کودک اسرائیلی در قیاس با کودکان فلسطینی ( که از لحاظ جمعیتی بسیار بیش تر از اسرائیلی ها هستند) به گونه ای که از لحاظ درصدی ،  نسبت گزارشات در مورد تلفات کودکان اسرائیلی نسبت به درصد گزارشات مربوط به افراد بزرگسال بیش تر است در حالی که در مورد فلسطینی ها این مساله کاملا معکوس است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 372px; HEIGHT: 355px&quot; height=356 alt=&quot;children kiled&quot; hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/table2children_by_year-lg.gif&quot; width=478 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- سانسور اقدامات و اعتراضات مسالمت آمیز فلسطینی ها به منظور خشن معرفی کردن آن ها.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- سانسور آکسیون های اعتراضی علیه اقدامات جنگ طلبانه و تروریستی دولت اسرائیل.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- سانسور اطلاعیه ها و گزارشات نهادهای حقوق بشری در محکومیت دولت اسرائیل.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- از دیگر روش ها برای گمراه کردن اذهان عمومی بیان تجمعی تعداد کشته ها و زخمی ها بدون تفکیک بر اساس فلسطینی یا اسرائیلی بودن آن ها که تنها برای سرپوش نهادن بر عمق نا برابری در زیر پا نهادن حقوق انسان ها از سوی طرف اسرائیلی نسبت به طرف فلسطینی می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این مقاله تلاش بر این بوده است که به بررسی آماری پوشش رسانه های مختلف جریان غالب در مورد مساله فلسطین و اسرائیل پرداخته شود و در این بین از رسانه های مختلف اعم از خبرگزاری ، رسانه های تصویری و روزنامه ها استفاده شده است. برای این منظوراز یافته های آماری سایت های پیگر مساله فلسطین ( به خصوص در مورد پوشش رسانه ای مساله فلسطین) بهره گرفته شده است. امید است که این مقاله توانسته باشد هدف خود مبنی بر نمایش عمق این تبعیض سیستماتیک- البته به شکلی موجز- را برآورده کرده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- سایت ifamericansknew.com &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- برای اطلاعات بیش تر به BTselem.org مراجعه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- مثلا گزارش سازمان بین المللی دفاع از کودکان که مرکزیت آن در کشور سوئد است که در گزارش خود در سال 2004 گفت 373 نفر از کودکان فلسطینی زیر 18 سال در مراکز بازداشت موقت و یا زندان های اسرائیل به سر می برند. این داستان به رسانه های آمریکایی ارسال نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- این تعداد کشته ها بدون در نظر گرفتن کسانی است که بر اثر تاخیر در ارسال دارو یا به دلیل توقف در پایگاه های ایست وبازرسی اسرائیلی ها جان باخته اند. با درنظر گرفتن این تعداد ( بر اساس آمار حلال احمر فلسطین ) 881 نفر کشته شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- بر اساس معیار های بین المللی کودک به کسانی اطلاق می شود که 17 سال یا کمتر دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- همان پی نوشت شماره (1)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7 – سایت http://www.pmwatch.org&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Oct 2008 07:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نفی اثباتی !</title>
<link>http://mparizadm.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>مطلب زیر در نقد مطالب زیر خطاب به دوست عزیزم مازیار سمیعی نوشته ام. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rokhdaad.com/yaddasht-d.php?id=248&quot; target=_blank&gt;از ایدئولوژی &quot;زندگی&quot;&lt;/A&gt; از امید مهرگان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://sarpich.com/spip.php?article56&quot; target=_blank&gt;فریاد پشگان&lt;/A&gt; از مازیار سمیعی منتشر شده در &lt;A href=&quot;http://sarpich.com/&quot; target=_blank&gt;سرپیچ&lt;/A&gt; سوم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 189px; HEIGHT: 171px&quot; height=174 alt=hippie hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/hippie.jpg&quot; width=317 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 201px; HEIGHT: 170px&quot; height=452 alt=&quot;no smoking&quot; hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/NoSmokingSymbol.jpg&quot; width=309 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;نفی اثباتی !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاملی در تبلیغات سرمایه داری و آنچه ما باید انجام دهیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مازیار عزیز در چند خط آخر مقاله فریاد پشگان که - مثل همیشه مقاله خوبی بود – به نکاتی اشاره کرد که برای من یادآور مقاله ایدئولوژی زندگی امید مهرگان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این که سرمایه داری به طور مثال در مورد میل جنسی به ما نشان می دهد که چگونه ، با چه روشی ، با چه کسی ، که چه خصوصیاتی باید داشته باشد و ... و... و...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از میل جنسی تان لذت ببرید شکی در آن نیست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از ملکه های زیبایی و دختران شایسته گرفته ، نمایشگاه مد تا پلی بوی و هر سالن س.کس و فیلم و مجله ای.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انسان به عنوان موجودی مختار تبدیل می شود به دستگاهی که مطابق برنامه ای که برای او می نویسندلذت می برد ، فکر می کند ، عاشق می شود و ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مساله مورد نظر من اشاره ای بود از تو پیرامون مواد مخدر :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; پای خود پروژه لذت می‌لنگد. نخست به این دلیل ساده که نظام طبقاتی مروج زندگی و لذت، خود عمده‌ترین مانع زندگی و لذت برای طبقات فرودست است و درواقع برای اکثریت افراد لذت بردن در گروی انهدام آن خواهد بود. حتی اگر فقر مانع لذت نشود، سرمایه داری نمی‌تواند تحقق میل همگان را تحمل کند. انفجار لذت طبیعتا بر کارایی و بهره‌وری اثر منفی خواهد گذاشت. به این ترتیب افراد از بسیاری لذایذ منع می‌شوند. مواد مخدر و داروهای محرک، روابط جنسی افراطی و... به عنوان اعمال «پر خطر» ممنوع می‌شوند. دیگر منابع لذت نیز تا حدی اعتدالی و ایمن مجال بروز دارند. شما همواره باید مراقب خورد و خوراکتان باشید. &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که ناخود آگاه من را به یاد مقاله ایدئولوژی زندگی امید انداخت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از میان تردید هایم 2 مورد را انتخاب می کنم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- مواد مخدر 2- ایدز ( که مهرگان به آن اشاره کرده بود)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولی :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مقاله یادی از &quot; هیپی ها &quot; کردی:  &quot;.(در مورد مشابه یعنی هیپیسم، سهولت تبخیر هسته سخت‌اش آن‌را از جنبشی اعتراضی و رادیکال به کالایی ویترینی و توریستی تبدیل کرده است.)&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سال های پر خاطره دهه 60 میلادی ؛ هیپی ها ، جریان ضد فرهنگی ، می 68 و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایدئولوژی نوینی که جامعه ای &quot;نو&quot; طرح ریخته بود تا در آن جنگ معنایی نیابد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا این آگاهی یا &quot; ایده &quot; عالی نمود عملی هم یافت ؟ بله اما دستاورد جامعه هیپی برای ما چه بود؟ ایراد کار کجا بود؟ یک سوال دارم اگر قرار باشد در راستای دهن کجی به ایدئولوژی سرمایه داری که محدود کننده لذت است بخواهیم در نفی آن خود را اثبات کنیم و با رفتن مثلا به سمت ترویج استفاده از مواد مخدر چه چیزی عایدمان می شود؟ در کنار آن ایدئولوژی و آرمان ناب – وجهه مثبت جریان ضد فرهنگی – ال اس دی برای آنان چه ارمغانی داشت؟ آیا این نیروی عظیم انسانی در جهت تغییر نظم موجود حرکت کرد؟ یا نظم مطلوب خود را در توهمات ال اس دی ساخت و به آن خو کرد؟قصد ندارم آیه وار برای تصدیق نظر خودم سخنی از مارکس بیاورم اما هدف ما از مبارزه با کلیه اشکال از خودبیگانگی انسان چیست؟ جز بازگرداندن جهان انسان و روابط انسان به خود او ؟ اینجا برای تاکید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر سخنم قسمتی از اول مقدمه ای بر نقد فلسفه حق هگل را از مارکس می آورم . هدف مارکس از مبارزه با مذهب که رایحه معنوی جهان بی روح ماست چه بود؟جز الغای مذهب به عنوان سعادت خیالی مردم وطلب سعادتی واقعی برای آنان است و چه جالب که مارکس مذهب را افیون مردم می دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;افیون که در کلام مارکس اسم دلالتی است که بر مذهب دلالت می کند در کلام من در نقش مدلول خود جای می گیرد اگر مذهب تنها روح انسان را مصلوب می کرد مواد مخدر نه تنها روح که جسم او را هم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این میان سوال دیگری هم پیش می آید رفیق.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سود سرشار مواد مخدر نصیب چه کسانی می شود ؟ باید پوستر های یونیسف را باور کنیم یا آنچه بی پرده در جامعه هویداست؟ جز این است که هروئین در کارخانه های سرمایه داران ساخته می شود ، سرمایه اش پول سیاهی است و مبادله اش در بازاری انجام می شود که میلیتاریسم از آن صیانت می کند و اگر زمانی مارکس می گفت کارگران به وضعی دچار خواهند شد که بر اثر تقسیم کار و بیگانگی کار انسان به موجودی تبدیل می شوند که زندگی اش وابسته به خواست سرمایه دار است و حقوقش نانی است تا او را زنده نگه دارد کارگران این صنعت پر درآمد تعبیر کلام مارکس هستند. کارگرانی که قاچاقچیان انسان این مدیران صنعت مواد مخدر از میان جهان فقر به خدمت می گیرند و در تقسیم کاری حساب شده زنان را به بازار س.کس می فرستند و مردان را به بازار مواد مخدر اما رهبران سرمایه داری جهانی این مخالفان &quot; مهاجران غیر قانونی &quot; !! از یک سو با ندادن اقامت به این کارگران و سویی دیگر با اقدامی انسان دوستانه !! این مهاجران را دیپورت نمی کنند تا نیروی کاری که می خواستند آماده شود اما اینان از آنچه مارکس می گفت بی نوا ترند زیرا اگر ارزش افزوده خودشان بیش تر از آنی باشد که از کارشان حاصل می شود باید به قسمت دیگری از بازار که فروش و تجارت اعضای انسان است سپرده شوند این هم کارگران و توزیع کنندگان مواد مخدر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مقاله مهرگان اشاره ای هم به &quot; سیگار &quot; و این جمله روی پاکت آن شده بود که &quot;سیگار اصلی ترین عامل سرطان است &quot; بار دیگر این پرسش پیش می آید که سیگار را باور کنیم یا پاکت آن را؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شرکت هاي دخانيات امريکايي بزرگترين توليدکننده و صادرکننده سيگار در جهان هستند و از قضا کشوری که ما در آن زندگی می کنیم و آمریکا و شرکایش حتی &quot;آپلود تصاویر و گوگل کروم &quot; را به بهانه مبارزه با تلاش ایران برای دسترسی به آنچه که خود به کارش گرفته اند بر ما تحریم کرده اند همین عضو محور شرارت بر اساس اطلاعات مرکز آمار آمریکا بعد از ژاپن و عربستان سعودي سومين مصرف کننده بزرگ سيگارهاي امريکايي در جهان است[نگا پ.ن 1]&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال قسم حضرت ابولفضل را باور کنیم یا دم خروس را ( یا شاید هر دوی آن ها را )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درست است که جهت دهی علایق جزیی از سازوکار سیستم برای بازتولید انسان مطلوب خود است و در این راه حتی دست به دامان کلیسا هم می شوند تا فرزندان شورشی بشر را بر سر عقل بیاورند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما من هرچه فکر می کنم سرمایه داری را در تضاد با مواد مخدر نمی بینم (نگاه کنید به افزایش تولید تریاک در افغانستان تحت اشغال آمریکا)[نگا پ.ن 2]&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما دومی (ایدز) :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان طور که در مقدمه آوردم سیستم ، رفتار جنسی ما را با مکانیزم مطبوع خود تنظیم می کند و شاید در نگاهی هدفش از تبلیغات ضد ایدز همین باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما سهم جهان از ایدز را چگونه تقسیم کرده اند؟ مگر نه اینه 67 درصد مبتلایان ایدز آفریقایی هستند مگر نه اینه در مدت 17 سال 90 تا 2007 که نظم نوین جهانی می رفت تا پایان خوش جهان را رغم زند این مقدار از 8 ملیون نفر به 33 ملیون نفر رسیده است؟[نگا پ.ن 3 ]&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا دادن اطلاعات در این زمینه که به خصوص زنان و کودکان را به کام مرگ می کشد مخالف با لذت بردن انسان است؟ آن هم در افریقایی که هنوز دختران را ختنه می کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این صنعت س.کس – که خودت زیبا نوشتی در موردش &quot; &lt;A href=&quot;http://joojs.net/spip.php?article68&amp;var_recherche=%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&quot; target=_blank&gt;رسوایی اخلاق&lt;/A&gt;&quot; – کسانی که ما را به دیدن دختران داغ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرا می خوانند و برای ارضای تقاضا (البته ارضای جیب خود) فانتزی تجاوز را از ناخودآگاه ما بیرون می کشند تا ما را به زدن جلق برای ارضای سادیسم خود بنشانند و نفنگداران حافظ وضع موجود و چپاول – بخوانید صلح بانان – تحت همین تعالیم آنچه را که به لطف سیستم بار ها دیده اند و در ذهن هزار بار مرور کرده اند در آفریقا و ابوقریب به جهان واقع بیاورندو قربانیان مگر نه بی نواترین مردم جهانند؟ ایدز در آفریقا چگوته شیوع پیدا کرد؟[نگا پ.ن 4]&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایدز یک بیماری فانتزی نیست ، ایدز بیماری طبقات فرو دست است و از قضا رابطه تنگاتنگی با مواد مخدر دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سکس برای تهیه مواد مخدر ، مواد مخدر برای تسهیل تجاوز ، ایدز از طریق سکس برای تهیه مواد مخدر و ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه ی این ها کسانی هستند که لذت هایشان را می فروشند تا نانی بستانند یا گردی تا دمی فراموش کنند و فردا روز از نو.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عجیب جامعه سرمایه داری شبیه فیلمی است که خود از دیدن آن بوسیله افراد زیر 18 سال جلوگیری می کند س.کس ، مواد مخدر ، خشونت و عجیب این مثلث در پیوند با هم قرار دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ال اس دی جامعه آرمانی هیپی ها ، بوی خون و سکون می دهد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترویجش نمی کنم! ولی افتخار می کنم به آرمانشان وافتخار می کنم که عضوی از جریان ضد فرهنگی باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن 1 :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزنامه اعتماد 31/6/1387&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گواه ديگر، نتايج بررسي هاي وزارت كشاورزي امريكا است كه در سال 2005 مدعي شد ايران چهارمين واردكننده سيگار از امريكا است.گزارش وزارت كشاورزي امريكا مبتني بر ميزان صادرات سيگار به ايران بوده كه در سال 2004، يك ميليارد و 900 ميليون نخ و اين رقم براي سال 2005 ، 12 ميليارد و 7 ميليون نخ اعلام شده است. اين ادعا زماني مطرح شد كه هنوز تحريم هاي اقتصادي بر ايران تحميل نشده بود و حداقل در زمينه واردات سيگار، منعي براي مراوده با شركت هاي امريكايي وجود نداشت. سه ماه قبل، دكتر مصطفي معين- رئيس انجمن آسم و آلرژي ايران- خبر داد كه رتبه ايران در واردات سيگار از امريكا به رديف دوم ارتقا يافته و هم اكنون ايران در جايگاه دومين كشور واردكننده سيگار از امريكا قرار گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبرگزاری سلامت نیوز : 23 اردیبهشت 86&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اداره آمار امريکا اعلام کرده است ايران بعد از ژاپن و عربستان سعودي سومين مصرف کننده بزرگ سيگارهاي امريکايي در جهان است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به گفته اين سازمان سيگار مهم ترين کالاي مجاز صادراتي سال هاي اخير شرکت هاي امريکايي به ايران بوده است. با وجود اين که دولت امريکا در ماه هاي اخير تحريم هاي بيشتري عليه ايران وضع کرده است اما سيگارهاي امريکايي در فهرست تحريم هاي ايران قرار ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گزارش هاي سازمان بهداشت جهاني حاکي از آن است که ايران يکي از کشورهاي مورد علاقه شرکت هاي دخانيات خارجي است. در اين ميان &lt;B&gt;شرکت هاي دخانيات امريکايي به عنوان بزرگترين توليدکننده و صادرکننده سيگار در جهان&lt;/B&gt; توجه ويژه يي به ايران دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن 2 :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بی بی سی :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مواد مخدر در افغانستان هم چنان منبع حدود ۶۰ درصد از درآمد اقتصادی است. از زمان سرنگونی طالبان تجارت مواد مخدر رونق فراوانی پیدا کرده و افغانستان تولید کننده بیش از نود درصد تریاک جهان است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Washington post &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;In addition to a 26 percent production increase over past year -- for a total of 5,644 metric tons -- the amount of land under cultivation in opium poppies grew by 61 percent. Cultivation in the two main production provinces, Helmand in the southwest and Oruzgan in central Afghanistan, was up by 132 percent.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Opium production in Afghanistan, which provides more than 90 percent of the world&apos;s heroin, broke all records in 2006, reaching a historic high despite ongoing U.S.-sponsored eradication efforts, the Bush administration reported yesterday.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;According to a major report on the Afghan drug industry jointly released last week by the World Bank and the U.N. Office on Drugs and Crime, key narcotics traffickers &quot;work closely with sponsors in top government and political positions.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این گزارشی که رشد تولید تریاک در افغانستان تحت حمایت آمریکا را نشان می دهد بر اساس گزارش سازمان ملل رهبران و اشخاص مهم سیاسی در راس این تجارت قرار دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن 3 :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;AIDS&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;Regional statistics for HIV &amp; AIDS, end of 2007&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;Region&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;Adults &amp; children &lt;BR&gt;living with HIV/AIDS&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;Adults &amp; children &lt;BR&gt;newly infected&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;Adult prevalence*&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;Deaths of &lt;BR&gt;adults &amp; children&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Sub-Saharan Africa&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;22.0 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;1.9 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;5.0%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;1.5 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;North Africa &amp; Middle East&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;380,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;40,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.3%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;27,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Asia&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;5 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;380,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.3%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;380,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Oceania&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;74,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;13,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.4%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;1,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Latin America&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;1.7 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;140,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.5%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;63,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Caribbean&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;230,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;20,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;1.1%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;14,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Eastern Europe &amp; Central Asia&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;1.5 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;110,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.8%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;58,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;North America, Western &amp; Central Europe&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;2.0 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;81,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.4%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;31,000&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;Global Total&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;33.0 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;2.7 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;0.8%&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;2.0 million&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;* Proportion of adults aged 15-49 who were living with HIV/AIDS&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.avert.org/worldstats.htm&quot;&gt;http://www.avert.org/worldstats.htm&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر می کنم پراکندگی جمعیتی و مقدار مرگ کودکان بر اثر ایدز عمق فاجعه را به خصوص در آفریقا نشان می دهد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=193 alt=&quot;global aids graph&quot; hspace=0 src=&quot;http://i412.photobucket.com/albums/pp210/mohiran1987/GlobalGraph-1.gif&quot; width=424 border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن 4 :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گزارش ایونا به نقل از رویترز ، شوراي امنيت سازمان ملل با بيان اينكه تجاوز جنسي ديگر محصول جانبي جنگ نيست و به يك تاكتيك نظامي تبديل شده است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پاتريك كامائرت فرمانده پيشين نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل نيز در اين نشست گفت: در درگيري‌هاي مسلحانه، زن بودن از سرباز بودن بسيار خطرناك‌تر شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سخنرانان نشست شوراي امنيت از يوگسلاوي سابق، منطقه دارفور سودان، جمهوري دموكراتيك كنگو، روآندا و ليبريا به عنوان مناطق جنگي كه خشونت‌هاي جنسي تعمدي در آنها به ميزان زياد رخ مي‌دهد، نام بردند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقامات رسمي سازمان ملل اعلام كردند:‌ اين مشكل در حال حاضر در شرق كنگو بسيار حاد است. با اين حال نظرسنجي اخير از 2000 زن و دختر در ليبريا نشان داد كه 75 درصد از آن‌ها در خلال جنگ داخلي اين كشور مورد تجاوز قرار گرفتند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين قطعنامه هم چنين از بان كي مون دبير كل سازمان ملل، درخواست كرد تا گزارشي ويژه در خصوص اين مساله در سال آينده ارايه كند و روند توقف سوء‌ استفاده جنسي توسط صلح بانان سازمان ملل را كه به جرايم جنسي در چند كشور متهم هستند، تشديد كند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iwna.ir/shownews.aspx?newsid=12758&quot;&gt;http://www.iwna.ir/shownews.aspx?newsid=12758&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;………………………&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يک سازمان يه کودکان در بريتانيا از دست داشتن صلح بانان و کارکنان سازمان هاي امدادرساني بين المللي در آزار جنسي کودکان در کشورهاي بحران زده خبر داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دختري سيزده ساله در ساحل عاج چگونگي تجاوز 10 سرباز صلح بان را به خود در زميني در نزديکي خانه اش در ساحل عاج توضيح داده است. به گفته او اين افراد پس از تجاوز دسته جمعي به او، او را که در حال خونريزي بود رها کردند و رفتند.  هيچ اقدامي عليه اين سربازان به عمل نيامده است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم سالاری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=29019&quot;&gt;http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=29019&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Sep 2008 11:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mparizadm&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>mparizadm</dc:creator>
<guid>http://mparizadm.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
